SPY×FAMILY
برای مأمور مخفی معروف به «تویلایت»، هیچ دستوری بیش از حد دشوار نیست اگر هدف آن برقراری صلح باشد. او که بهعنوان بهترین جاسوس کشور وستالیس فعالیت میکند، بیوقفه تلاش میکند تا از آغاز جنگی توسط تندروها با کشور همسایه، اوستانیا، جلوگیری کند.
در آخرین مأموریتش، تویلایت باید یک سیاستمدار اوستانی به نام «داناوان دزماند» را زیر نظر بگیرد. اما راه انجام این کار، نفوذ به مدرسهی فرزند او – مدرسهی معتبر «آکادمی اِدن» – است. بدین ترتیب، او با دشوارترین مأموریت زندگیاش روبهرو میشود: ازدواج کند، بچهدار شود و نقش یک خانواده را بازی کند!
تویلات که هویتی جعلی به نام «لوید فورجر» برای خود میسازد، دختری یتیم به نام «آنیا» را به فرزندی میپذیرد تا نقش دختر ششسالهاش را بازی کند و در آکادمی ادن ثبتنام شود. برای نقش همسر، او با زنی به نام «یور بریار» آشنا میشود؛ کارمند سادهدلی که خودش هم برای جلب توجه اطرافیان نیاز به یک شریک جعلی دارد.
اما تنها لوید نیست که رازی در دل دارد. یور در واقع یک آدمکش حرفهای با نام مستعار «شاهزادهی خار» است. ازدواج با لوید برای او بهترین پوشش ممکن به شمار میرود. از طرفی، آنیا هم آنطور که بهنظر میرسد یک دختر معمولی نیست؛ او یک «ایسپِر» (توانای ذهنخوانی) است، نتیجهی آزمایشهایی سری که به او اجازه میدهد افکار دیگران را بخواند.
اگرچه آنیا حقیقت هویت والدین جدیدش را میفهمد، ولی از اینکه پدر و مادرش آدمهای خفن و سری هستند، بهشدت هیجانزده است! البته هرگز به آنها چیزی نمیگوید، چون نمیخواهد بازی خراب شود.
اینگونه، در قالب خانوادهای به نام «فورجرها»، یک جاسوس، یک قاتل، و یک ذهنخوان باید در نقش خانوادهای عادی ظاهر شوند، در حالیکه هر کدام دنبال اهداف مخفی خود هستند. اما در میان این نقشبازیها و دروغها، کمکم درمییابند که معنای خانواده چیزی فراتر از پیوندهای خونی است.
برای مأمور مخفی معروف به «تویلایت»، هیچ دستوری بیش از حد دشوار نیست اگر هدف آن برقراری صلح باشد. او که بهعنوان بهترین جاسوس کشور وستالیس فعالیت میکند، بیوقفه تلاش میکند تا از آغاز جنگی توسط تندروها با کشور همسایه، اوستانیا، جلوگیری کند.
در آخرین مأموریتش، تویلایت باید یک سیاستمدار اوستانی به نام «داناوان دزماند» را زیر نظر بگیرد. اما راه انجام این کار، نفوذ به مدرسهی فرزند او – مدرسهی معتبر «آکادمی اِدن» – است. بدین ترتیب، او با دشوارترین مأموریت زندگیاش روبهرو میشود: ازدواج کند، بچهدار شود و نقش یک خانواده را بازی کند!
تویلات که هویتی جعلی به نام «لوید فورجر» برای خود میسازد، دختری یتیم به نام «آنیا» را به فرزندی میپذیرد تا نقش دختر ششسالهاش را بازی کند و در آکادمی ادن ثبتنام شود. برای نقش همسر، او با زنی به نام «یور بریار» آشنا میشود؛ کارمند سادهدلی که خودش هم برای جلب توجه اطرافیان نیاز به یک شریک جعلی دارد.
اما تنها لوید نیست که رازی در دل دارد. یور در واقع یک آدمکش حرفهای با نام مستعار «شاهزادهی خار» است. ازدواج با لوید برای او بهترین پوشش ممکن به شمار میرود. از طرفی، آنیا هم آنطور که بهنظر میرسد یک دختر معمولی نیست؛ او یک «ایسپِر» (توانای ذهنخوانی) است، نتیجهی آزمایشهایی سری که به او اجازه میدهد افکار دیگران را بخواند.
اگرچه آنیا حقیقت هویت والدین جدیدش را میفهمد، ولی از اینکه پدر و مادرش آدمهای خفن و سری هستند، بهشدت هیجانزده است! البته هرگز به آنها چیزی نمیگوید، چون نمیخواهد بازی خراب شود.
اینگونه، در قالب خانوادهای به نام «فورجرها»، یک جاسوس، یک قاتل، و یک ذهنخوان باید در نقش خانوادهای عادی ظاهر شوند، در حالیکه هر کدام دنبال اهداف مخفی خود هستند. اما در میان این نقشبازیها و دروغها، کمکم درمییابند که معنای خانواده چیزی فراتر از پیوندهای خونی است.
Bungou Stray Dogs
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
Yakusoku no Neverland
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!
Kimetsu no Yaiba Gaiden
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.
Oshi no Ko
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
Kaguya-sama: Love Is War
میوکی شیروگانه که بهدلیل کسب بالاترین نمرات در کل کشور نابغه به شمار میآید، بهعنوان رئیس شورای دانشآموزی آکادمی معتبر شوچین فعالیت میکند و در کنار او کاگویا شینومیا، نایبرئیس زیبا و ثروتمند شورا، حضور دارد. با وجود اینکه این دو هیچ رابطهی عاشقانهای با یکدیگر ندارند، بیشتر دانشآموزان آنها را زوجی بینقص میدانند.
اما حقیقت این است که پس از گذراندن زمان زیاد در کنار هم، هر دو به یکدیگر علاقهمند شدهاند؛ با این حال، هیچکدام حاضر نیست احساساتش را ابراز کند، چون اعتراف کردن را نشانهی ضعف میدانند. حالا که غرورشان بهعنوان دانشآموزان نخبه در میان است، میوکی و کاگویا وارد نبردی پنهان میشوند تا به هر شکل ممکن طرف مقابل را وادار به اعتراف کنند.
و اینگونه، با شیطنتها و نقشههای روزمرهی آنها، جنگ عشق آغاز میشود!
میوکی شیروگانه که بهدلیل کسب بالاترین نمرات در کل کشور نابغه به شمار میآید، بهعنوان رئیس شورای دانشآموزی آکادمی معتبر شوچین فعالیت میکند و در کنار او کاگویا شینومیا، نایبرئیس زیبا و ثروتمند شورا، حضور دارد. با وجود اینکه این دو هیچ رابطهی عاشقانهای با یکدیگر ندارند، بیشتر دانشآموزان آنها را زوجی بینقص میدانند.
اما حقیقت این است که پس از گذراندن زمان زیاد در کنار هم، هر دو به یکدیگر علاقهمند شدهاند؛ با این حال، هیچکدام حاضر نیست احساساتش را ابراز کند، چون اعتراف کردن را نشانهی ضعف میدانند. حالا که غرورشان بهعنوان دانشآموزان نخبه در میان است، میوکی و کاگویا وارد نبردی پنهان میشوند تا به هر شکل ممکن طرف مقابل را وادار به اعتراف کنند.
و اینگونه، با شیطنتها و نقشههای روزمرهی آنها، جنگ عشق آغاز میشود!
Jibaku Shounen Hanako-kun
شایعات ماوراءالطبیعه سراسر دبیرستان کامامه آکادمی را فرا گرفتهاند؛ بهویژه «هفت راز» مدرسه. یکی از این رازها افسانهٔ هاناکو-سان است؛ روح دختری جوان که در دستشویی دخترانه طبقهٔ سوم ساختمان قدیمی مدرسه سکونت دارد و گفته میشود هر آرزویی را که احضارشکنندهاش بخواهد برآورده میکند. ننۀ یاشیرو، دانشآموز سال اول دبیرستان که شدیداً به محبت نیاز دارد، با شجاعت هاناکو-سان را احضار میکند، اما هاناکویی که جلویش ظاهر میشود پسری است!
هاناکو-کون ادعا میکند هیچ شیء جادویی قابلاستفادهای در اختیار ندارد؛ ننه هم با روشهای مختلف سعی میکند توجه معشوقهاش را جلب کند. وقتی ناامیدیاش به اوج میرسد، با خوردن فلس یک پری دریایی دچار مشکل میشود و به ماهی تبدیل میگردد. هاناکو-کون او را نجات میدهد و سرنوشتشان را به هم پیوند میزند؛ در مقابل این کمک، ننه باید دستیار او شود. حال که در دنیای فراطبیعی گرفتار آمده است، ننه به زودی درمییابد که رازهای هفتگانهٔ مدرسه بیش از شایعات سطحی هستند.
شایعات ماوراءالطبیعه سراسر دبیرستان کامامه آکادمی را فرا گرفتهاند؛ بهویژه «هفت راز» مدرسه. یکی از این رازها افسانهٔ هاناکو-سان است؛ روح دختری جوان که در دستشویی دخترانه طبقهٔ سوم ساختمان قدیمی مدرسه سکونت دارد و گفته میشود هر آرزویی را که احضارشکنندهاش بخواهد برآورده میکند. ننۀ یاشیرو، دانشآموز سال اول دبیرستان که شدیداً به محبت نیاز دارد، با شجاعت هاناکو-سان را احضار میکند، اما هاناکویی که جلویش ظاهر میشود پسری است!
هاناکو-کون ادعا میکند هیچ شیء جادویی قابلاستفادهای در اختیار ندارد؛ ننه هم با روشهای مختلف سعی میکند توجه معشوقهاش را جلب کند. وقتی ناامیدیاش به اوج میرسد، با خوردن فلس یک پری دریایی دچار مشکل میشود و به ماهی تبدیل میگردد. هاناکو-کون او را نجات میدهد و سرنوشتشان را به هم پیوند میزند؛ در مقابل این کمک، ننه باید دستیار او شود. حال که در دنیای فراطبیعی گرفتار آمده است، ننه به زودی درمییابد که رازهای هفتگانهٔ مدرسه بیش از شایعات سطحی هستند.
Houkago Shounen Hanako-kun
روح «هاناکو-کون» و دستیار انسانیاش «نِنه یاشیرو» معمولاً سرشان به حل کردن رویدادهای ماورایی مختلف در آکادمی کامومه بند است، اما وقتی از همهی اینها فرصتی برای استراحت پیدا میکنند، وقتشان را چطور میگذرانند؟ بیایید ببینیم شخصیتهای Toilet-Bound Hanako-kun در ساعات آرام بعد از مدرسه چه میکنند—بازی میکنند، مریض میشوند، جنسیتشان عوض میشود و حتی رازهایی را کشف میکنند که میتواند دنیا را تکان دهد!
روح «هاناکو-کون» و دستیار انسانیاش «نِنه یاشیرو» معمولاً سرشان به حل کردن رویدادهای ماورایی مختلف در آکادمی کامومه بند است، اما وقتی از همهی اینها فرصتی برای استراحت پیدا میکنند، وقتشان را چطور میگذرانند؟ بیایید ببینیم شخصیتهای Toilet-Bound Hanako-kun در ساعات آرام بعد از مدرسه چه میکنند—بازی میکنند، مریض میشوند، جنسیتشان عوض میشود و حتی رازهایی را کشف میکنند که میتواند دنیا را تکان دهد!
Bungou Stray Dogs: Beast
ریونوسوکه آکوتاگاوا در زاغههای شهر زندگی میکند و با تکیه بر قدرتش، هر کس جرأت کند دست به خواهرش گین یا دوستانش بزند را بهسختی مجازات میکند. اما اوج زندگی او زمانی رقم میخورد که جنایتکاران مسلح به سراغ گروهش میآیند و دوستانش را به قتل میرسانند. در تلاش برای انتقام، آکوتاگاوا خود را در آستانهٔ مرگ مییابد که مرد مرموزی با لباس سیاه او را نجات میدهد و وعده میدهد تا زمانی که آکوتاگاوا توان مقابله مجدد را نیافته، از گین مراقبت کند.
بیش از چهار سال میگذرد، اما نشانی از آن مرد سیاهپوش یا گین به دست نمیآید. با این حال، آکوتاگاوا دست از جستوجو نمیکشد. هنگامی که ساکونوسوکه اودا از وضعیت زندگی او دلجویی میکند و او را به عضویت «آژانس کارآگاهان مسلح» دعوت میکند، فرصتی برای آکوتاگاوا پیش میآید تا سرنخی از محل گین بیابد.
بیآنکه بداند، گین در کنار «اوسامو دازای» رهبر شریر باند بندر مافیا و جانشینش «آتسوشی ناکاجیما»— معروف به «دروگر سفید»— محافظت میشود. برای نجات خواهرش، آکوتاگاوا باید بر ضعفی که سالها او را آزار میداد غلبه کند و همهچیزش را فدا سازد.
ریونوسوکه آکوتاگاوا در زاغههای شهر زندگی میکند و با تکیه بر قدرتش، هر کس جرأت کند دست به خواهرش گین یا دوستانش بزند را بهسختی مجازات میکند. اما اوج زندگی او زمانی رقم میخورد که جنایتکاران مسلح به سراغ گروهش میآیند و دوستانش را به قتل میرسانند. در تلاش برای انتقام، آکوتاگاوا خود را در آستانهٔ مرگ مییابد که مرد مرموزی با لباس سیاه او را نجات میدهد و وعده میدهد تا زمانی که آکوتاگاوا توان مقابله مجدد را نیافته، از گین مراقبت کند.
بیش از چهار سال میگذرد، اما نشانی از آن مرد سیاهپوش یا گین به دست نمیآید. با این حال، آکوتاگاوا دست از جستوجو نمیکشد. هنگامی که ساکونوسوکه اودا از وضعیت زندگی او دلجویی میکند و او را به عضویت «آژانس کارآگاهان مسلح» دعوت میکند، فرصتی برای آکوتاگاوا پیش میآید تا سرنخی از محل گین بیابد.
بیآنکه بداند، گین در کنار «اوسامو دازای» رهبر شریر باند بندر مافیا و جانشینش «آتسوشی ناکاجیما»— معروف به «دروگر سفید»— محافظت میشود. برای نجات خواهرش، آکوتاگاوا باید بر ضعفی که سالها او را آزار میداد غلبه کند و همهچیزش را فدا سازد.
Bungou Stray Dogs Gaiden: Ayatsuji Yukito vs. Kyougoku Natsuhiko
معروف به تیزهوشی نیشدار و ذهنِ جستوجوگرِ سریع، یوکیتو آیاتسوجی کارآگاهی است در رتبهی برترِ کاربران مهارت که توانایی افشای هر جنایتی را دارد. وقتی پروندهای مرموز دربارهی قتل به دستش میرسد، آیاتسوجی باید با میزاکی تسوجیمورا، مأمورِ نیرومندِ واحد ویژه، تیم شود تا راز ماجرا را کشف کند. آیا این جفت غیرمنتظره میتواند به تهِ این معما برسد؟!
معروف به تیزهوشی نیشدار و ذهنِ جستوجوگرِ سریع، یوکیتو آیاتسوجی کارآگاهی است در رتبهی برترِ کاربران مهارت که توانایی افشای هر جنایتی را دارد. وقتی پروندهای مرموز دربارهی قتل به دستش میرسد، آیاتسوجی باید با میزاکی تسوجیمورا، مأمورِ نیرومندِ واحد ویژه، تیم شود تا راز ماجرا را کشف کند. آیا این جفت غیرمنتظره میتواند به تهِ این معما برسد؟!
Bungou Stray Dogs: Dazai, Chuuya, Juugosai
در محلهٔ قانونگریز سوریباچی در یوکوهاما، انواع و اقسام افراد پراکندهاند. برای حفظ امنیت یکدیگر، گروهی از نوجوانان سازمان دفاع شخصیای به نام «گوسفندان» تأسیس کردند که «چویا ناراهارا» پانزدهساله بهعنوان «شاه» آنها شناخته میشود. به لطف توانایی قدرتمند چویا در کنترل گرانش، قلیلاند کسانی که جرات مخالفت با گوسفندان را داشته باشند.
اما خبر نگرانکنندهای در سوریباچی دستبهدست میشود: از رهبر فوتشدهٔ باند «بندر مافیا» گزارش شده که دیده شده دور میزند. جانشین او، اؤگای موری، شاگرد خود «اوسامو دازای» را میفرستد تا راز این بازگشت احتمالی را کشف کند. در جریان تحقیقات، دازای با چویا برخورد میکند و درگیری شدیدی میان آن دو شکل میگیرد. ولی پیش از آنکه چویا ضربهٔ نهایی را وارد کند، اعضای بندر مافیا او را بهاسارت میگیرند.
موری معاملهای به چویا پیشنهاد میکند: اگر این نوجوان به حل معمای احیای ظاهری رهبر پیشین کمک کند، هیچیک از اعضای «گوسفندان» آسیبی نخواهند دید. چویا که در تنگنا قرار گرفته، بیمیل اما ناگزیر میپذیرد. حالا او و دازای باید در کنار هم – هرچند از یکدیگر نفرت دارند – بر اختلافاتشان غلبه کنند تا یوکوهاما را نجات دهند. اما ظهور «آراهاباکی»، خدای بلاها، تهدید کرده است که نقشههای آنها را مختل سازد.
در محلهٔ قانونگریز سوریباچی در یوکوهاما، انواع و اقسام افراد پراکندهاند. برای حفظ امنیت یکدیگر، گروهی از نوجوانان سازمان دفاع شخصیای به نام «گوسفندان» تأسیس کردند که «چویا ناراهارا» پانزدهساله بهعنوان «شاه» آنها شناخته میشود. به لطف توانایی قدرتمند چویا در کنترل گرانش، قلیلاند کسانی که جرات مخالفت با گوسفندان را داشته باشند.
اما خبر نگرانکنندهای در سوریباچی دستبهدست میشود: از رهبر فوتشدهٔ باند «بندر مافیا» گزارش شده که دیده شده دور میزند. جانشین او، اؤگای موری، شاگرد خود «اوسامو دازای» را میفرستد تا راز این بازگشت احتمالی را کشف کند. در جریان تحقیقات، دازای با چویا برخورد میکند و درگیری شدیدی میان آن دو شکل میگیرد. ولی پیش از آنکه چویا ضربهٔ نهایی را وارد کند، اعضای بندر مافیا او را بهاسارت میگیرند.
موری معاملهای به چویا پیشنهاد میکند: اگر این نوجوان به حل معمای احیای ظاهری رهبر پیشین کمک کند، هیچیک از اعضای «گوسفندان» آسیبی نخواهند دید. چویا که در تنگنا قرار گرفته، بیمیل اما ناگزیر میپذیرد. حالا او و دازای باید در کنار هم – هرچند از یکدیگر نفرت دارند – بر اختلافاتشان غلبه کنند تا یوکوهاما را نجات دهند. اما ظهور «آراهاباکی»، خدای بلاها، تهدید کرده است که نقشههای آنها را مختل سازد.
Kimetsu no Yaiba
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.