
دنیای انیمه
تیم ترجمه دنیای انیمه یکی از قدیمیترین و فعالترین گروههای ترجمه مانگا، مانهوا و انیمه در ایران است که فعالیت خود را از حدود سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) آغاز کرده است. این تیم با هدف فراهم کردن محتوای سرگرمکننده برای علاقهمندان به دنیای انیمه و مانگا ترجمه فارسی آثار محبوب ژاپنی و کرهای را در اختیار کاربران ایرانی قرار میدهد. «دنیای انیمه» در طول سالها به یکی از شناختهشدهترین نامها در ارائه ترجمه آثار تبدیل شد.
محبوبترین آثار دنیای انیمه
Jujutsu Kaisen
Solo Leveling
SPY×FAMILY
Overgeared
Kingdom
Black Clover
Solo Leveling: Ragnarok
Tokyo Revengers
Tales of Demons and Gods
Haikyuu!!
تیم ترجمه دنیای انیمه (97 اثر)
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
D.Gray-man
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Akatsuki no Yona
روزی روزگاری، پادشاهی کووکا به فرمان یک اژدهای سرخ در قالب انسان اداره میشد. در کنار او، چهار جنگجوی آغشته به خون اژدها به پیشرفت و شکوفایی سرزمین کمک میکردند. گذر زمان این داستان را به افسانهای برای کودکان بدل کرد. یونا، تنها شاهدخت کووکا، زندگیای مرفه و بیدغدغه داشت. او شیفتهٔ پسرعمویش سو-وون بود و با حفاظت مرشدش سون هاک، از تلخیهای بیرون کاخ در امان مانده بود. اما برخلاف این خواب شیرین، کووکا در آستانهی یک بحران سیاسی قرار داشت. هنگامی که سو-وون، عشق او، کودتایی خونین به راه میاندازد و پدرش را میکشد، یونا ناچار میشود تنها با همراهی هاک از کاخ بگریزد. در حالی که دشمنان از همه سو او را محاصره کردهاند، شاهدخت راندهشده هنوز برای نجات پادشاهیاش امید دارد. یک کشیش تبعیدی به او میگوید تنها راه رهایی یافتن چهار جنگجوی افسانهای اژدهاست. با تکیه بر این افسانه که گویی ساختگی به نظر میرسد، یونا راه جستوجوی این جنگاوران را در پیش میگیرد و مصمم است پادشاهیاش را بازستاند.
روزی روزگاری، پادشاهی کووکا به فرمان یک اژدهای سرخ در قالب انسان اداره میشد. در کنار او، چهار جنگجوی آغشته به خون اژدها به پیشرفت و شکوفایی سرزمین کمک میکردند. گذر زمان این داستان را به افسانهای برای کودکان بدل کرد. یونا، تنها شاهدخت کووکا، زندگیای مرفه و بیدغدغه داشت. او شیفتهٔ پسرعمویش سو-وون بود و با حفاظت مرشدش سون هاک، از تلخیهای بیرون کاخ در امان مانده بود. اما برخلاف این خواب شیرین، کووکا در آستانهی یک بحران سیاسی قرار داشت. هنگامی که سو-وون، عشق او، کودتایی خونین به راه میاندازد و پدرش را میکشد، یونا ناچار میشود تنها با همراهی هاک از کاخ بگریزد. در حالی که دشمنان از همه سو او را محاصره کردهاند، شاهدخت راندهشده هنوز برای نجات پادشاهیاش امید دارد. یک کشیش تبعیدی به او میگوید تنها راه رهایی یافتن چهار جنگجوی افسانهای اژدهاست. با تکیه بر این افسانه که گویی ساختگی به نظر میرسد، یونا راه جستوجوی این جنگاوران را در پیش میگیرد و مصمم است پادشاهیاش را بازستاند.
Vinland Saga
تُرفین، پسر یکی از بزرگترین جنگجویان وایکینگ، در میان بهترین نبردجویان گروه مزدورانی است که به دست اسکِلَد حیلهگر هدایت میشود؛ دستاوردی چشمگیر برای کسی در سنوسال او. با این حال، تُرفین برای غنایمی که این گروه به دست میآورد در آن حضور ندارد—بلکه بهخاطر فاجعه بزرگی که دامان خانوادهاش را گرفت، عهد کرده است اسکلد را در یک دوئل عادلانه بکشد. او هنوز آنقدر مهارت ندارد که بتواند اسکلد را شکست دهد، اما از انتقامش نیز نمیتواند دست بکشد. از این رو دوران کودکیاش را در میان همین مزدوران سپری میکند و مهارتهایش را در میدانهای نبرد، در کنار دانمارکیهای جنگدوست که کشتن برایشان یکی از لذتهای زندگی است، صیقل میدهد.
روزی اسکلد خبر میشنود که شاهزادهٔ دانمارکی، کانوته، گروگان گرفته شده است. او نقشهای بلندپروازانه میچیند—نقشهای که پادشاه بعدی انگلستان را تعیین خواهد کرد و زندگی تُرفین، کانوته و خودش را بهشدت دگرگون خواهد ساخت.
در پسزمینهٔ اروپا در قرن یازدهم، «حماسه وینلند» داستانی خونین را در دورهای روایت میکند که خشونت، جنون و بیعدالتی گریزیناپذیرند؛ دورهای که برای دیوانگان جنگ بهشت است و برای باقی مردم جهنمی تمامعیار.
تُرفین، پسر یکی از بزرگترین جنگجویان وایکینگ، در میان بهترین نبردجویان گروه مزدورانی است که به دست اسکِلَد حیلهگر هدایت میشود؛ دستاوردی چشمگیر برای کسی در سنوسال او. با این حال، تُرفین برای غنایمی که این گروه به دست میآورد در آن حضور ندارد—بلکه بهخاطر فاجعه بزرگی که دامان خانوادهاش را گرفت، عهد کرده است اسکلد را در یک دوئل عادلانه بکشد. او هنوز آنقدر مهارت ندارد که بتواند اسکلد را شکست دهد، اما از انتقامش نیز نمیتواند دست بکشد. از این رو دوران کودکیاش را در میان همین مزدوران سپری میکند و مهارتهایش را در میدانهای نبرد، در کنار دانمارکیهای جنگدوست که کشتن برایشان یکی از لذتهای زندگی است، صیقل میدهد.
روزی اسکلد خبر میشنود که شاهزادهٔ دانمارکی، کانوته، گروگان گرفته شده است. او نقشهای بلندپروازانه میچیند—نقشهای که پادشاه بعدی انگلستان را تعیین خواهد کرد و زندگی تُرفین، کانوته و خودش را بهشدت دگرگون خواهد ساخت.
در پسزمینهٔ اروپا در قرن یازدهم، «حماسه وینلند» داستانی خونین را در دورهای روایت میکند که خشونت، جنون و بیعدالتی گریزیناپذیرند؛ دورهای که برای دیوانگان جنگ بهشت است و برای باقی مردم جهنمی تمامعیار.
Pluto
ربات افسانهای سوئیسی به نام «مونتبلانک»، که به خاطر خدمتش در جنگ آسیایی سیونهم مشهور بود، به طرز خشونتآمیزی به قتل میرسد. انسانها و رباتهای سراسر جهان برای این چهرهی محبوب عزادار میشوند. محبوبیت مونتبلانک پس از جنگ بیشتر هم شد، بهویژه به خاطر تلاشهایش در حفظ محیطزیست و شخصیت مهربانش. همرزمی دیگر از آن جنگ، یعنی کارآگاه رباتیک «گزیخت» از یوروپل، مأمور تحقیق دربارهی مرگ تراژیک او میشود. در جریان تحقیقات، گزیخت به موجودی مرموز به نام «پلوتو» برمیخورد و همزمان از توطئهای پرده برمیدارد که هدفش نابودی هشت ربات ویژهی شرکتکننده در جنگ است. او در حالی که برای نجات بازماندگان با زمان رقابت میکند، درگیر مبارزهای درونی با حافظه، اخلاق و جهانی پر از نفرت میشود — تلاشی ناامیدانه برای دفاع از همزیستی شکنندهی انسان و ماشین.
ربات افسانهای سوئیسی به نام «مونتبلانک»، که به خاطر خدمتش در جنگ آسیایی سیونهم مشهور بود، به طرز خشونتآمیزی به قتل میرسد. انسانها و رباتهای سراسر جهان برای این چهرهی محبوب عزادار میشوند. محبوبیت مونتبلانک پس از جنگ بیشتر هم شد، بهویژه به خاطر تلاشهایش در حفظ محیطزیست و شخصیت مهربانش. همرزمی دیگر از آن جنگ، یعنی کارآگاه رباتیک «گزیخت» از یوروپل، مأمور تحقیق دربارهی مرگ تراژیک او میشود. در جریان تحقیقات، گزیخت به موجودی مرموز به نام «پلوتو» برمیخورد و همزمان از توطئهای پرده برمیدارد که هدفش نابودی هشت ربات ویژهی شرکتکننده در جنگ است. او در حالی که برای نجات بازماندگان با زمان رقابت میکند، درگیر مبارزهای درونی با حافظه، اخلاق و جهانی پر از نفرت میشود — تلاشی ناامیدانه برای دفاع از همزیستی شکنندهی انسان و ماشین.
Shingeki no Kyojin Volume 0
شامل نسخهی اولیهی مانگای اصلی است که پیشتر هرگز منتشر نشده بود و توسط «هاجیمه ایسایاما» در سن ۱۹ سالگی برای مسابقهی Magazine Grand Prix در سال ۲۰۰۶ ترسیم شد.
شامل نسخهی اولیهی مانگای اصلی است که پیشتر هرگز منتشر نشده بود و توسط «هاجیمه ایسایاما» در سن ۱۹ سالگی برای مسابقهی Magazine Grand Prix در سال ۲۰۰۶ ترسیم شد.
اینا میخواهد با یک پسر معمولی آشنا شود، بنابراین از بهترین دوستش، ماکو، کمک میگیرد. ابتدا برای خرید به فروشگاه تازهافتتاحشدهی «Se Rejouir» میروند. در آنجا، اینا ناگهان عشقش را به مدیر فروشگاه اعتراف میکند. آیا این آغاز رمانتیک یک داستان عاشقانه خواهد بود؟
اینا میخواهد با یک پسر معمولی آشنا شود، بنابراین از بهترین دوستش، ماکو، کمک میگیرد. ابتدا برای خرید به فروشگاه تازهافتتاحشدهی «Se Rejouir» میروند. در آنجا، اینا ناگهان عشقش را به مدیر فروشگاه اعتراف میکند. آیا این آغاز رمانتیک یک داستان عاشقانه خواهد بود؟
Kintoki: Kinmezoku no Toki
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
Blood Soul
فرمان کلیسای «ون هلسینگ» مصمم است همهی موجودات ماورایی را نابود کند—و همچنین هر کس دیگری را که سر راهشان قرار گیرد. اما مردی نقرهموی و خونآشامی سرخموی منتظر نمیمانند تا کلیسا سراغشان بیاید! در جریان آخرین حملهشان به یک جوخهی «پاکسازی» ون هلسینگ، آنها ناخواسته جان یک انسان را نجات میدهند...
فرمان کلیسای «ون هلسینگ» مصمم است همهی موجودات ماورایی را نابود کند—و همچنین هر کس دیگری را که سر راهشان قرار گیرد. اما مردی نقرهموی و خونآشامی سرخموی منتظر نمیمانند تا کلیسا سراغشان بیاید! در جریان آخرین حملهشان به یک جوخهی «پاکسازی» ون هلسینگ، آنها ناخواسته جان یک انسان را نجات میدهند...
Slam Dunk
هانامیچی ساکوراگی، نوجوان قدبلند و پر سر و صدا با موهای سرخ شعلهای و نیروی جسمانی فراتر از سنش، مشتاق است به رکورد ۵۰ بار شکست در پیدا کردن همدم پایان دهد و بالاخره در اولین سال تحصیلش در دبیرستان شُوهُکو موفق شود دختری را به دست آورد. اما شهرتش به دردسرسازی و خرابکاری پیش از او رسیده و بیشتر دانشآموزان هممدرسهایاش او را مثل یک بیماری واگیردار از خود دور میکنند. در پایان اولین روز مدرسه، او تنها دو فکر قوی در ذهن دارد: «از بسکتبال متنفرم» و «به یک همدم نیاز دارم.»
هاروکو آکاگی، بیاطلاع از سابقه بدرفتاریهای هانامیچی، متوجه قد بلند او میشود و ناخواسته به سراغش میآید و میپرسد که آیا بسکتبال را دوست دارد یا نه. هانامیچی که از اینکه دختری با او صحبت میکند هیجانزده شده، بیاختیار با صدای بلند «بله» میگوید، با وجود اینکه در واقعیت از بسکتبال خوشش نمیآید. در سالن ورزشی، هاروکو از او میپرسد که آیا میتواند دانک بزند یا نه. هانامیچی که کاملاً تازهکار است، توپ را در دست میگیرد و برای پرش آماده میشود... اما بیش از حد میپرد و سرش را محکم به تختهی بسکتبال میکوبد.
هاروکو که از تواناییهای فیزیکی تقریباً غیرانسانی او شگفتزده شده، سریعاً این موضوع را به کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه اطلاع میدهد. همین اتفاق باعث میشود هانامیچی ناخواسته وارد دنیای رقابت و بسکتبال شود؛ دنیایی که در ابتدا تنها به خاطر دختری ناشناس پا به آن گذاشته بود، اما خیلی زود درمییابد بسکتبال چیزی فراتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
هانامیچی ساکوراگی، نوجوان قدبلند و پر سر و صدا با موهای سرخ شعلهای و نیروی جسمانی فراتر از سنش، مشتاق است به رکورد ۵۰ بار شکست در پیدا کردن همدم پایان دهد و بالاخره در اولین سال تحصیلش در دبیرستان شُوهُکو موفق شود دختری را به دست آورد. اما شهرتش به دردسرسازی و خرابکاری پیش از او رسیده و بیشتر دانشآموزان هممدرسهایاش او را مثل یک بیماری واگیردار از خود دور میکنند. در پایان اولین روز مدرسه، او تنها دو فکر قوی در ذهن دارد: «از بسکتبال متنفرم» و «به یک همدم نیاز دارم.»
هاروکو آکاگی، بیاطلاع از سابقه بدرفتاریهای هانامیچی، متوجه قد بلند او میشود و ناخواسته به سراغش میآید و میپرسد که آیا بسکتبال را دوست دارد یا نه. هانامیچی که از اینکه دختری با او صحبت میکند هیجانزده شده، بیاختیار با صدای بلند «بله» میگوید، با وجود اینکه در واقعیت از بسکتبال خوشش نمیآید. در سالن ورزشی، هاروکو از او میپرسد که آیا میتواند دانک بزند یا نه. هانامیچی که کاملاً تازهکار است، توپ را در دست میگیرد و برای پرش آماده میشود... اما بیش از حد میپرد و سرش را محکم به تختهی بسکتبال میکوبد.
هاروکو که از تواناییهای فیزیکی تقریباً غیرانسانی او شگفتزده شده، سریعاً این موضوع را به کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه اطلاع میدهد. همین اتفاق باعث میشود هانامیچی ناخواسته وارد دنیای رقابت و بسکتبال شود؛ دنیایی که در ابتدا تنها به خاطر دختری ناشناس پا به آن گذاشته بود، اما خیلی زود درمییابد بسکتبال چیزی فراتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
Tough
این ادامهی مانگای کُکُو تِکِندن تاوف است که در ۴۲ جلد منتشر شد و شخصیت اصلی آن، «کیئیچی»، را در دوران جوانی و زیر آموزش پدرش «سِیکو میازاوا» دنبال میکرد. این اثر مانگایی دربارهی مبارزات رزمی ترکیبی و مدرسهی هنرهای رزمی خاندان میازاوا است. در آغاز، داستان حول تلاشهای کیئیچی برای درمان پدرش، پس از آنکه توسط برادرش «کیریو» تقریباً کشته شد، میچرخد؛ اما با بهبودی پدر، تمرکز از این موضوع فاصله گرفته و به مبارزات تورنمنتگونه و رقابتهای رزمی کشیده میشود.
این ادامهی مانگای کُکُو تِکِندن تاوف است که در ۴۲ جلد منتشر شد و شخصیت اصلی آن، «کیئیچی»، را در دوران جوانی و زیر آموزش پدرش «سِیکو میازاوا» دنبال میکرد. این اثر مانگایی دربارهی مبارزات رزمی ترکیبی و مدرسهی هنرهای رزمی خاندان میازاوا است. در آغاز، داستان حول تلاشهای کیئیچی برای درمان پدرش، پس از آنکه توسط برادرش «کیریو» تقریباً کشته شد، میچرخد؛ اما با بهبودی پدر، تمرکز از این موضوع فاصله گرفته و به مبارزات تورنمنتگونه و رقابتهای رزمی کشیده میشود.
ST&RS
در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۳:۰۲:۴۰ بامداد به وقت UTC، زمین پیامی ساده از فضا دریافت کرد: دیدار در مریخ در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۳۵. با احتمال کشف گونهای میانستارهای در افق، دانشمندان سراسر جهان به رقابتی ناامیدانه برای توسعه پیشرفتهترین فناوری و اعزام انسان به سیاره سرخ پرداختند. در همان روز و دقیقاً همان زمان، نوزاد «ماهو شیرافونه» نخستین کلمهاش را بر زبان آورد—«مریخ».
سالها بعد، همزمان با زمان ثبتنام دبیرستان، ماهو که شیفتهی فضاست، چشم به «آکادمی فضایی» معتبر دوخته است. این مؤسسه تنها حدود یک درصد از متقاضیان را میپذیرد، اما ثبتنام در آن فرصتی است برای ماهو تا رویای رفتن به مریخ در آن تاریخ تعیینشده را محقق کند. همراه با دوست دوران کودکیاش «مگورو هوشیهارا» و همکلاسیاش «واتارو آماچی»، ماهو آزمون دو هفتهای پذیرش آکادمی را آغاز میکند.
در برابر رقابتی سرسخت با برخی از بهترین نامزدهای فضانوردی، شانس ماهو برای رسیدن به قله بسیار ناچیز به نظر میرسد. جالب آنکه «فیفی کالینز»، مدیر آکادمی، گمان میبرد ماهو ممکن است بخش حیاتی از مأموریت ۷ ژوئیه باشد. با این احتمال که سرنوشتش پیشاپیش در ستارگان نوشته شده باشد، ماهو خود را آماده میکند تا در این آزمون سرنوشتساز پایداری کند.
در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۳:۰۲:۴۰ بامداد به وقت UTC، زمین پیامی ساده از فضا دریافت کرد: دیدار در مریخ در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۳۵. با احتمال کشف گونهای میانستارهای در افق، دانشمندان سراسر جهان به رقابتی ناامیدانه برای توسعه پیشرفتهترین فناوری و اعزام انسان به سیاره سرخ پرداختند. در همان روز و دقیقاً همان زمان، نوزاد «ماهو شیرافونه» نخستین کلمهاش را بر زبان آورد—«مریخ».
سالها بعد، همزمان با زمان ثبتنام دبیرستان، ماهو که شیفتهی فضاست، چشم به «آکادمی فضایی» معتبر دوخته است. این مؤسسه تنها حدود یک درصد از متقاضیان را میپذیرد، اما ثبتنام در آن فرصتی است برای ماهو تا رویای رفتن به مریخ در آن تاریخ تعیینشده را محقق کند. همراه با دوست دوران کودکیاش «مگورو هوشیهارا» و همکلاسیاش «واتارو آماچی»، ماهو آزمون دو هفتهای پذیرش آکادمی را آغاز میکند.
در برابر رقابتی سرسخت با برخی از بهترین نامزدهای فضانوردی، شانس ماهو برای رسیدن به قله بسیار ناچیز به نظر میرسد. جالب آنکه «فیفی کالینز»، مدیر آکادمی، گمان میبرد ماهو ممکن است بخش حیاتی از مأموریت ۷ ژوئیه باشد. با این احتمال که سرنوشتش پیشاپیش در ستارگان نوشته شده باشد، ماهو خود را آماده میکند تا در این آزمون سرنوشتساز پایداری کند.
Shuriken to Pleats
نیاکان «میکاگه کیریو» در ژاپن بهعنوان نینجا شناخته میشدند، پیش از آنکه اصلاحات میجی آنها را از این حرفه بیرون براند. در دوران مدرن، خانواده کیریو «شرکت روستای سایه» را اداره میکند که خدمات محافظت ویژه برای افراد ثروتمند و مهم ارائه میدهد. میکاگه از کودکی عضوی از تیم محافظان شخصی «آقای جیمز جی. راد»، بیوهمردی سالخورده، بوده است. او گرچه این کار پسندیده نیست، احساسات عمیقی نسبت به اربابش دارد؛ و در مقابل، حضور میکاگه به آقای راد خانوادهای را یادآوری میکند که زمانی داشته است. او پیشنهاد میدهد میکاگه را به فرزندی بپذیرد تا بتواند حرفه خطرناک خود را رها کند و مانند یک دختر عادی به مدرسه برود.
اما تنها روز بعد از این پیشنهاد، آقای راد قربانی سوءقصدی دیگر میشود. پس از این حادثه، میکاگه باید تصمیم بگیرد که آیا و چگونه آخرین خواستهی خودخواهانهی اربابش را برآورده سازد.
نیاکان «میکاگه کیریو» در ژاپن بهعنوان نینجا شناخته میشدند، پیش از آنکه اصلاحات میجی آنها را از این حرفه بیرون براند. در دوران مدرن، خانواده کیریو «شرکت روستای سایه» را اداره میکند که خدمات محافظت ویژه برای افراد ثروتمند و مهم ارائه میدهد. میکاگه از کودکی عضوی از تیم محافظان شخصی «آقای جیمز جی. راد»، بیوهمردی سالخورده، بوده است. او گرچه این کار پسندیده نیست، احساسات عمیقی نسبت به اربابش دارد؛ و در مقابل، حضور میکاگه به آقای راد خانوادهای را یادآوری میکند که زمانی داشته است. او پیشنهاد میدهد میکاگه را به فرزندی بپذیرد تا بتواند حرفه خطرناک خود را رها کند و مانند یک دختر عادی به مدرسه برود.
اما تنها روز بعد از این پیشنهاد، آقای راد قربانی سوءقصدی دیگر میشود. پس از این حادثه، میکاگه باید تصمیم بگیرد که آیا و چگونه آخرین خواستهی خودخواهانهی اربابش را برآورده سازد.
Samurai Champloo
«موگن» یک مزدور سرسخت و خشن است با تکنیکی مرگبار و چیزی برای از دست دادن ندارد. «جین» یک سامورایی منضبط است که به همان اندازه که مرموز و آرام است،致مرگبار نیز هست. «فو» یک پیشخدمت جوان با قلبی مهربان است که در لحظات غیرمنتظره توانایی و ابتکار عملش آشکار میشود. این سه همراه نامحتمل در آستانه سفری هستند که زندگی همهشان را دگرگون خواهد کرد.
آنها در جستوجوی خطرناک یک سامورایی مرموز قدم میگذارند، سفری که باعث میشود این گروه پرجدل قهرمانان بارها درگیر麻 مشکلات شوند و دوباره از آنها جان سالم به در برند (هرچند شمارش این دفعات چندان بالا نیست). از اشراف بدبین و ظاهراً مؤدب گرفته تا خیانتکاریهای دنیای زیرزمینی ژاپن، موگن، جین و فو با تهدیدهایی از درون و بیرون روبهرو خواهند شد، در حالی که همزمان ستارههای پرتابی و توهینها را به سوی یکدیگر پرتاب میکنند.
ژاپن باستان در آستانه دریافت دوز致کشندهای از عدالت خیابانی به سبک چامپلو است—و هرگز دیگر مانند گذشته نخواهد بود.
«موگن» یک مزدور سرسخت و خشن است با تکنیکی مرگبار و چیزی برای از دست دادن ندارد. «جین» یک سامورایی منضبط است که به همان اندازه که مرموز و آرام است،致مرگبار نیز هست. «فو» یک پیشخدمت جوان با قلبی مهربان است که در لحظات غیرمنتظره توانایی و ابتکار عملش آشکار میشود. این سه همراه نامحتمل در آستانه سفری هستند که زندگی همهشان را دگرگون خواهد کرد.
آنها در جستوجوی خطرناک یک سامورایی مرموز قدم میگذارند، سفری که باعث میشود این گروه پرجدل قهرمانان بارها درگیر麻 مشکلات شوند و دوباره از آنها جان سالم به در برند (هرچند شمارش این دفعات چندان بالا نیست). از اشراف بدبین و ظاهراً مؤدب گرفته تا خیانتکاریهای دنیای زیرزمینی ژاپن، موگن، جین و فو با تهدیدهایی از درون و بیرون روبهرو خواهند شد، در حالی که همزمان ستارههای پرتابی و توهینها را به سوی یکدیگر پرتاب میکنند.
ژاپن باستان در آستانه دریافت دوز致کشندهای از عدالت خیابانی به سبک چامپلو است—و هرگز دیگر مانند گذشته نخواهد بود.