محبوبترین آثار ماه
Magic Emperor
Blue Lock
Jujutsu Kaisen
Who Made Me a Princess
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
The Beginning After the End
Solo Leveling
SPY×FAMILY
The Swordmaster’s Son
Boruto: Two Blue Vortex
همه آثار (400 اثر)
Teenage Mercenary
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
Black Haze
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
Revenge of the Iron-Blooded Sword Hound
سگ شکاری خانواده باسکرویل، " ویکیر ون باسکرویل" برای اینکه خانوادش رو به بزرگترین خانواده تبدیل کنه مسیر آدمکشی و جاسوسی رو پیش میگیره. هرچند، پاداش وفاداری به خانوادش، اتهام دروغ به خیانت و در آخر تیغ سرد گیوتین بود. "دیگه هیچوقت مثل یه سگ شکاری زندگی نمیکنم که وقتی شکارش تموم شد، از شرش خلاص بشن." ولی در لحظه مرگ یه فرصت غیر منتظره بهش داده میشه. چشمان ویکیر زمانی که داره دندونهاش رو توی تاریکی تیز میکنه، میدرخشـه. "منتظرم بمون هیوگو. این دفعه تویی که با دندونهام تیکه پاره میشی." و به همین ترتیب، انتقام خونین سگ شکاری آغاز میشه!
سگ شکاری خانواده باسکرویل، " ویکیر ون باسکرویل" برای اینکه خانوادش رو به بزرگترین خانواده تبدیل کنه مسیر آدمکشی و جاسوسی رو پیش میگیره. هرچند، پاداش وفاداری به خانوادش، اتهام دروغ به خیانت و در آخر تیغ سرد گیوتین بود. "دیگه هیچوقت مثل یه سگ شکاری زندگی نمیکنم که وقتی شکارش تموم شد، از شرش خلاص بشن." ولی در لحظه مرگ یه فرصت غیر منتظره بهش داده میشه. چشمان ویکیر زمانی که داره دندونهاش رو توی تاریکی تیز میکنه، میدرخشـه. "منتظرم بمون هیوگو. این دفعه تویی که با دندونهام تیکه پاره میشی." و به همین ترتیب، انتقام خونین سگ شکاری آغاز میشه!
Blue Lock
پس از بررسی وضعیت فعلی فوتبال ژاپن، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم میگیرد برای تحقق رؤیای قهرمانی در جام جهانی، مربی مرموز و عجیبوغریب جینپاچی اِگو را استخدام کند. اِگو معتقد است فوتبال ژاپن همواره فاقد یک مهاجم خودمحور و تشنهی گل بوده است. به همین دلیل، او پروژهای به نام بلو لاک (Blue Lock) را راهاندازی میکند؛ تأسیساتی شبیه به زندان که در آن سیصد مهاجم بااستعداد از دبیرستانهای سراسر ژاپن گرد هم آورده شده و وادار میشوند با یکدیگر رقابت کنند.
تنها فردی که در بلو لاک باقی بماند، حق تبدیل شدن به مهاجم اصلی تیم ملی ژاپن را به دست میآورد و کسانی که شکست بخورند، برای همیشه از حضور در تیم ملی محروم خواهند شد.
یکی از انتخابشدگان این پروژهی پرخطر، یوئیچی ایسیگی است؛ مهاجمی که نتوانست تیم دبیرستانش را به مسابقات کشوری برساند. او در لحظهای سرنوشتساز، بهجای اینکه خودش گل بزند، توپ را به همتیمیاش پاس داد؛ پاسي که به گل تبدیل نشد. همین اتفاق باعث میشود او مدام از خود بپرسد که اگر خودخواهتر بود، آیا نتیجه تغییر میکرد یا نه.
اکنون، با استفاده از این فرصت طلایی که پروژهی بلو لاک در اختیارش گذاشته، یوئیچی تصمیم میگیرد به تردیدهایش پاسخ دهد و به دنبال بزرگترین آرزویش برود: تبدیل شدن به بهترین مهاجم جهان و رساندن ژاپن به افتخار قهرمانی جام جهانی.
پس از بررسی وضعیت فعلی فوتبال ژاپن، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم میگیرد برای تحقق رؤیای قهرمانی در جام جهانی، مربی مرموز و عجیبوغریب جینپاچی اِگو را استخدام کند. اِگو معتقد است فوتبال ژاپن همواره فاقد یک مهاجم خودمحور و تشنهی گل بوده است. به همین دلیل، او پروژهای به نام بلو لاک (Blue Lock) را راهاندازی میکند؛ تأسیساتی شبیه به زندان که در آن سیصد مهاجم بااستعداد از دبیرستانهای سراسر ژاپن گرد هم آورده شده و وادار میشوند با یکدیگر رقابت کنند.
تنها فردی که در بلو لاک باقی بماند، حق تبدیل شدن به مهاجم اصلی تیم ملی ژاپن را به دست میآورد و کسانی که شکست بخورند، برای همیشه از حضور در تیم ملی محروم خواهند شد.
یکی از انتخابشدگان این پروژهی پرخطر، یوئیچی ایسیگی است؛ مهاجمی که نتوانست تیم دبیرستانش را به مسابقات کشوری برساند. او در لحظهای سرنوشتساز، بهجای اینکه خودش گل بزند، توپ را به همتیمیاش پاس داد؛ پاسي که به گل تبدیل نشد. همین اتفاق باعث میشود او مدام از خود بپرسد که اگر خودخواهتر بود، آیا نتیجه تغییر میکرد یا نه.
اکنون، با استفاده از این فرصت طلایی که پروژهی بلو لاک در اختیارش گذاشته، یوئیچی تصمیم میگیرد به تردیدهایش پاسخ دهد و به دنبال بزرگترین آرزویش برود: تبدیل شدن به بهترین مهاجم جهان و رساندن ژاپن به افتخار قهرمانی جام جهانی.
Catastrophic Necromancer
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
Shadows House
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
Gokurakugai
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
Spirit Fingers
وقتی نزدیک به ۱۸ سالت است، کاملاً معذب هستی و هیچ اعتمادبهنفسی نداری، چه کار میکنی؟ میتوانی تمام روز و شب در اتاقت بنشینی، درس بخوانی و با خودت فکر کنی چرا هیچکس از تو درخواست قرار نمیکند…
یا اگر اِیمی سانگ باشی، میتوانی به Spirit Fingers بپیوندی؛ عجیبترین، باحالترین و متفاوتترین (و در عین حال صمیمیترین) باشگاه هنری که میشود تصورش را کرد.
اما همانطور که ایمی قرار است یاد بگیرد، کشف رنگهای واقعیِ وجودت خیلی فراتر از صرفاً نقاشی کشیدن است.
وقتی نزدیک به ۱۸ سالت است، کاملاً معذب هستی و هیچ اعتمادبهنفسی نداری، چه کار میکنی؟ میتوانی تمام روز و شب در اتاقت بنشینی، درس بخوانی و با خودت فکر کنی چرا هیچکس از تو درخواست قرار نمیکند…
یا اگر اِیمی سانگ باشی، میتوانی به Spirit Fingers بپیوندی؛ عجیبترین، باحالترین و متفاوتترین (و در عین حال صمیمیترین) باشگاه هنری که میشود تصورش را کرد.
اما همانطور که ایمی قرار است یاد بگیرد، کشف رنگهای واقعیِ وجودت خیلی فراتر از صرفاً نقاشی کشیدن است.
Overgeared
شین یونگوو (معروف به گرید)، مردی بدشانس در زندگی واقعی و بازیکنی ضعیف در بازی واقعیت مجازی محبوبی به نام Satisfy است. او به طور اتفاقی به یک آیتم قدرتمند دست پیدا میکند که عنوان کلاس افسانهای نادری را برایش به ارمغان میآورد: جانشین پگما.
حالا که به یک آهنگر ماهر تبدیل شده، میتواند سلاحهای منحصربهفرد بسازد و قدرتمندترین تجهیزات بازی را به کار بگیرد!
گرید تصمیم میگیرد از تواناییهای جدیدش برای رسیدن به شهرت و ثروت استفاده کند، اما وقتی حضورش در دنیای Satisfy باعث بههمریختگی اوضاع میشود، درمییابد که زندگی بهعنوان یک افسانه ممکن است خیلی بیشتر از چیزی باشد که انتظارش را داشته….
شین یونگوو (معروف به گرید)، مردی بدشانس در زندگی واقعی و بازیکنی ضعیف در بازی واقعیت مجازی محبوبی به نام Satisfy است. او به طور اتفاقی به یک آیتم قدرتمند دست پیدا میکند که عنوان کلاس افسانهای نادری را برایش به ارمغان میآورد: جانشین پگما.
حالا که به یک آهنگر ماهر تبدیل شده، میتواند سلاحهای منحصربهفرد بسازد و قدرتمندترین تجهیزات بازی را به کار بگیرد!
گرید تصمیم میگیرد از تواناییهای جدیدش برای رسیدن به شهرت و ثروت استفاده کند، اما وقتی حضورش در دنیای Satisfy باعث بههمریختگی اوضاع میشود، درمییابد که زندگی بهعنوان یک افسانه ممکن است خیلی بیشتر از چیزی باشد که انتظارش را داشته….
The Beginning After the End
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
Ao no Hako
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.