
دنیای انیمه
تیم ترجمه دنیای انیمه یکی از قدیمیترین و فعالترین گروههای ترجمه مانگا، مانهوا و انیمه در ایران است که فعالیت خود را از حدود سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) آغاز کرده است. این تیم با هدف فراهم کردن محتوای سرگرمکننده برای علاقهمندان به دنیای انیمه و مانگا ترجمه فارسی آثار محبوب ژاپنی و کرهای را در اختیار کاربران ایرانی قرار میدهد. «دنیای انیمه» در طول سالها به یکی از شناختهشدهترین نامها در ارائه ترجمه آثار تبدیل شد.
محبوبترین آثار دنیای انیمه
Jujutsu Kaisen
Kingdom
SPY×FAMILY
Solo Leveling
Overgeared
Tokyo Revengers
Owari no Seraph
Tales of Demons and Gods
Bungou Stray Dogs
تیم ترجمه دنیای انیمه (100 اثر)
Dead Heads
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
NOiSE
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
Abara
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
Apocalypse no Toride
یوشیاکی مائدا که به دروغ به قتل متهم و محکوم شده، همین الآن به مرکز بازداشت نوجوانان آکادمی شُوران منتقل میشود. او در سلول شمارهٔ ۴ جای میگیرد و به زودی توسط همبندیانش—گو ایواکورا، ماسافومی یوشیوکا و میتسورو یامانویی—که هر یک به اتهامات و احکام مختلف محکوم شدهاند، ملاقات میشود. یوشیاکی که از قبل زندگی را مملو از بدبیاری میدانست، با ناامیدی درمییابد که زندان گرفتار یک کشمکش خونین برای تصاحب قدرت شده است.
اما ماجرا قرار است حتی بدتر شود—نه زندانیان و نه کارکنان نمیدانند که دنیای بیرون بر اثر یک آخرالزمان ناگهانی زامبی به آشوب کشیده شده و یک ون حامل انسانهای آلوده درست به داخل زندان سقوط کرده تا ناگهان تهدید مردگان متحرک را وارد زندگیشان کند.
یوشیاکی مائدا که به دروغ به قتل متهم و محکوم شده، همین الآن به مرکز بازداشت نوجوانان آکادمی شُوران منتقل میشود. او در سلول شمارهٔ ۴ جای میگیرد و به زودی توسط همبندیانش—گو ایواکورا، ماسافومی یوشیوکا و میتسورو یامانویی—که هر یک به اتهامات و احکام مختلف محکوم شدهاند، ملاقات میشود. یوشیاکی که از قبل زندگی را مملو از بدبیاری میدانست، با ناامیدی درمییابد که زندان گرفتار یک کشمکش خونین برای تصاحب قدرت شده است.
اما ماجرا قرار است حتی بدتر شود—نه زندانیان و نه کارکنان نمیدانند که دنیای بیرون بر اثر یک آخرالزمان ناگهانی زامبی به آشوب کشیده شده و یک ون حامل انسانهای آلوده درست به داخل زندان سقوط کرده تا ناگهان تهدید مردگان متحرک را وارد زندگیشان کند.
Kaijuu 8-gou
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
Promise of an Orchid
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
Tokyo Ghoul
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
Tokyo Ghoul:re
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
گرچه کیوکو هوری در مدرسه بهخاطر خوشمشربی و استعداد تحصیلیاش مورد تحسین قرار میگیرد، جنبهٔ دیگری از زندگیاش را پنهان کرده است. والدینش بهعلت مشغلهٔ کاری اغلب در خانه نیستند، بنابراین هوری باید از برادر کوچکش مراقبت کند و کارهای خانه را انجام دهد و فرصتی برای معاشرت خارج از مدرسه ندارد.
در همین حال، ایزومی مییامورا بهعنوان نوجوانی عبوس، عینکی و اوتاکو شناخته میشود. اما در واقع او فردی مهربان است که در درس خواندن ناتوان است. علاوه بر این، او نه پیرسینگ را پشت موهای بلندش پنهان کرده و یک تاتو روی پشت و شانهٔ چپش دارد.
بهطور کاملاً اتفاقی، هوری و مییامورا بیرون از مدرسه با هم برخورد میکنند―هیچیک آنگونه که دیگری انتظار دارد ظاهر نمیشود. این دو که بهظاهر متضادند، رفتهرفته دوست میشوند و جنبهای از شخصیت خود را که تاکنون به هیچکس نشان نداده بودند با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
گرچه کیوکو هوری در مدرسه بهخاطر خوشمشربی و استعداد تحصیلیاش مورد تحسین قرار میگیرد، جنبهٔ دیگری از زندگیاش را پنهان کرده است. والدینش بهعلت مشغلهٔ کاری اغلب در خانه نیستند، بنابراین هوری باید از برادر کوچکش مراقبت کند و کارهای خانه را انجام دهد و فرصتی برای معاشرت خارج از مدرسه ندارد.
در همین حال، ایزومی مییامورا بهعنوان نوجوانی عبوس، عینکی و اوتاکو شناخته میشود. اما در واقع او فردی مهربان است که در درس خواندن ناتوان است. علاوه بر این، او نه پیرسینگ را پشت موهای بلندش پنهان کرده و یک تاتو روی پشت و شانهٔ چپش دارد.
بهطور کاملاً اتفاقی، هوری و مییامورا بیرون از مدرسه با هم برخورد میکنند―هیچیک آنگونه که دیگری انتظار دارد ظاهر نمیشود. این دو که بهظاهر متضادند، رفتهرفته دوست میشوند و جنبهای از شخصیت خود را که تاکنون به هیچکس نشان نداده بودند با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
در شهر کورووزو-چو، کیریه گوشیما زندگی نسبتاً عادیای در کنار خانوادهاش دارد. روزی که برای دیدار با دوستپسرش، شوئیچی سایتو، به ایستگاه قطار میرود، متوجه میشود پدر او در کوچهای به صدف حلزون خیره شده است. کیریه اهمیت چندانی نمیدهد و ماجرا را با شوئیچی درمیان میگذارد. شوئیچی میگوید پدرش مدتی است رفتاری عجیب از خود نشان میدهد و خودش هم آرزوی ترک شهر را با کیریه دارد، چرا که معتقد است شهر به نوعی آلوده به مارپیچها شده است.
اما وسواس پدر نسبت به این شکل به زودی تبعات مرگباری به همراه میآورد و زنجیرهای از اتفاقات هولناک و غیرقابل توضیح را آغاز میکند که ساکنان کورووزو-چو را به تدریج در چنگال جنون مارپیچی فرو میبرد.
در شهر کورووزو-چو، کیریه گوشیما زندگی نسبتاً عادیای در کنار خانوادهاش دارد. روزی که برای دیدار با دوستپسرش، شوئیچی سایتو، به ایستگاه قطار میرود، متوجه میشود پدر او در کوچهای به صدف حلزون خیره شده است. کیریه اهمیت چندانی نمیدهد و ماجرا را با شوئیچی درمیان میگذارد. شوئیچی میگوید پدرش مدتی است رفتاری عجیب از خود نشان میدهد و خودش هم آرزوی ترک شهر را با کیریه دارد، چرا که معتقد است شهر به نوعی آلوده به مارپیچها شده است.
اما وسواس پدر نسبت به این شکل به زودی تبعات مرگباری به همراه میآورد و زنجیرهای از اتفاقات هولناک و غیرقابل توضیح را آغاز میکند که ساکنان کورووزو-چو را به تدریج در چنگال جنون مارپیچی فرو میبرد.
Haikyuu!!
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.