محبوبترین آثار درام
Who Made Me a Princess
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Oshi no Ko
Death is the only ending for a villainess
Father I Dont Want to Get Married
I Killed An Academy Player
Tokyo Revengers
The Viliainess Is A Marionette
Tales of Demons and Gods
Kill the Villainess
درام (168 اثر)
The Indomitable Martial King
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
هیچ جای آرومی برای جین سئون پیدا نمیشه . بخاطر ظاهر آروم و ضعیفش همیشه تو مدرسه مورد آزار قرار میگیره ولی این منبع ترس های جین نیست: بزرگترین ترس جین پدر خودشه.پدر جین یک تاجر موفق، آدم خیر و پدر نمونه است . ولی این ظاهر قضیه ست درواقع اون یه قاتل سریالی روانیه و جین هم ناخواسته همدستشه. طی سالها اونها از دست پلیس مخفی شدن. وقتی که توجه پدرش به دانش آموز زیبا و انتقالی جدید جلب میشه…
هیچ جای آرومی برای جین سئون پیدا نمیشه . بخاطر ظاهر آروم و ضعیفش همیشه تو مدرسه مورد آزار قرار میگیره ولی این منبع ترس های جین نیست: بزرگترین ترس جین پدر خودشه.پدر جین یک تاجر موفق، آدم خیر و پدر نمونه است . ولی این ظاهر قضیه ست درواقع اون یه قاتل سریالی روانیه و جین هم ناخواسته همدستشه. طی سالها اونها از دست پلیس مخفی شدن. وقتی که توجه پدرش به دانش آموز زیبا و انتقالی جدید جلب میشه…
Toujuushi Bestialious
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
Death is the only ending for a villainess
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
Life Is Money
یک میلیارد ین… و مرگ؟!
مگورو برای اینکه بتواند برای خواهرش یک تخت جراحی فراهم کند، تصمیم میگیرد وارد یک جامعه زیرزمینی شود. میان قمارهای غیرقانونی و بازیهای خطرناک، او قدم به کابوسی میگذارد که راه گریزی از آن نیست.
یک میلیارد ین… و مرگ؟!
مگورو برای اینکه بتواند برای خواهرش یک تخت جراحی فراهم کند، تصمیم میگیرد وارد یک جامعه زیرزمینی شود. میان قمارهای غیرقانونی و بازیهای خطرناک، او قدم به کابوسی میگذارد که راه گریزی از آن نیست.
Mahou Tsukai No Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
Death’s Game
او همیشه بیکار است، دوستدختر سابقش زندگی جدیدی را شروع کرده و تمام پساندازش را هم در یک کلاهبرداری بیتکوینی از دست داده است. زیر فشار سنگین جامعه، چوی ییجه تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد.
اما «مرگ» که از بیتفاوتی او نسبت به مردن خشمگین شده، تصمیم میگیرد با بازی خودش مجازاتش کند: ییجه باید مرگ را بارها و بارها، در قالب ۱۳ زندگی متفاوت، تجربه کند.
اگر بتواند راهی پیدا کند تا از مرگی که در انتظار هر یک از این زندگیهاست جان سالم به در ببرد، اجازه خواهد داشت باقی عمر همان فرد را زندگی کند.
زندگی خودش شکست خورده بود—اما آیا زندگی دیگران هم همینطور است؟
او همیشه بیکار است، دوستدختر سابقش زندگی جدیدی را شروع کرده و تمام پساندازش را هم در یک کلاهبرداری بیتکوینی از دست داده است. زیر فشار سنگین جامعه، چوی ییجه تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد.
اما «مرگ» که از بیتفاوتی او نسبت به مردن خشمگین شده، تصمیم میگیرد با بازی خودش مجازاتش کند: ییجه باید مرگ را بارها و بارها، در قالب ۱۳ زندگی متفاوت، تجربه کند.
اگر بتواند راهی پیدا کند تا از مرگی که در انتظار هر یک از این زندگیهاست جان سالم به در ببرد، اجازه خواهد داشت باقی عمر همان فرد را زندگی کند.
زندگی خودش شکست خورده بود—اما آیا زندگی دیگران هم همینطور است؟
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
17-21: Fujimoto Tatsuki Tanpenshuu
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
Solanin
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
Sekiro Gaiden: Shinazu Hanbei
دوران سنگوکو...
زمانهای که باختن در یک نبرد، به معنای از دست دادن همهچیز بود.
«قدیس شمشیر»، ایشین آشینا، در پی تسلط بر سراسر جهان است...
تا اینکه با ساموراییِ خاصی روبهرو میشود...
دوران سنگوکو...
زمانهای که باختن در یک نبرد، به معنای از دست دادن همهچیز بود.
«قدیس شمشیر»، ایشین آشینا، در پی تسلط بر سراسر جهان است...
تا اینکه با ساموراییِ خاصی روبهرو میشود...
One Pair Lady
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
Harley Takes the House
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.