Murim Login
در جهانی که هیولاها از دروازه ها وارد میشوند و شکارچیانی وجود دارند که ان ها را شکار میکنند، جین تائه کیونگ یک شکارچی سطح پایین یک ماشین VR پیدا میکند و بصورت ناگهان وارد بازی ای میشود که مرتبط با هنرهای رزمی است. بعد از اتفاقاتی که پشت سر میگذارد در نهایت میتواند از ان جهان فرار کند اما تمام توانایی هایی که یاد گرفته است را در دنیای خودش نیز قابل اجراست. به کمک این توانایی ها میتواند باز بعنوان یک شکارچی فعالیت کند اما تصمیم میگیرد دوباره وارد جهان موریم شود تا به دوستان NPC خود کمک کند.
در جهانی که هیولاها از دروازه ها وارد میشوند و شکارچیانی وجود دارند که ان ها را شکار میکنند، جین تائه کیونگ یک شکارچی سطح پایین یک ماشین VR پیدا میکند و بصورت ناگهان وارد بازی ای میشود که مرتبط با هنرهای رزمی است. بعد از اتفاقاتی که پشت سر میگذارد در نهایت میتواند از ان جهان فرار کند اما تمام توانایی هایی که یاد گرفته است را در دنیای خودش نیز قابل اجراست. به کمک این توانایی ها میتواند باز بعنوان یک شکارچی فعالیت کند اما تصمیم میگیرد دوباره وارد جهان موریم شود تا به دوستان NPC خود کمک کند.
The earth lords school life
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
I Took over The Academy With a Single Sashimi Knife
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
وقتی مدرسه و ملاقات دوستان را از دست می دهید، زندگی روزانه مدرسه آمو را دنبال کنید! آنها همراه با دوستانش که کارهای عجیب و غریب و احمقانه انجام می دهند، با هم دوران دبیرستان را می گذرانند که پر از علاقه، غم، احساسات و عشق است!
وقتی مدرسه و ملاقات دوستان را از دست می دهید، زندگی روزانه مدرسه آمو را دنبال کنید! آنها همراه با دوستانش که کارهای عجیب و غریب و احمقانه انجام می دهند، با هم دوران دبیرستان را می گذرانند که پر از علاقه، غم، احساسات و عشق است!
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
Becoming the Cheon Clans Mad Dog
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
Trinity Wonder
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
Beware of the Red Thread
من وسط یه ناول حرمسرایی پیاده شدم! میخواستم مثل آدم و در سکوت زندگیمو بکنم، اما مای گاد! شرور و نخ سرخ بهم پیچیدند… زندگیم اصلا پیچید!
من وسط یه ناول حرمسرایی پیاده شدم! میخواستم مثل آدم و در سکوت زندگیمو بکنم، اما مای گاد! شرور و نخ سرخ بهم پیچیدند… زندگیم اصلا پیچید!
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
How to Hide the Emperor Child
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"