محبوبترین آثار شوونن
Magic Emperor
The Great Mage Returns After 4000 Years
Pick Me Up
Solo Leveling
Jujutsu Kaisen Modulo
Blue Lock
Reborn as the Enemy Prince
Seabird and the Wolf
شوونن (111 اثر)
The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Seabird and the Wolf
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
مرد مرموزی به طور ناگهانی در صحرای مابین اقلیم شرق و غرب ظاهر میشود. پسر جوانی به نام یولیان از قبیله پاریا این مرد را پیدا میکند و به قبیله خود میبرد. از قضا این مرد فردی قدرتمند و شگفتانگیزـه که آموزش مهارتهای مبارزه به پسر جوان را شروع میکند.
مرد مرموزی به طور ناگهانی در صحرای مابین اقلیم شرق و غرب ظاهر میشود. پسر جوانی به نام یولیان از قبیله پاریا این مرد را پیدا میکند و به قبیله خود میبرد. از قضا این مرد فردی قدرتمند و شگفتانگیزـه که آموزش مهارتهای مبارزه به پسر جوان را شروع میکند.
Reborn as the Enemy Prince
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
Pick Me Up
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
Reincarnator
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
Maxed Strength Stats Necromancer
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
Emperor of Solo Play
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
Bad Born Blood
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
Black Clover
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
The Little Brother Is the Academys Hotshot
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
The 31st Piece Turns the Tables
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
My Exclusive Tower Guide
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!