محبوبترین آثار ماه
Magic Emperor
Blue Lock
Jujutsu Kaisen
Who Made Me a Princess
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
The Beginning After the End
Solo Leveling
SPY×FAMILY
The Swordmaster’s Son
Boruto: Two Blue Vortex
همه آثار (400 اثر)
Lumine
یه گرگینه ی تنها به اسم لومینه با پسری به اسم کودی ملاقات میکنه و میشه بادیگاردش.لومینه هرکاری میکنه تا کودی بهش اعتماد کنه و باهاش دوست بشه و کودی هم سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی زندگی اون دوتا کم کم عوض میشه و حالا وقتشه خودشون یه فکری بکنن.
یه گرگینه ی تنها به اسم لومینه با پسری به اسم کودی ملاقات میکنه و میشه بادیگاردش.لومینه هرکاری میکنه تا کودی بهش اعتماد کنه و باهاش دوست بشه و کودی هم سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی زندگی اون دوتا کم کم عوض میشه و حالا وقتشه خودشون یه فکری بکنن.
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
Boundless Necromancer
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
Transfer Student Storm Bringe
دانش آموز انتقالی جدید خوش شانس است یا مبارز؟بخت و اقبال است که همیشه موجب پیروزی او بر حریفان جدید در مدرسه جدید می شود یا مهارت او؟دانش آموزی به دلیل اخراج از مدرسه قبلی حالا وارد مدرسه ای می شود که در آن هر کلاسی برای خود یک قهرمان جدا دارد…
دانش آموز انتقالی جدید خوش شانس است یا مبارز؟بخت و اقبال است که همیشه موجب پیروزی او بر حریفان جدید در مدرسه جدید می شود یا مهارت او؟دانش آموزی به دلیل اخراج از مدرسه قبلی حالا وارد مدرسه ای می شود که در آن هر کلاسی برای خود یک قهرمان جدا دارد…
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
The Little Brother Is the Academys Hotshot
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
The 31st Piece Turns the Tables
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
Temporarily Closed for Work Reasons
اسم من یو ایل شینه و یه ناول نویس درجه سه هستم، ممکنه معنی اسمم به زبان کره ای "فقط خدا" باشه، اما لطفا شروع به پرستیدنم نکنید چون این فقط یه اسمه. توی این دنیا فقط با شکارچیا خوب رفتار میشه ولی معنیش این نیست که همشون برابرن. وقتی رتبه تون مشخص بشه زندگیتون کاملا زیر و رو میشه. من بالاخره موفق شدم از طریق یه بازی قدرتهامو بیدار کنم، این چیزی بود که همیشه آرزوشو داشتم، اما قدرتهای بیدار شده ی من یکم عجیبن... توی این دنیای کوچیکِ دیگه که از طریق تلفنم بهش وصل میشم مورچه های ضعیف و بی ارزش منو بعنوان یه خدا میپرستن؟ کسی مثل من باید دنیا رو نجات بده؟ این نمیتونه درست باشه
اسم من یو ایل شینه و یه ناول نویس درجه سه هستم، ممکنه معنی اسمم به زبان کره ای "فقط خدا" باشه، اما لطفا شروع به پرستیدنم نکنید چون این فقط یه اسمه. توی این دنیا فقط با شکارچیا خوب رفتار میشه ولی معنیش این نیست که همشون برابرن. وقتی رتبه تون مشخص بشه زندگیتون کاملا زیر و رو میشه. من بالاخره موفق شدم از طریق یه بازی قدرتهامو بیدار کنم، این چیزی بود که همیشه آرزوشو داشتم، اما قدرتهای بیدار شده ی من یکم عجیبن... توی این دنیای کوچیکِ دیگه که از طریق تلفنم بهش وصل میشم مورچه های ضعیف و بی ارزش منو بعنوان یه خدا میپرستن؟ کسی مثل من باید دنیا رو نجات بده؟ این نمیتونه درست باشه
Talent Swallowing Magician
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
Please Dont Come To Villainess Stationery Store
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
Paladin
بعد از شکست خوردن در جنگ از ارتش امپراتوری، مردم کشور گرینلند، در ناامیدی و نگرانی از این بودند که آینده چه چیزی برایشان رقم می زند. آنها مزدورانی را استخدام کرده بودند که در جنگ به کشور کمک کنند و اکنون که در حال جمع کردن قطعات شکسته ی رویاهاشان بودند، مزدوران برای گرفتن پاداش شان آمده اند. پادشاه مدتی قبل تر از دنیا رفته و وارث تاج و تخت برای بر تخت نشستن هنوز خیلی کوچک بود. بعد از شنیدن اخبار درباره مرگ پادشاه، مزدوران تصمیم گرفتند که سلطنت را بدست بگیرند و به جای پادشاه حکومت کنند. ولی بر سر راه شان مانعی وجود دارد… پیشگو!
بعد از شکست خوردن در جنگ از ارتش امپراتوری، مردم کشور گرینلند، در ناامیدی و نگرانی از این بودند که آینده چه چیزی برایشان رقم می زند. آنها مزدورانی را استخدام کرده بودند که در جنگ به کشور کمک کنند و اکنون که در حال جمع کردن قطعات شکسته ی رویاهاشان بودند، مزدوران برای گرفتن پاداش شان آمده اند. پادشاه مدتی قبل تر از دنیا رفته و وارث تاج و تخت برای بر تخت نشستن هنوز خیلی کوچک بود. بعد از شنیدن اخبار درباره مرگ پادشاه، مزدوران تصمیم گرفتند که سلطنت را بدست بگیرند و به جای پادشاه حکومت کنند. ولی بر سر راه شان مانعی وجود دارد… پیشگو!
Nineteen Twenty-One
یون لی یک دختر جوان ِ که زخمهای عاطفی بزرگی در قلبشه … بخاطر تصادفی که داشته ۲ سال از بهترین سالهای زندگیشو از دست داده سنین بین ۱۹ تا ۲۱ سالگی …زندگی خودشو پر از رنج و بدبختی می دونه … اما هنوز در مدرسه مقدماتی حاضر می شه تا شاید بتونه سال های از دست رفتشو جبران کنه … یون لی با پسر جوانی بر خورد می کنه که بنظر می یاد چیزی که یون لی از دست داده رو ، داره … سنین بینی ۱۹ تا ۲۱ سالگی…
یون لی یک دختر جوان ِ که زخمهای عاطفی بزرگی در قلبشه … بخاطر تصادفی که داشته ۲ سال از بهترین سالهای زندگیشو از دست داده سنین بین ۱۹ تا ۲۱ سالگی …زندگی خودشو پر از رنج و بدبختی می دونه … اما هنوز در مدرسه مقدماتی حاضر می شه تا شاید بتونه سال های از دست رفتشو جبران کنه … یون لی با پسر جوانی بر خورد می کنه که بنظر می یاد چیزی که یون لی از دست داده رو ، داره … سنین بینی ۱۹ تا ۲۱ سالگی…
My Exclusive Tower Guide
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!