محبوبترین آثار ماه
Magic Emperor
Blue Lock
Overgeared
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
The Swordmaster’s Son
Who Made Me a Princess
The Beginning After the End
The Stellar Swordmaster
The Extra’s Academy Survival Guide
The Greatest Estate Developer
همه آثار (408 اثر)
Annarasumanara
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.
How to Hide the Emperor Child
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
The Extra s Touch
من به عنوان کوچکترین دختر یک کنتس تناسخ پیدا کردم. به هر حال ، من در حال نوشیدن یک فنجان چای در تلاش بودم که نبرد بین یئو جو و دختر شرور را تماشا کنم علاوه بر این ، حتی دوست دوران کودکی ام که همیشه کنارم بود و فکر می کرد تا آخر عمر کنارم خواهد بود ، جایی تغییر کرده است. “شما همسر من خواهید بود.” “چی؟” او با چهره ای به من نگاه کرد که یک داستان واقعاً شگفت انگیز شنیده است. اما عجیب ، واکنش او ناخوشایند بود. با اخم از روی من افتاد. “ما دوست هستیم ، مویزل.” ما از کودکی با هم هستیم. او مرد خوبی بود ، و شوهر خوبی بود. بنابراین ، رد قاطعانه او برای من که فکر کردم نیازی به مرد دیگری ندارم یک شوک آور بود. به همین دلیل است که من قهرمان رمان هستم این داستان چطوری جهنم شد؟
من به عنوان کوچکترین دختر یک کنتس تناسخ پیدا کردم. به هر حال ، من در حال نوشیدن یک فنجان چای در تلاش بودم که نبرد بین یئو جو و دختر شرور را تماشا کنم علاوه بر این ، حتی دوست دوران کودکی ام که همیشه کنارم بود و فکر می کرد تا آخر عمر کنارم خواهد بود ، جایی تغییر کرده است. “شما همسر من خواهید بود.” “چی؟” او با چهره ای به من نگاه کرد که یک داستان واقعاً شگفت انگیز شنیده است. اما عجیب ، واکنش او ناخوشایند بود. با اخم از روی من افتاد. “ما دوست هستیم ، مویزل.” ما از کودکی با هم هستیم. او مرد خوبی بود ، و شوهر خوبی بود. بنابراین ، رد قاطعانه او برای من که فکر کردم نیازی به مرد دیگری ندارم یک شوک آور بود. به همین دلیل است که من قهرمان رمان هستم این داستان چطوری جهنم شد؟
Black Killer Whale Baby
[سلام عمو!] یک روز، یه بچه کوچولو جلوی من ظاهر شد و پرسید [آیا میدانید آکادمی کجاست؟! باید برم اونجا] من بهش گفتم که تمام مدت راه اشتباه رو اومده .. ولی فکرکنم این دختر .. دختر منه! و احتمالا خودش اینو نمیدونه [این چیزیه که بهش فکر میکنی مگه نه پدر؟!] اسم من کالیپسوعه من به این دنیای رمان تناسخ پیدا کردم، دنیایی که پر از حیوون هایی که توی خشکی زندگی میکنن و من بچه نهنگ قاتل سیاه هستم غول مرحله آخر! توی ۳ زندگی قبلیم توسط این خانواده شکست خوردم و اینبار دیگه اونا برام مهم نیستن ولی به نظرتون میتونم از طریق جناب اژدهای عزیز به دنیای خودم برگردم؟! اخه خیرسرم من عروس اژدهام ..
[سلام عمو!] یک روز، یه بچه کوچولو جلوی من ظاهر شد و پرسید [آیا میدانید آکادمی کجاست؟! باید برم اونجا] من بهش گفتم که تمام مدت راه اشتباه رو اومده .. ولی فکرکنم این دختر .. دختر منه! و احتمالا خودش اینو نمیدونه [این چیزیه که بهش فکر میکنی مگه نه پدر؟!] اسم من کالیپسوعه من به این دنیای رمان تناسخ پیدا کردم، دنیایی که پر از حیوون هایی که توی خشکی زندگی میکنن و من بچه نهنگ قاتل سیاه هستم غول مرحله آخر! توی ۳ زندگی قبلیم توسط این خانواده شکست خوردم و اینبار دیگه اونا برام مهم نیستن ولی به نظرتون میتونم از طریق جناب اژدهای عزیز به دنیای خودم برگردم؟! اخه خیرسرم من عروس اژدهام ..
I Am a Child of This House
به جز خاطراتم از زندگی گذشتهم، نسبتا زندگی نرمالی رو گذروندم. ولی یه روز، مادرم که یه فاحشه ست منو پیش پدرم برد.
به جز خاطراتم از زندگی گذشتهم، نسبتا زندگی نرمالی رو گذروندم. ولی یه روز، مادرم که یه فاحشه ست منو پیش پدرم برد.
Delivery Knight
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
The Moon Witch and the Sun King My Salvation
وقتی لی شانها تصادفا به یه دنیایه پر از زیبایی و فانتزی میره . ولی در کمال تاسف تو اون دنیا اون یه جادوگره که داره اعدام میشه ، قراره تو این سن که پر از اتفاقای شگفت انگیزه بمیره؟ نمیتونه بزاره همچین اتفاقی بیافته! مهم نیس چجوری باید فرار کنه ولی بعد از اینکه فرار میکنه اتفاقی ولیعهد و میرنجونه، بدتر از این چی میتونست اتفاق بیافته؟
وقتی لی شانها تصادفا به یه دنیایه پر از زیبایی و فانتزی میره . ولی در کمال تاسف تو اون دنیا اون یه جادوگره که داره اعدام میشه ، قراره تو این سن که پر از اتفاقای شگفت انگیزه بمیره؟ نمیتونه بزاره همچین اتفاقی بیافته! مهم نیس چجوری باید فرار کنه ولی بعد از اینکه فرار میکنه اتفاقی ولیعهد و میرنجونه، بدتر از این چی میتونست اتفاق بیافته؟
The Great Merchant Kim Manduk
داستان دختر جوان فقیری را به تصویر می کشد که باوجود تمام دشواریها و بدبختی هایی که مجبور است در زندگی خود با آنها روبرو شود، به جایی می رسد که تبدیل به بهترین تاجر در چوسان می شود. در این داستان شاهد مشکلات و دردسرهایی که او متحمل می شود و نیز یافتن عشق حقیقیش آن هم درست در زمانی که به هیچ وجه انتظارش را ندارد، خواهیم بود.
داستان دختر جوان فقیری را به تصویر می کشد که باوجود تمام دشواریها و بدبختی هایی که مجبور است در زندگی خود با آنها روبرو شود، به جایی می رسد که تبدیل به بهترین تاجر در چوسان می شود. در این داستان شاهد مشکلات و دردسرهایی که او متحمل می شود و نیز یافتن عشق حقیقیش آن هم درست در زمانی که به هیچ وجه انتظارش را ندارد، خواهیم بود.
Reality Quest
به دلیل یه سری اتفاق و بدشانسی سر به دست آوردن یه آیتم بازی برای یکی از قلدرهای مدرسه دووان کسی که به شاتل بازی معروفه سر یه هفته بازی بدون استراحت می میره ولی به خاطر یه رویارویی با ی شخصیت به زندگی و درست به یه هفته قبل سر کلاس درس برمی گرده فقط چیزی که تغییر کرده صفحه شناور مقابلشهو دووان بدبخت می تونه از همه مهارت هایی که داخل بازی ها به دست آورده استفاده کنه اما همه چیز به این سادگی ها هم براش پیش نمیره
به دلیل یه سری اتفاق و بدشانسی سر به دست آوردن یه آیتم بازی برای یکی از قلدرهای مدرسه دووان کسی که به شاتل بازی معروفه سر یه هفته بازی بدون استراحت می میره ولی به خاطر یه رویارویی با ی شخصیت به زندگی و درست به یه هفته قبل سر کلاس درس برمی گرده فقط چیزی که تغییر کرده صفحه شناور مقابلشهو دووان بدبخت می تونه از همه مهارت هایی که داخل بازی ها به دست آورده استفاده کنه اما همه چیز به این سادگی ها هم براش پیش نمیره
Beastars
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
The Indomitable Martial King
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
هیچ جای آرومی برای جین سئون پیدا نمیشه . بخاطر ظاهر آروم و ضعیفش همیشه تو مدرسه مورد آزار قرار میگیره ولی این منبع ترس های جین نیست: بزرگترین ترس جین پدر خودشه.پدر جین یک تاجر موفق، آدم خیر و پدر نمونه است . ولی این ظاهر قضیه ست درواقع اون یه قاتل سریالی روانیه و جین هم ناخواسته همدستشه. طی سالها اونها از دست پلیس مخفی شدن. وقتی که توجه پدرش به دانش آموز زیبا و انتقالی جدید جلب میشه…
هیچ جای آرومی برای جین سئون پیدا نمیشه . بخاطر ظاهر آروم و ضعیفش همیشه تو مدرسه مورد آزار قرار میگیره ولی این منبع ترس های جین نیست: بزرگترین ترس جین پدر خودشه.پدر جین یک تاجر موفق، آدم خیر و پدر نمونه است . ولی این ظاهر قضیه ست درواقع اون یه قاتل سریالی روانیه و جین هم ناخواسته همدستشه. طی سالها اونها از دست پلیس مخفی شدن. وقتی که توجه پدرش به دانش آموز زیبا و انتقالی جدید جلب میشه…
Fight class 3
دنیایی که در آن کره پایتخت جهانی ورزشهای رزمی است. در دبیرستان نام-ایل، جایی که بهترین و بااستعدادترین دانشآموزان هنرهای رزمی زندگی میکنند، جیو جی-ته ناگهان خود را در میان آنها مییابد، با وجود اینکه کاملاً ضعیف است. آیا او میتواند با خنثی کردن کاستیهای جسمی خود از طریق جوجیتسو، به صدر کلاسهای مبارزه برسد؟
دنیایی که در آن کره پایتخت جهانی ورزشهای رزمی است. در دبیرستان نام-ایل، جایی که بهترین و بااستعدادترین دانشآموزان هنرهای رزمی زندگی میکنند، جیو جی-ته ناگهان خود را در میان آنها مییابد، با وجود اینکه کاملاً ضعیف است. آیا او میتواند با خنثی کردن کاستیهای جسمی خود از طریق جوجیتسو، به صدر کلاسهای مبارزه برسد؟
Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
Yakusoku no Neverland
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!