The Extra’s Academy Survival Guide
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
The Player Hides His Past
با تبدیل شدن بازی واقعیت مجازی «تاریخ قاره آرکانا» به واقعیت، جهان دگرگون میشود و «بازیکنانی» که با انسانها همگام شدهاند، وظیفهی محافظت از دنیا را بر عهده میگیرند. در این میان، لی هویئول، کارمندی معمولی، کنترل بدن شخصیتی را به دست میآورد که سالها پیش در دوران راهنمایی ساخته بود؛ شخصیتی به نام گرندفل کلادی آرپئوس رومئو.
در نگاه اول، این انتخاب یک شکست کامل به نظر میرسد، اما گرندفل برخلاف ظاهرش، شکارچی شیاطینی است که در برابر دشمنان ماورایی رفتاری متکبر و بیباک دارد. حالا لی هویئول، در قالب تنها شکارچی شیاطین این دنیا، وارد میدان میشود و با گذشتهای که سعی در پنهان کردنش دارد، مسیر متفاوتی را در جهانی پر از تهدید و آشوب آغاز میکند.
با تبدیل شدن بازی واقعیت مجازی «تاریخ قاره آرکانا» به واقعیت، جهان دگرگون میشود و «بازیکنانی» که با انسانها همگام شدهاند، وظیفهی محافظت از دنیا را بر عهده میگیرند. در این میان، لی هویئول، کارمندی معمولی، کنترل بدن شخصیتی را به دست میآورد که سالها پیش در دوران راهنمایی ساخته بود؛ شخصیتی به نام گرندفل کلادی آرپئوس رومئو.
در نگاه اول، این انتخاب یک شکست کامل به نظر میرسد، اما گرندفل برخلاف ظاهرش، شکارچی شیاطینی است که در برابر دشمنان ماورایی رفتاری متکبر و بیباک دارد. حالا لی هویئول، در قالب تنها شکارچی شیاطین این دنیا، وارد میدان میشود و با گذشتهای که سعی در پنهان کردنش دارد، مسیر متفاوتی را در جهانی پر از تهدید و آشوب آغاز میکند.
Jungle Juice
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
My Cultivation Has No Limits
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
Other World Warrior
دوست داری شغل پیدا کنی؟ حتی اگه به قیمت روحت تموم بشه؟ اگه میخوای، پس جای درست رو انتخاب کردی. کار ما وبسایت اطلاع سازی شکار، فروختن روحه، این سایت برای اوناییه که حاظرن روحشون رو بفروشن تا کار پیدا کنن. درسته، آدمایی مثل تو. معامله رو قبول میکنی؟
دوست داری شغل پیدا کنی؟ حتی اگه به قیمت روحت تموم بشه؟ اگه میخوای، پس جای درست رو انتخاب کردی. کار ما وبسایت اطلاع سازی شکار، فروختن روحه، این سایت برای اوناییه که حاظرن روحشون رو بفروشن تا کار پیدا کنن. درسته، آدمایی مثل تو. معامله رو قبول میکنی؟
The Divine Demons Grand Ascension
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
Kill the Hero
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
Nano Machine
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
Attaque
لیسو خانوادهای فقیر دارد اما نداشتن پول یا جایگاه اجتماعی به هیچوجه برای او اهمیتی ندارد. قویترین مبارز مدرسه بودن باعث شده است که حس کند از همه مردم دنیا بالاتر است. اما افسوس که یک تصادف، ارزشمندترین چیز زندگیش را از او میگیرد؛ قدرت مبارزهاش را! او که به شدت در حسرت روزهای پرافتخار گذشته است رو به شمشیرزنی میآورد تا چیزی را که روزی از دست داده است دوباره به دست آورد…
لیسو خانوادهای فقیر دارد اما نداشتن پول یا جایگاه اجتماعی به هیچوجه برای او اهمیتی ندارد. قویترین مبارز مدرسه بودن باعث شده است که حس کند از همه مردم دنیا بالاتر است. اما افسوس که یک تصادف، ارزشمندترین چیز زندگیش را از او میگیرد؛ قدرت مبارزهاش را! او که به شدت در حسرت روزهای پرافتخار گذشته است رو به شمشیرزنی میآورد تا چیزی را که روزی از دست داده است دوباره به دست آورد…
Killing my love
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
Father I Dont Want to Get Married
من به عنوان یه شرور که توی رمانی که خونده بودم تناسخ پیدا کردم، جوبلیان الوی فلوین. من قرار بود که بمیرم، ولی نه! با خاطراتی که از زندگی قبلیم دارم، از چنگال مرگ رد میشم! ”با مردی ازدواج نمیکنم که هیچ افتخاری، خانواده، دارایی، و هیچ قدرتی نداره “. منم که با خودم عهد بستم که یه زندگی مجلل و باشکوه واسه خودم میسازم ، ولی جرا پدرم ولیعهد رو به عنوان نامزدم انتخاب کرده؟!
من به عنوان یه شرور که توی رمانی که خونده بودم تناسخ پیدا کردم، جوبلیان الوی فلوین. من قرار بود که بمیرم، ولی نه! با خاطراتی که از زندگی قبلیم دارم، از چنگال مرگ رد میشم! ”با مردی ازدواج نمیکنم که هیچ افتخاری، خانواده، دارایی، و هیچ قدرتی نداره “. منم که با خودم عهد بستم که یه زندگی مجلل و باشکوه واسه خودم میسازم ، ولی جرا پدرم ولیعهد رو به عنوان نامزدم انتخاب کرده؟!
I Became the Younger Sister of a Regretful Obsessive Male Lead
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
I Became Tyrant Tutor
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟