محبوبترین آثار در حال ترجمه
Blue Lock
Magic Emperor
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Stellar Swordmaster
Kingdom
SPY×FAMILY
The Extra’s Academy Survival Guide
در حال ترجمه (140 اثر)
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
Mahou Tsukai No Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Return of the Mad Demon
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
Reincarnated Murim Lord
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
Doom Breaker
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Blue Period
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
unOrdinary
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
Urban Legend Maker
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
Your Talent Is Mine
داستان دربارهی یه تیان، مرد جوانی است که به توانایی ویژهای دست پیدا میکند؛ قدرتی که به او اجازه میدهد استعدادهای دیگران را کپی کند. با ظهور موجودات فضایی وحشی و فروپاشی نظم جهان، یه تیان مجبور میشود در برابر تقدیر بایستد و برای تغییر سرنوشت خود بجنگد.
هدف او فقط قویتر شدن نیست؛ بلکه زنده ماندن و محافظت از خواهرش در دنیایی پر از تهدیدهای دگربعدی است. برای رسیدن به این هدف، یه تیان قدم به دنیایی ناشناخته میگذارد؛ جایی که هر استعداد تازه میتواند کلید بقا باشد و هر کشف، او را به راز ورود موجودات فضایی نزدیکتر میکند.
داستان دربارهی یه تیان، مرد جوانی است که به توانایی ویژهای دست پیدا میکند؛ قدرتی که به او اجازه میدهد استعدادهای دیگران را کپی کند. با ظهور موجودات فضایی وحشی و فروپاشی نظم جهان، یه تیان مجبور میشود در برابر تقدیر بایستد و برای تغییر سرنوشت خود بجنگد.
هدف او فقط قویتر شدن نیست؛ بلکه زنده ماندن و محافظت از خواهرش در دنیایی پر از تهدیدهای دگربعدی است. برای رسیدن به این هدف، یه تیان قدم به دنیایی ناشناخته میگذارد؛ جایی که هر استعداد تازه میتواند کلید بقا باشد و هر کشف، او را به راز ورود موجودات فضایی نزدیکتر میکند.
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
D.Gray-man
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Akatsuki no Yona
روزی روزگاری، پادشاهی کووکا به فرمان یک اژدهای سرخ در قالب انسان اداره میشد. در کنار او، چهار جنگجوی آغشته به خون اژدها به پیشرفت و شکوفایی سرزمین کمک میکردند. گذر زمان این داستان را به افسانهای برای کودکان بدل کرد. یونا، تنها شاهدخت کووکا، زندگیای مرفه و بیدغدغه داشت. او شیفتهٔ پسرعمویش سو-وون بود و با حفاظت مرشدش سون هاک، از تلخیهای بیرون کاخ در امان مانده بود. اما برخلاف این خواب شیرین، کووکا در آستانهی یک بحران سیاسی قرار داشت. هنگامی که سو-وون، عشق او، کودتایی خونین به راه میاندازد و پدرش را میکشد، یونا ناچار میشود تنها با همراهی هاک از کاخ بگریزد. در حالی که دشمنان از همه سو او را محاصره کردهاند، شاهدخت راندهشده هنوز برای نجات پادشاهیاش امید دارد. یک کشیش تبعیدی به او میگوید تنها راه رهایی یافتن چهار جنگجوی افسانهای اژدهاست. با تکیه بر این افسانه که گویی ساختگی به نظر میرسد، یونا راه جستوجوی این جنگاوران را در پیش میگیرد و مصمم است پادشاهیاش را بازستاند.
روزی روزگاری، پادشاهی کووکا به فرمان یک اژدهای سرخ در قالب انسان اداره میشد. در کنار او، چهار جنگجوی آغشته به خون اژدها به پیشرفت و شکوفایی سرزمین کمک میکردند. گذر زمان این داستان را به افسانهای برای کودکان بدل کرد. یونا، تنها شاهدخت کووکا، زندگیای مرفه و بیدغدغه داشت. او شیفتهٔ پسرعمویش سو-وون بود و با حفاظت مرشدش سون هاک، از تلخیهای بیرون کاخ در امان مانده بود. اما برخلاف این خواب شیرین، کووکا در آستانهی یک بحران سیاسی قرار داشت. هنگامی که سو-وون، عشق او، کودتایی خونین به راه میاندازد و پدرش را میکشد، یونا ناچار میشود تنها با همراهی هاک از کاخ بگریزد. در حالی که دشمنان از همه سو او را محاصره کردهاند، شاهدخت راندهشده هنوز برای نجات پادشاهیاش امید دارد. یک کشیش تبعیدی به او میگوید تنها راه رهایی یافتن چهار جنگجوی افسانهای اژدهاست. با تکیه بر این افسانه که گویی ساختگی به نظر میرسد، یونا راه جستوجوی این جنگاوران را در پیش میگیرد و مصمم است پادشاهیاش را بازستاند.