محبوبترین آثار در حال ترجمه
Blue Lock
Magic Emperor
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Stellar Swordmaster
Kingdom
SPY×FAMILY
The Extra’s Academy Survival Guide
در حال ترجمه (140 اثر)
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
Happy Face From Slave To Arena Legend
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Martial Evolution
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
Volcanic Age
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
Black Killer Whale Baby
[سلام عمو!] یک روز، یه بچه کوچولو جلوی من ظاهر شد و پرسید [آیا میدانید آکادمی کجاست؟! باید برم اونجا] من بهش گفتم که تمام مدت راه اشتباه رو اومده .. ولی فکرکنم این دختر .. دختر منه! و احتمالا خودش اینو نمیدونه [این چیزیه که بهش فکر میکنی مگه نه پدر؟!] اسم من کالیپسوعه من به این دنیای رمان تناسخ پیدا کردم، دنیایی که پر از حیوون هایی که توی خشکی زندگی میکنن و من بچه نهنگ قاتل سیاه هستم غول مرحله آخر! توی ۳ زندگی قبلیم توسط این خانواده شکست خوردم و اینبار دیگه اونا برام مهم نیستن ولی به نظرتون میتونم از طریق جناب اژدهای عزیز به دنیای خودم برگردم؟! اخه خیرسرم من عروس اژدهام ..
[سلام عمو!] یک روز، یه بچه کوچولو جلوی من ظاهر شد و پرسید [آیا میدانید آکادمی کجاست؟! باید برم اونجا] من بهش گفتم که تمام مدت راه اشتباه رو اومده .. ولی فکرکنم این دختر .. دختر منه! و احتمالا خودش اینو نمیدونه [این چیزیه که بهش فکر میکنی مگه نه پدر؟!] اسم من کالیپسوعه من به این دنیای رمان تناسخ پیدا کردم، دنیایی که پر از حیوون هایی که توی خشکی زندگی میکنن و من بچه نهنگ قاتل سیاه هستم غول مرحله آخر! توی ۳ زندگی قبلیم توسط این خانواده شکست خوردم و اینبار دیگه اونا برام مهم نیستن ولی به نظرتون میتونم از طریق جناب اژدهای عزیز به دنیای خودم برگردم؟! اخه خیرسرم من عروس اژدهام ..
Reality Quest
به دلیل یه سری اتفاق و بدشانسی سر به دست آوردن یه آیتم بازی برای یکی از قلدرهای مدرسه دووان کسی که به شاتل بازی معروفه سر یه هفته بازی بدون استراحت می میره ولی به خاطر یه رویارویی با ی شخصیت به زندگی و درست به یه هفته قبل سر کلاس درس برمی گرده فقط چیزی که تغییر کرده صفحه شناور مقابلشهو دووان بدبخت می تونه از همه مهارت هایی که داخل بازی ها به دست آورده استفاده کنه اما همه چیز به این سادگی ها هم براش پیش نمیره
به دلیل یه سری اتفاق و بدشانسی سر به دست آوردن یه آیتم بازی برای یکی از قلدرهای مدرسه دووان کسی که به شاتل بازی معروفه سر یه هفته بازی بدون استراحت می میره ولی به خاطر یه رویارویی با ی شخصیت به زندگی و درست به یه هفته قبل سر کلاس درس برمی گرده فقط چیزی که تغییر کرده صفحه شناور مقابلشهو دووان بدبخت می تونه از همه مهارت هایی که داخل بازی ها به دست آورده استفاده کنه اما همه چیز به این سادگی ها هم براش پیش نمیره
The Indomitable Martial King
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
A World Without My Sister Who Everyone Loved
من تو تمام زندگیم سایه خواهرم بودم و اون بهم خیانت کرد. تنها انتخابم مرگ بود... چشمامو باز کردم و ناگهان همه چیز از همون اول تغییر کرد. یه زمانی میخواستم منو دوست داشته باشن اما الان، میترسم این احساسات نقطه ضعف من شه.
من تو تمام زندگیم سایه خواهرم بودم و اون بهم خیانت کرد. تنها انتخابم مرگ بود... چشمامو باز کردم و ناگهان همه چیز از همون اول تغییر کرد. یه زمانی میخواستم منو دوست داشته باشن اما الان، میترسم این احساسات نقطه ضعف من شه.
Death is the only ending for a villainess
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
Solo Leveling: Ragnarok
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
Latna Saga: Survival of a Sword King
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟