محبوبترین آثار تاریخی
The Great Mage Returns After 4000 Years
Father I Dont Want to Get Married
I Plan To Divorce My Villain Husband, but We Have A Child
I Am the Fated Villain
Seabird and the Wolf
Tales of Demons and Gods
I will Seduce the Northern Duke
The Lady And The Beast
The Viridescent Crown
The Heavenly Demon Cant Live a Normal Life
تاریخی (67 اثر)
The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Seabird and the Wolf
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
I Became a Renowed Familys Sword Prodigy
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
The Siren Becoming the Villains Family
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
Path of the shaman
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
I Plan To Divorce My Villain Husband, but We Have A Child
من در بدن زنی که با شیطان ازدواج میکنه تناسخ پیدا کردم. محکوم به اینکه تا مرگ توسط شوهرم تعقیب بشم. "من همیشه کنارت میمونم" من تصمیم گرفتم مدتی با این شوهر طفلکم مهربون باشم. ولی یک روز، وقتی که به بزرگسالی رسیدم و تصمیم گرفتم نقشهی طلاقم رو عملی کنم، یه فرشتهی کوچولو در شبی پر از غافلگیری در وجودم ظاهر شد. پس من تصمیم گرفتم قبل از اینکه کسی بفهمه فرار کنم.
من در بدن زنی که با شیطان ازدواج میکنه تناسخ پیدا کردم. محکوم به اینکه تا مرگ توسط شوهرم تعقیب بشم. "من همیشه کنارت میمونم" من تصمیم گرفتم مدتی با این شوهر طفلکم مهربون باشم. ولی یک روز، وقتی که به بزرگسالی رسیدم و تصمیم گرفتم نقشهی طلاقم رو عملی کنم، یه فرشتهی کوچولو در شبی پر از غافلگیری در وجودم ظاهر شد. پس من تصمیم گرفتم قبل از اینکه کسی بفهمه فرار کنم.
The Tears Of A Jester
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
Killing my love
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
I will Seduce the Northern Duke
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
A Tender Heart The Story Of How I Became A Dukes Maid
خلاصه: دختری بعد از خواندن یه رمان تراژدی درمورد پسری که در زندگیش بدبختی زیادی کشیده خیلی غمگین میشه و از ته قلبش دعا میکنه که کاش داستان یه جور دیگه میشد و فردای آن روز وقتی از خواب بیدار میشه خودشو در لباس خدمتکاری میبینه و....
خلاصه: دختری بعد از خواندن یه رمان تراژدی درمورد پسری که در زندگیش بدبختی زیادی کشیده خیلی غمگین میشه و از ته قلبش دعا میکنه که کاش داستان یه جور دیگه میشد و فردای آن روز وقتی از خواب بیدار میشه خودشو در لباس خدمتکاری میبینه و....
After Tasting It Gulp
تو این شرایط غذا میخوری؟ البته تا زمانی که بمیرم باید طعمشو بچشم یکی میخوای؟ اون در رمانی به عنوان لوانا شاهزاده خانم رها شده تناسخ یافت و مرگ اون از قبل قطعی شده بود اون فقط میخواست مردم رو در مورد استعداد آشپزیش مطلع کنه اما به دلیل گوشت پنیری اونو به عنوان یک جادوگر اشتباه نگرفتند ژنرال ارتش فاتح دوک لژیون که حس چشایی خودشو از دست داده بود اونو به خاطر تند تندهای خارق العادش و شکستن نفرینی که نسل به نسل نازل شده بود به امپراتوری برد خوشمزست نه ؟ همونو برای شام آماده کن اون خوشحال بود که می تونست به اندازه دلخواه غذای خوشمزه بپزه و بخوره... اما حالا می خواست از لژیون نیز مراقبت کنه سه وعده در روز بخور و حتما دسر درست کن............
تو این شرایط غذا میخوری؟ البته تا زمانی که بمیرم باید طعمشو بچشم یکی میخوای؟ اون در رمانی به عنوان لوانا شاهزاده خانم رها شده تناسخ یافت و مرگ اون از قبل قطعی شده بود اون فقط میخواست مردم رو در مورد استعداد آشپزیش مطلع کنه اما به دلیل گوشت پنیری اونو به عنوان یک جادوگر اشتباه نگرفتند ژنرال ارتش فاتح دوک لژیون که حس چشایی خودشو از دست داده بود اونو به خاطر تند تندهای خارق العادش و شکستن نفرینی که نسل به نسل نازل شده بود به امپراتوری برد خوشمزست نه ؟ همونو برای شام آماده کن اون خوشحال بود که می تونست به اندازه دلخواه غذای خوشمزه بپزه و بخوره... اما حالا می خواست از لژیون نیز مراقبت کنه سه وعده در روز بخور و حتما دسر درست کن............
Adelaides La Dolce
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...