محبوبترین آثار ماه
Magic Emperor
Blue Lock
Jujutsu Kaisen
Who Made Me a Princess
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Solo Leveling
The Beginning After the End
SPY×FAMILY
The Swordmaster’s Son
Boruto: Two Blue Vortex
همه آثار (400 اثر)
Cyberpunk 2077: Trauma Team
داستان در سال ۲۰۷۷ و در دل شهر خشن و بیرحم Night City روایت میشود؛ جایی که جان انسانها ارزشی برابر با میزان اعتبار حساب بانکیشان دارد. شرکت خصوصی Trauma Team International سازمانی شبهنظامی است که در ازای پرداخت حق اشتراکهای گرانقیمت، در سریعترین زمان ممکن مشتریان خود را—حتی در میان درگیریهای مسلحانه—نجات میدهد.
داستان در سال ۲۰۷۷ و در دل شهر خشن و بیرحم Night City روایت میشود؛ جایی که جان انسانها ارزشی برابر با میزان اعتبار حساب بانکیشان دارد. شرکت خصوصی Trauma Team International سازمانی شبهنظامی است که در ازای پرداخت حق اشتراکهای گرانقیمت، در سریعترین زمان ممکن مشتریان خود را—حتی در میان درگیریهای مسلحانه—نجات میدهد.
One Pair Lady
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
The Villainess Turns the Hourglass
وقتی آریا روسنته به سوی چوبهٔ دار میرود، مردم با شادی فریاد میزنند؛ خوشحال از اینکه سرانجام «شرور واقعی» مجازات میشود. زندگی او داستانی از فقر تا ثروت بود؛ بعد از ازدواج مادرش با یک کُنت، آریا با ثروت تازهاش مغرور شد و از جایگاهش سوءاستفاده کرد. همه دلشان برای خواهر بهظاهر معصوم و قدیسمآبش، میئله، میسوخت که سالها مجبور بود چنین خواهری را تحمل کند.
اما درست لحظهای پیش از مرگ، آریا حقیقت را میفهمد—تمام سقوطش از همان ابتدا نقشهٔ میئله بوده است.
وقتی دوباره چشم باز میکند، خودش را در گذشته میبیند و کنار دستش یک ساعتشنی مرموز قرار دارد. حالا این «شرور سابق» فقط یک هدف دارد: انتقام. از احترام کُنت گرفته تا عشق نامزدش، هر چیزی که میئله روزی دوست داشت، این بار قرار است سهم آریا باشد.
با دانشی که از آینده دارد و با کمک قدرت ساعتشنی برای بازگرداندن زمان، آریا تصمیم گرفته برای رسیدن به انتقامش از هیچ کاری دریغ نکند—حتی اگر لازم باشد از دیگران استفاده کند یا پشت لبخندی ساختگی احساسات واقعیاش را پنهان کند.
وقتی آریا روسنته به سوی چوبهٔ دار میرود، مردم با شادی فریاد میزنند؛ خوشحال از اینکه سرانجام «شرور واقعی» مجازات میشود. زندگی او داستانی از فقر تا ثروت بود؛ بعد از ازدواج مادرش با یک کُنت، آریا با ثروت تازهاش مغرور شد و از جایگاهش سوءاستفاده کرد. همه دلشان برای خواهر بهظاهر معصوم و قدیسمآبش، میئله، میسوخت که سالها مجبور بود چنین خواهری را تحمل کند.
اما درست لحظهای پیش از مرگ، آریا حقیقت را میفهمد—تمام سقوطش از همان ابتدا نقشهٔ میئله بوده است.
وقتی دوباره چشم باز میکند، خودش را در گذشته میبیند و کنار دستش یک ساعتشنی مرموز قرار دارد. حالا این «شرور سابق» فقط یک هدف دارد: انتقام. از احترام کُنت گرفته تا عشق نامزدش، هر چیزی که میئله روزی دوست داشت، این بار قرار است سهم آریا باشد.
با دانشی که از آینده دارد و با کمک قدرت ساعتشنی برای بازگرداندن زمان، آریا تصمیم گرفته برای رسیدن به انتقامش از هیچ کاری دریغ نکند—حتی اگر لازم باشد از دیگران استفاده کند یا پشت لبخندی ساختگی احساسات واقعیاش را پنهان کند.
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
Harley Takes the House
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
Sakamoto Days
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
All You Need Is Kill
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
The Warrior Returns
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
Jungle Juice
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
Koe no Katachi
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
Dark Souls
کامیک Dark Souls اقتباسی رسمی و مرتبط با دنیای بازی Dark Souls است و داستانهایی مستقل را در همان جهان تاریک و نفرینشده روایت میکند.
کامیک Dark Souls اقتباسی رسمی و مرتبط با دنیای بازی Dark Souls است و داستانهایی مستقل را در همان جهان تاریک و نفرینشده روایت میکند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
Komi-san wa, Comyushou desu.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.