The Demon Prince Goes To Academy
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
Happy Face From Slave To Arena Legend
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Martial Evolution
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
Volcanic Age
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
Promise of an Orchid
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
The Beginning After The End – Jasmine: Wind-Borne
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.