محبوبترین آثار رازآلود
Reborn as the Enemy Prince
The ancient sovereign of eternity
I will Seduce the Northern Duke
The Viridescent Crown
Reincarnator
Zombies Dont Bite Me
20th Century Boys
How to Survive as a Maid in a Horror Game
Tower of God
Yakusoku no Neverland
رازآلود (44 اثر)
Reborn as the Enemy Prince
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
Zombies Dont Bite Me
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
Reincarnator
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
How to Survive as a Maid in a Horror Game
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
I will Seduce the Northern Duke
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
Adelaides La Dolce
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...
Invisible People
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
Betrayal of Dignity
برای ازدواج با یه دوک خودتو فدا می کنی؟ کلویی وردیر برای نجات خانوادش، باید برای آلیس یه همسر پیدا کنه. و خودش بزودی قراره با دوک تیس خوش تیپ ولی مغرور برخورد کنه که بهش پیشنهادی میده که می تونه نجاتش بده.
برای ازدواج با یه دوک خودتو فدا می کنی؟ کلویی وردیر برای نجات خانوادش، باید برای آلیس یه همسر پیدا کنه. و خودش بزودی قراره با دوک تیس خوش تیپ ولی مغرور برخورد کنه که بهش پیشنهادی میده که می تونه نجاتش بده.
Full Time Awakening
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
Black Haze
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
Daedalus of the Crows
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
یه کار خانه تولید شیرینی جات و قهوه خیلی مشهور هست که محصولات تولیدیش به شدت اعتیاد آور هستن اما نکته جالب اینجاست که کسی نمیدونه این کافئین ها از چه مواد اولیه ای ساخته شدن.