محبوبترین آثار ماه
Ao no Hako
Sousou no Frieren
Solo Leveling
Tokyo Revengers
Jujutsu Kaisen
Kaijuu 8-gou
The Beginning After the End
SPY×FAMILY
Akatsuki no Yona
Dungeon Reset
همه آثار (108 اثر)
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
Creepy Cat
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
InuYasha
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
A Certain Scientific Accelerator
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
A Certain Scientific Accelerator: Dark Matter
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.
Ao no Hako
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
Mahoutsukai no Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
The Horizon
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.
Dead Heads
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
NOiSE
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
Abara
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
Fantastic Four: 1234
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
Daredevil: Yellow
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.