
دنیای انیمه
تیم ترجمه دنیای انیمه یکی از قدیمیترین و فعالترین گروههای ترجمه مانگا، مانهوا و انیمه در ایران است که فعالیت خود را از حدود سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) آغاز کرده است. این تیم با هدف فراهم کردن محتوای سرگرمکننده برای علاقهمندان به دنیای انیمه و مانگا ترجمه فارسی آثار محبوب ژاپنی و کرهای را در اختیار کاربران ایرانی قرار میدهد. «دنیای انیمه» در طول سالها به یکی از شناختهشدهترین نامها در ارائه ترجمه آثار تبدیل شد.
محبوبترین آثار دنیای انیمه
Jujutsu Kaisen
Solo Leveling
SPY×FAMILY
Overgeared
Kingdom
Black Clover
Solo Leveling: Ragnarok
Tokyo Revengers
Tales of Demons and Gods
Haikyuu!!
تیم ترجمه دنیای انیمه (97 اثر)
The God of High School
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
Solanin
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
All You Need Is Kill
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Blue Period
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
Boruto: Naruto Next Generations
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
Kuroshitsuji
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
unOrdinary
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
Death Note Tanpenshuu
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)
Death Note
ریوگ، یکی از خدایان مرگ، از سر تفریح دفترچهی مرگ خود را به دنیای انسانها میاندازد. در ژاپن، لایت یاگامی، دانشآموز دبیرستانی نابغه، بهطور اتفاقی آن را پیدا میکند. درون دفترچه پیامی هولناک نوشته شده است: هرکس نامش در آن نوشته شود، خواهد مرد. لایت ابتدا این نوشته را پوچ و بیمعنی میداند، اما وقتی برای امتحان نام یک جنایتکار را در آن مینویسد و او بلافاصله جان میبازد، به قدرت واقعی دفترچه پی میبرد.
با درک توانایی عظیم دفترچهی مرگ، لایت مجموعهای از قتلهای مخفیانه را با نام مستعار «کیرا» آغاز میکند و سوگند میخورد جهان را از انسانهای فاسد پاک کند و جامعهای بینقص بسازد که در آن جنایتی وجود نداشته باشد. اما پلیس خیلی زود متوجه ماجرا میشود و برای پیدا کردن عامل این قتلها از کارآگاه نابغهای به نام اِل (L) کمک میگیرد.
Death Note داستانی هیجانانگیز از رویارویی ذهنی لایت و ال است؛ نبردی نفسگیر از هوش و نبوغ که سرنوشت آیندهی جهان را رقم خواهد زد.
ریوگ، یکی از خدایان مرگ، از سر تفریح دفترچهی مرگ خود را به دنیای انسانها میاندازد. در ژاپن، لایت یاگامی، دانشآموز دبیرستانی نابغه، بهطور اتفاقی آن را پیدا میکند. درون دفترچه پیامی هولناک نوشته شده است: هرکس نامش در آن نوشته شود، خواهد مرد. لایت ابتدا این نوشته را پوچ و بیمعنی میداند، اما وقتی برای امتحان نام یک جنایتکار را در آن مینویسد و او بلافاصله جان میبازد، به قدرت واقعی دفترچه پی میبرد.
با درک توانایی عظیم دفترچهی مرگ، لایت مجموعهای از قتلهای مخفیانه را با نام مستعار «کیرا» آغاز میکند و سوگند میخورد جهان را از انسانهای فاسد پاک کند و جامعهای بینقص بسازد که در آن جنایتی وجود نداشته باشد. اما پلیس خیلی زود متوجه ماجرا میشود و برای پیدا کردن عامل این قتلها از کارآگاه نابغهای به نام اِل (L) کمک میگیرد.
Death Note داستانی هیجانانگیز از رویارویی ذهنی لایت و ال است؛ نبردی نفسگیر از هوش و نبوغ که سرنوشت آیندهی جهان را رقم خواهد زد.
Fumetsu no Anata e
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.