محبوبترین آثار درام
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Who Made Me a Princess
Death is the only ending for a villainess
Oshi no Ko
The Reason Why Raeliana Ended up at the Dukes Mansion
Father I Dont Want to Get Married
Tokyo Revengers
Owari no Seraph
Chronicles of the Demon faction
I Killed An Academy Player
درام (169 اثر)
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
Harley Takes the House
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
Koe no Katachi
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
Blue Period
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
unOrdinary
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
Wind Breaker
جو «جی» جا-هیون، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از کودکی زیر بار انتظارات سنگین دیگران بزرگ شده و احساس میکند موظف است با درس خواندن به بالاترین جایگاه برسد. با وجود اینکه عنوان رئیس دانشآموزی دبیرستان تائهیانگ را به دست آورده، همچنان بیوقفه درس میخواند و همین موضوع فرصت چندانی برای دوستیابی برایش باقی نمیگذارد.
با این حال، جی استعداد خارقالعادهای در دوچرخهسواری دارد و تکنیکش حتی دوچرخهسواران باتجربه را هم شگفتزده میکند؛ استعدادی که نشان میدهد او فراتر از ظاهر آرام و درسخوانش است. یک بعدازظهر، زمانی که جی با سرعت بالا در حال سر خوردن و مانور دادن با دوچرخهاش است، توجه همکلاسیاش یون مینو را جلب میکند. مینو که از مهارت بینظیر او شگفتزده شده، خیلی زود تلاش میکند جی را به گروه دوچرخهسواریاش دعوت کند، اما جی با سردی این پیشنهاد را رد میکند.
مینو که مصمم است لذت دوچرخهسواری گروهی را به جی نشان دهد، پیشنهادی ساده مطرح میکند: مسابقهای با یکی از اعضای تیمش. اگر جی برنده شود، مینو قول میدهد دیگر مزاحمش نشود.
جو «جی» جا-هیون، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از کودکی زیر بار انتظارات سنگین دیگران بزرگ شده و احساس میکند موظف است با درس خواندن به بالاترین جایگاه برسد. با وجود اینکه عنوان رئیس دانشآموزی دبیرستان تائهیانگ را به دست آورده، همچنان بیوقفه درس میخواند و همین موضوع فرصت چندانی برای دوستیابی برایش باقی نمیگذارد.
با این حال، جی استعداد خارقالعادهای در دوچرخهسواری دارد و تکنیکش حتی دوچرخهسواران باتجربه را هم شگفتزده میکند؛ استعدادی که نشان میدهد او فراتر از ظاهر آرام و درسخوانش است. یک بعدازظهر، زمانی که جی با سرعت بالا در حال سر خوردن و مانور دادن با دوچرخهاش است، توجه همکلاسیاش یون مینو را جلب میکند. مینو که از مهارت بینظیر او شگفتزده شده، خیلی زود تلاش میکند جی را به گروه دوچرخهسواریاش دعوت کند، اما جی با سردی این پیشنهاد را رد میکند.
مینو که مصمم است لذت دوچرخهسواری گروهی را به جی نشان دهد، پیشنهادی ساده مطرح میکند: مسابقهای با یکی از اعضای تیمش. اگر جی برنده شود، مینو قول میدهد دیگر مزاحمش نشود.
Kamisama ga Uso wo Tsuku.
ناتسورو نانائو، پسری یازدهساله، مهاجم اصلی تیم فوتبال مدرسه است، اما بهدلیل اتفاقی که پس از انتقالش به مدرسهی فعلی رخ داده، در صحبت کردن با دخترها دچار مشکل است. از آنجا که پدرش سالها پیش از دنیا رفته، او تنها با مادرش زندگی میکند؛ با این حال، این موضوع مانعی برای دنبال کردن علاقهی عمیقش به فوتبال نیست، چرا که آرزو دارد در آینده بازیکن حرفهای شود.
روزی، یکی از همکلاسیهایش به نام ریو سوزومورا به او نزدیک میشود؛ دیداری که آغازگر نقطهی عطف بزرگی در زندگی ناتسورو است. ناتسورو پس از صحبت با ریو، فوراً به او علاقهمند میشود. مدتی بعد، وقتی یک گربهی رهاشده را نجات میدهد، در مسیر سوپرمارکت با ریو و برادر کوچکش یوتا برخورد میکند و از آنها میخواهد از گربه نگهداری کنند؛ پیشنهادی که آنها میپذیرند.
اما زمانی که ناتسورو به خانهی آنها میرود، با صحنهای شوکهکننده روبهرو میشود: این خواهر و برادر بهتنهایی و در خانهای بسیار نامرتب زندگی میکنند؛ رازی که ریو بهشدت میخواهد پنهان بماند. با گذشت زمان و نزدیکتر شدن ناتسورو به آنها، شرایط زندگیشان و دلایل این پنهانکاری بهتدریج آشکار میشود.
ناتسورو نانائو، پسری یازدهساله، مهاجم اصلی تیم فوتبال مدرسه است، اما بهدلیل اتفاقی که پس از انتقالش به مدرسهی فعلی رخ داده، در صحبت کردن با دخترها دچار مشکل است. از آنجا که پدرش سالها پیش از دنیا رفته، او تنها با مادرش زندگی میکند؛ با این حال، این موضوع مانعی برای دنبال کردن علاقهی عمیقش به فوتبال نیست، چرا که آرزو دارد در آینده بازیکن حرفهای شود.
روزی، یکی از همکلاسیهایش به نام ریو سوزومورا به او نزدیک میشود؛ دیداری که آغازگر نقطهی عطف بزرگی در زندگی ناتسورو است. ناتسورو پس از صحبت با ریو، فوراً به او علاقهمند میشود. مدتی بعد، وقتی یک گربهی رهاشده را نجات میدهد، در مسیر سوپرمارکت با ریو و برادر کوچکش یوتا برخورد میکند و از آنها میخواهد از گربه نگهداری کنند؛ پیشنهادی که آنها میپذیرند.
اما زمانی که ناتسورو به خانهی آنها میرود، با صحنهای شوکهکننده روبهرو میشود: این خواهر و برادر بهتنهایی و در خانهای بسیار نامرتب زندگی میکنند؛ رازی که ریو بهشدت میخواهد پنهان بماند. با گذشت زمان و نزدیکتر شدن ناتسورو به آنها، شرایط زندگیشان و دلایل این پنهانکاری بهتدریج آشکار میشود.
Sekai no Owari no Pen-friend
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
Sayonara Eri
یووتا ایتو که مادرش از یک بیماری لاعلاج رنج میبرد، بنا به خواستهی او لحظات پایانی زندگیاش را فیلمبرداری میکند. از لبخند درخشانش در کنار خانواده گرفته تا زمانی که بیماری بدنش را در بیمارستان از پا میاندازد، یووتا ساعتها و ساعتها فیلم ضبط میکند. پس از مرگ مادرش، او این تصاویر را کنار هم میچیند و فیلمی از زندگی او میسازد تا در مدرسه به نمایش بگذارد؛ فیلمی که تصمیم میگیرد پایانش را با کمی خیالپردازی همراه کند. نام این اثر Dead Explosion Mother است و پایانش با یک انفجار واقعی رقم میخورد!
اما نمایش این فیلم، بهدلیل نگاه بهزعم دیگران نامناسب و بیاحساسش به مرگ مادر، واکنشهای تندی به دنبال دارد. یووتا که زیر بار این انتقادها خرد شده، به پشتبام بیمارستان میرود تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما درست همانجا با دختری به نام اِری روبهرو میشود. اِری که شیفتهی فیلم او شده، از یووتا میخواهد فیلم تازهای بسازد؛ فیلمی که از اثر قبلیاش هم فراتر برود و ثابت کند منتقدان اشتباه میکردهاند.
فیلمی که آنها تصمیم میگیرند با هم بسازند، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. و البته، اگر قرار باشد اثری از یووتا باشد، حتماً باید امضای شخصی او را داشته باشد—چاشنی کوچکی از خیالپردازی.
یووتا ایتو که مادرش از یک بیماری لاعلاج رنج میبرد، بنا به خواستهی او لحظات پایانی زندگیاش را فیلمبرداری میکند. از لبخند درخشانش در کنار خانواده گرفته تا زمانی که بیماری بدنش را در بیمارستان از پا میاندازد، یووتا ساعتها و ساعتها فیلم ضبط میکند. پس از مرگ مادرش، او این تصاویر را کنار هم میچیند و فیلمی از زندگی او میسازد تا در مدرسه به نمایش بگذارد؛ فیلمی که تصمیم میگیرد پایانش را با کمی خیالپردازی همراه کند. نام این اثر Dead Explosion Mother است و پایانش با یک انفجار واقعی رقم میخورد!
اما نمایش این فیلم، بهدلیل نگاه بهزعم دیگران نامناسب و بیاحساسش به مرگ مادر، واکنشهای تندی به دنبال دارد. یووتا که زیر بار این انتقادها خرد شده، به پشتبام بیمارستان میرود تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما درست همانجا با دختری به نام اِری روبهرو میشود. اِری که شیفتهی فیلم او شده، از یووتا میخواهد فیلم تازهای بسازد؛ فیلمی که از اثر قبلیاش هم فراتر برود و ثابت کند منتقدان اشتباه میکردهاند.
فیلمی که آنها تصمیم میگیرند با هم بسازند، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. و البته، اگر قرار باشد اثری از یووتا باشد، حتماً باید امضای شخصی او را داشته باشد—چاشنی کوچکی از خیالپردازی.
Just Listen to the Song
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
Oshi no Ko
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
Urban Legend Maker
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Monster
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.