محبوبترین آثار در حال ترجمه
Blue Lock
Magic Emperor
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Stellar Swordmaster
Kingdom
SPY×FAMILY
The Extra’s Academy Survival Guide
در حال ترجمه (140 اثر)
It Starts with a Kingpin Account
وو پسری که سطحش از 3 بالاتر نمیره!! یه هیولای سطح کمیاب باعث میشه به حساب کاربری پادشاه دست پیدا کنه و وارد دنیاهای موازی میشه...
وو پسری که سطحش از 3 بالاتر نمیره!! یه هیولای سطح کمیاب باعث میشه به حساب کاربری پادشاه دست پیدا کنه و وارد دنیاهای موازی میشه...
The Dark Mage s Return to Enlistment
همه چی با احضار شدن شروع میشه و با گرفتن قدرت بقیه صاحاب دنیاها میشن ولی من باید کثیف کاری های امپراطوری رو انجام بدم و تمام مقام و اعتبار احترام اون قهرمان های قلابی و احمق دریافت میکنن.. دیگه بسه برده بودن این امپراطوری بسه من باید…
همه چی با احضار شدن شروع میشه و با گرفتن قدرت بقیه صاحاب دنیاها میشن ولی من باید کثیف کاری های امپراطوری رو انجام بدم و تمام مقام و اعتبار احترام اون قهرمان های قلابی و احمق دریافت میکنن.. دیگه بسه برده بودن این امپراطوری بسه من باید…
Fated To Be Loved By Villains
قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف زاده ی ضعیف میشه که توی حومه کشور زندگی میکرده و تصمیم میگیره زندگی آرومی رو از سر بگذرونه و توجه بقیه رو جلب نکنه. توی اولین روز شروع زندگی آکادمیکش، اون با رئیس نهایی، که به عنوان کالبد شیطان خاکستری هم شناخته میشه یعنی "النور الیناریز لا تریستان" رو به رو میشه. بعد از رویارویی شون، قهرمان داستان دوتا مهارت ویژه بدست میاره: «بقای ناامیدانه» که وقتی زندگیش تو خطر میوفته اونو قویتر میکنه و «جذابیت کشنده» که کسایی رو که دارای ویژگی های شیطانی هستن رو مجذوب خودش میکنه. این دوتا مهارت نه تنها اونو با رئیس نهایی درگیر میکنه، بلکه اونو با شخصیت های شرور دیگه هم درگیر میکنه. با اینحال اون با استفاده از مهارت هاش و با تخصصی که به عنوان یه بازیکن کارکشته داره با آرامش به چالش ها غلبه میکنه. ولی هر بار که به یه چالش غلبه میکنه، کسایی که ویژگی های شیطانی دارن بیشتر بهش علاقه مند میشن...
قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف زاده ی ضعیف میشه که توی حومه کشور زندگی میکرده و تصمیم میگیره زندگی آرومی رو از سر بگذرونه و توجه بقیه رو جلب نکنه. توی اولین روز شروع زندگی آکادمیکش، اون با رئیس نهایی، که به عنوان کالبد شیطان خاکستری هم شناخته میشه یعنی "النور الیناریز لا تریستان" رو به رو میشه. بعد از رویارویی شون، قهرمان داستان دوتا مهارت ویژه بدست میاره: «بقای ناامیدانه» که وقتی زندگیش تو خطر میوفته اونو قویتر میکنه و «جذابیت کشنده» که کسایی رو که دارای ویژگی های شیطانی هستن رو مجذوب خودش میکنه. این دوتا مهارت نه تنها اونو با رئیس نهایی درگیر میکنه، بلکه اونو با شخصیت های شرور دیگه هم درگیر میکنه. با اینحال اون با استفاده از مهارت هاش و با تخصصی که به عنوان یه بازیکن کارکشته داره با آرامش به چالش ها غلبه میکنه. ولی هر بار که به یه چالش غلبه میکنه، کسایی که ویژگی های شیطانی دارن بیشتر بهش علاقه مند میشن...
The Back-Alley Mages Return
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
وقتی مدرسه و ملاقات دوستان را از دست می دهید، زندگی روزانه مدرسه آمو را دنبال کنید! آنها همراه با دوستانش که کارهای عجیب و غریب و احمقانه انجام می دهند، با هم دوران دبیرستان را می گذرانند که پر از علاقه، غم، احساسات و عشق است!
وقتی مدرسه و ملاقات دوستان را از دست می دهید، زندگی روزانه مدرسه آمو را دنبال کنید! آنها همراه با دوستانش که کارهای عجیب و غریب و احمقانه انجام می دهند، با هم دوران دبیرستان را می گذرانند که پر از علاقه، غم، احساسات و عشق است!
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
Daedalus of the Crows
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
The Novels Extra Remake
بعد از بیدار شدن، کیم هاجین خودش رو توی یک دنیای آشنا ولی در بدنی نا آشنا پیدا میکنه. دنیایی که خودش خلقش کرده و داستانی که خودش اون رو نوشته، ولی هیچوقت به اتمام نرسوندتش. اون تبدیل به سیاهی لشکر ناول خودش شده بود، یه شخصیت فیلر بدون کوچیک ترین اهمیتی توی داستان. تنها سرنخش برای فرار اینکه به خط اصلی داستان نزدیک بمونه. هرچند، اون بزودی متوجه میشه که اون دنیا، کاملا شبیه به دنیایی که خودش خلق کرده نیست.
بعد از بیدار شدن، کیم هاجین خودش رو توی یک دنیای آشنا ولی در بدنی نا آشنا پیدا میکنه. دنیایی که خودش خلقش کرده و داستانی که خودش اون رو نوشته، ولی هیچوقت به اتمام نرسوندتش. اون تبدیل به سیاهی لشکر ناول خودش شده بود، یه شخصیت فیلر بدون کوچیک ترین اهمیتی توی داستان. تنها سرنخش برای فرار اینکه به خط اصلی داستان نزدیک بمونه. هرچند، اون بزودی متوجه میشه که اون دنیا، کاملا شبیه به دنیایی که خودش خلق کرده نیست.
Becoming the Cheon Clans Mad Dog
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
To Not Die
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
Strongest Curse Master
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
Trinity Wonder
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
Obsidian Bride
تو زندگی بدبختانه ام هرگز نمی تونستم رویای عشق رو ببینم. یه شب، خسته از ازدواج ناخوشایندم، تصمیم گرفتم بمیرم. که یه دعوتنامه ویژه برای من اومد. "آیا دوست دارید به جعبه حواهرات بپیوندید؟ بله یا نه؟" یک مهمانی شیک که فقط خاص ترین افراد می توانند در آن شرکت کنند. جایی که شما با یک "عشق کور" با یک شریک ازدواج ملاقات می کنید زیرا همه چهره و هویت خود را پنهان می کنند و میتونید عشق حقیقی رو پیدا کنید. اون شب، انتخابی که کردم همه چیز رو تغییر داد.
تو زندگی بدبختانه ام هرگز نمی تونستم رویای عشق رو ببینم. یه شب، خسته از ازدواج ناخوشایندم، تصمیم گرفتم بمیرم. که یه دعوتنامه ویژه برای من اومد. "آیا دوست دارید به جعبه حواهرات بپیوندید؟ بله یا نه؟" یک مهمانی شیک که فقط خاص ترین افراد می توانند در آن شرکت کنند. جایی که شما با یک "عشق کور" با یک شریک ازدواج ملاقات می کنید زیرا همه چهره و هویت خود را پنهان می کنند و میتونید عشق حقیقی رو پیدا کنید. اون شب، انتخابی که کردم همه چیز رو تغییر داد.
The Demon Prince Goes To Academy
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....