محبوبترین آثار ماه
Jujutsu Kaisen
Jujutsu Kaisen Modulo
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Who Made Me a Princess
Solo Leveling
The Return of the Disaster-Class Hero
Magic Emperor
Latna Saga: Survival of a Sword King
Blue Lock
SPY×FAMILY
همه آثار (190 اثر)
The Swordmaster’s Son
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
Teenage Mercenary
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
Doom Breaker
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
Solo Leveling: Ragnarok
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
Chainsaw Man
دنجی رویای سادهای دارد؛ اینکه زندگیای شاد و آرام داشته باشد و وقتش را با دختری که دوستش دارد بگذراند. اما واقعیت فاصلهی زیادی با این رویا دارد. دنجی برای پرداخت بدهیهای سنگینی که کمرش را شکستهاند، مجبور میشود به دستور یاکوزا به شکار و کشتن شیاطین بپردازد. او از شیطان خانگیاش، پوچیتا، بهعنوان سلاح استفاده میکند و برای بهدست آوردن اندکی پول حاضر است هر کاری انجام دهد.
با این حال، زمانی میرسد که دیگر به درد یاکوزا نمیخورد و بهدست شیطانی که با آنها قرارداد دارد، کشته میشود. اما در چرخشی غیرمنتظره، پوچیتا با بدن بیجان دنجی یکی میشود و قدرتهای شیطان ارهبرقی را به او میبخشد. دنجی که دوباره زنده شده، حالا میتواند بخشهایی از بدنش را به ارهبرقی تبدیل کند و با استفاده از این تواناییهای جدید، دشمنانش را به شکلی سریع و بیرحمانه نابود کند.
این قدرتها توجه شکارچیان رسمی شیطان را که از سوی ادارهی امنیت عمومی به محل آمدهاند، جلب میکند و به دنجی پیشنهاد میشود بهعنوان یکی از آنها مشغول به کار شود. حالا که توان رویارویی با حتی خطرناکترین دشمنان را دارد، دنجی از هیچ تلاشی برای رسیدن به رویاهای سادهی نوجوانانهاش دریغ نخواهد کرد.
دنجی رویای سادهای دارد؛ اینکه زندگیای شاد و آرام داشته باشد و وقتش را با دختری که دوستش دارد بگذراند. اما واقعیت فاصلهی زیادی با این رویا دارد. دنجی برای پرداخت بدهیهای سنگینی که کمرش را شکستهاند، مجبور میشود به دستور یاکوزا به شکار و کشتن شیاطین بپردازد. او از شیطان خانگیاش، پوچیتا، بهعنوان سلاح استفاده میکند و برای بهدست آوردن اندکی پول حاضر است هر کاری انجام دهد.
با این حال، زمانی میرسد که دیگر به درد یاکوزا نمیخورد و بهدست شیطانی که با آنها قرارداد دارد، کشته میشود. اما در چرخشی غیرمنتظره، پوچیتا با بدن بیجان دنجی یکی میشود و قدرتهای شیطان ارهبرقی را به او میبخشد. دنجی که دوباره زنده شده، حالا میتواند بخشهایی از بدنش را به ارهبرقی تبدیل کند و با استفاده از این تواناییهای جدید، دشمنانش را به شکلی سریع و بیرحمانه نابود کند.
این قدرتها توجه شکارچیان رسمی شیطان را که از سوی ادارهی امنیت عمومی به محل آمدهاند، جلب میکند و به دنجی پیشنهاد میشود بهعنوان یکی از آنها مشغول به کار شود. حالا که توان رویارویی با حتی خطرناکترین دشمنان را دارد، دنجی از هیچ تلاشی برای رسیدن به رویاهای سادهی نوجوانانهاش دریغ نخواهد کرد.
Kamonohashi Ron no Kindan Suiri
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
Another Blue Lock: Episode Omotesando
داستان، منشأ مسیر رین ایتوشی برای رسیدن به پروژهی بلو لاک را به تصویر میکشد
داستان، منشأ مسیر رین ایتوشی برای رسیدن به پروژهی بلو لاک را به تصویر میکشد
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Shadows House
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
Blue Period
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
Jujutsu Kaisen Modulo
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
Boruto: Two Blue Vortex
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.