محبوبترین آثار ماه
Blue Lock
Magic Emperor
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Who Made Me a Princess
The Swordmaster’s Son
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
Jujutsu Kaisen
همه آثار (404 اثر)
Koe no Katachi
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.
Black Clover
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
Kusuriya no Hitorigoto
در شرق، سرزمینی است که امپراتوری بر آن فرمان میراند؛ جایی که همسران، صیغهها و زنان خدمتکار او در مجموعهای گسترده به نام «هوگونگ» یا همان قصر پشتی زندگی میکنند. مائومائو، دختری ساده از شهری ساده که پدر داروسازش او را بزرگ کرده، هرگز تصور نمیکرد روزی پایش به قصر پشتی باز شود؛ تا اینکه ربوده شد و او را برای خدمت در آنجا فروختند.
مائومائو شاید در ظاهر معمولی به نظر برسد، اما ذهنی تیز، هوشی سرشار و دانشی گسترده از پزشکی دارد. این راز اوست؛ تا وقتی که با یکی از ساکنان قصر روبهرو میشود که دستکم به اندازه خودش زیرک و نکتهسنج است: جینشی، خواجهباشی قصر. او از پشت نقاب سادهنمایی مائومائو حقیقت را میبیند و او را ندیمه محبوبترین همسر امپراتور میکند؛ آن هم برای اینکه غذای بانو را بچشد و از مسموم نبودنش مطمئن شود!
مائومائو در کنار بانویش کمکم با هر آنچه در قصر پشتی میگذرد آشنا میشود؛ چیزهایی که همهشان هم آبرومندانه و خوشایند نیستند. آیا او هرگز میتواند زندگی آرامی داشته باشد؟ یا قدرت استنتاج و کنجکاوی سیریناپذیرش او را به ماجراهای بیشتر، و خطرهای بزرگتر خواهد کشاند؟
در شرق، سرزمینی است که امپراتوری بر آن فرمان میراند؛ جایی که همسران، صیغهها و زنان خدمتکار او در مجموعهای گسترده به نام «هوگونگ» یا همان قصر پشتی زندگی میکنند. مائومائو، دختری ساده از شهری ساده که پدر داروسازش او را بزرگ کرده، هرگز تصور نمیکرد روزی پایش به قصر پشتی باز شود؛ تا اینکه ربوده شد و او را برای خدمت در آنجا فروختند.
مائومائو شاید در ظاهر معمولی به نظر برسد، اما ذهنی تیز، هوشی سرشار و دانشی گسترده از پزشکی دارد. این راز اوست؛ تا وقتی که با یکی از ساکنان قصر روبهرو میشود که دستکم به اندازه خودش زیرک و نکتهسنج است: جینشی، خواجهباشی قصر. او از پشت نقاب سادهنمایی مائومائو حقیقت را میبیند و او را ندیمه محبوبترین همسر امپراتور میکند؛ آن هم برای اینکه غذای بانو را بچشد و از مسموم نبودنش مطمئن شود!
مائومائو در کنار بانویش کمکم با هر آنچه در قصر پشتی میگذرد آشنا میشود؛ چیزهایی که همهشان هم آبرومندانه و خوشایند نیستند. آیا او هرگز میتواند زندگی آرامی داشته باشد؟ یا قدرت استنتاج و کنجکاوی سیریناپذیرش او را به ماجراهای بیشتر، و خطرهای بزرگتر خواهد کشاند؟
My Cultivation Has No Limits
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
Teenage Mercenary
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
Black Haze
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
Revenge of the Iron-Blooded Sword Hound
سگ شکاری خانواده باسکرویل، " ویکیر ون باسکرویل" برای اینکه خانوادش رو به بزرگترین خانواده تبدیل کنه مسیر آدمکشی و جاسوسی رو پیش میگیره. هرچند، پاداش وفاداری به خانوادش، اتهام دروغ به خیانت و در آخر تیغ سرد گیوتین بود. "دیگه هیچوقت مثل یه سگ شکاری زندگی نمیکنم که وقتی شکارش تموم شد، از شرش خلاص بشن." ولی در لحظه مرگ یه فرصت غیر منتظره بهش داده میشه. چشمان ویکیر زمانی که داره دندونهاش رو توی تاریکی تیز میکنه، میدرخشـه. "منتظرم بمون هیوگو. این دفعه تویی که با دندونهام تیکه پاره میشی." و به همین ترتیب، انتقام خونین سگ شکاری آغاز میشه!
سگ شکاری خانواده باسکرویل، " ویکیر ون باسکرویل" برای اینکه خانوادش رو به بزرگترین خانواده تبدیل کنه مسیر آدمکشی و جاسوسی رو پیش میگیره. هرچند، پاداش وفاداری به خانوادش، اتهام دروغ به خیانت و در آخر تیغ سرد گیوتین بود. "دیگه هیچوقت مثل یه سگ شکاری زندگی نمیکنم که وقتی شکارش تموم شد، از شرش خلاص بشن." ولی در لحظه مرگ یه فرصت غیر منتظره بهش داده میشه. چشمان ویکیر زمانی که داره دندونهاش رو توی تاریکی تیز میکنه، میدرخشـه. "منتظرم بمون هیوگو. این دفعه تویی که با دندونهام تیکه پاره میشی." و به همین ترتیب، انتقام خونین سگ شکاری آغاز میشه!
Catastrophic Necromancer
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
Shadows House
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
Spirit Fingers
وقتی نزدیک به ۱۸ سالت است، کاملاً معذب هستی و هیچ اعتمادبهنفسی نداری، چه کار میکنی؟ میتوانی تمام روز و شب در اتاقت بنشینی، درس بخوانی و با خودت فکر کنی چرا هیچکس از تو درخواست قرار نمیکند…
یا اگر اِیمی سانگ باشی، میتوانی به Spirit Fingers بپیوندی؛ عجیبترین، باحالترین و متفاوتترین (و در عین حال صمیمیترین) باشگاه هنری که میشود تصورش را کرد.
اما همانطور که ایمی قرار است یاد بگیرد، کشف رنگهای واقعیِ وجودت خیلی فراتر از صرفاً نقاشی کشیدن است.
وقتی نزدیک به ۱۸ سالت است، کاملاً معذب هستی و هیچ اعتمادبهنفسی نداری، چه کار میکنی؟ میتوانی تمام روز و شب در اتاقت بنشینی، درس بخوانی و با خودت فکر کنی چرا هیچکس از تو درخواست قرار نمیکند…
یا اگر اِیمی سانگ باشی، میتوانی به Spirit Fingers بپیوندی؛ عجیبترین، باحالترین و متفاوتترین (و در عین حال صمیمیترین) باشگاه هنری که میشود تصورش را کرد.
اما همانطور که ایمی قرار است یاد بگیرد، کشف رنگهای واقعیِ وجودت خیلی فراتر از صرفاً نقاشی کشیدن است.
Naruto Retsuden: Naruto Uzumaki and the Spiral Destiny
پس از پایان چهارمین جنگ بزرگ نینجا و برقراری پیمان صلح میان پنج ملت بزرگ، جهان شینوبی وارد دوران تازهای از آرامش و بازسازی شد. اما این صلح، خیلی زود با خبری عجیب روبهرو شد؛ آتشی مرموز و خاموشنشدنی که سالها بر فراز تپهای دورافتاده میسوخت و مردم آن سرزمین را میان ترس، شگفتی و افسانه رها کرده بود.
این خبر به گوش هوکاگه ششم، کاکاشی هاتاکه رسید. برای روشن شدن حقیقت، تیمی ویژه به منطقه اعزام شد؛ تیمی که با ترکیب علم نوین و نینجوتسو، راز پنهان زیر خاک را کشف کرد: محفظهای عظیم از گاز طبیعی در دل آن تپه وجود داشت؛ نیرویی خاموش اما قدرتمند که دلیل شعلههای جاودان بود.
کاکاشی با درک ارزش این کشف، قراردادی برای توسعه اقتصادی و تأمین آینده آن سرزمین بست. شعلهای که روزی نماد ترس و ناشناختهها بود، به منبع امید، پیشرفت و زندگی تبدیل شد.
اکنون، یک دهه از آن ماجرا گذشته است. سرزمینی که روزی در سایه آتشی مرموز نفس میکشید، حالا در آستانه روزی بزرگ قرار دارد. مردم، مشتاق و هیجانزده، چشمانتظار ورود هوکاگه هفتم هستند؛ اوزوماکی ناروتو، قهرمانی که نامش برای آنها یادآور صلح، اراده و آیندهای روشن است...
پس از پایان چهارمین جنگ بزرگ نینجا و برقراری پیمان صلح میان پنج ملت بزرگ، جهان شینوبی وارد دوران تازهای از آرامش و بازسازی شد. اما این صلح، خیلی زود با خبری عجیب روبهرو شد؛ آتشی مرموز و خاموشنشدنی که سالها بر فراز تپهای دورافتاده میسوخت و مردم آن سرزمین را میان ترس، شگفتی و افسانه رها کرده بود.
این خبر به گوش هوکاگه ششم، کاکاشی هاتاکه رسید. برای روشن شدن حقیقت، تیمی ویژه به منطقه اعزام شد؛ تیمی که با ترکیب علم نوین و نینجوتسو، راز پنهان زیر خاک را کشف کرد: محفظهای عظیم از گاز طبیعی در دل آن تپه وجود داشت؛ نیرویی خاموش اما قدرتمند که دلیل شعلههای جاودان بود.
کاکاشی با درک ارزش این کشف، قراردادی برای توسعه اقتصادی و تأمین آینده آن سرزمین بست. شعلهای که روزی نماد ترس و ناشناختهها بود، به منبع امید، پیشرفت و زندگی تبدیل شد.
اکنون، یک دهه از آن ماجرا گذشته است. سرزمینی که روزی در سایه آتشی مرموز نفس میکشید، حالا در آستانه روزی بزرگ قرار دارد. مردم، مشتاق و هیجانزده، چشمانتظار ورود هوکاگه هفتم هستند؛ اوزوماکی ناروتو، قهرمانی که نامش برای آنها یادآور صلح، اراده و آیندهای روشن است...