Emperor of Solo Play
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
Boundless Necromancer
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
The Little Brother Is the Academys Hotshot
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
My Exclusive Tower Guide
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
The Lazy Prince Becomes A Genius
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
Jungle Juice
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
جانگ سوچان دانشجویی ممتاز با ظاهری بینقص و جایگاهی اجتماعی مثالزدنی است، اما پشت این ظاهر کامل، رازی خطرناک پنهان شده؛ دو بال سنجاقک که پس از استفاده از اسپری مرموزی به نام «جوهر جنگل» در بدن او شکل گرفتهاند. این تغییر زمانی آغاز شد که او از این اسپری برای کشتن یک سنجاقک استفاده کرد.
زندگی آرام سوچان زمانی فرو میپاشد که برای نجات جان فردی دیگر، مجبور میشود این بالها را آشکار کند و راز او در برابر چشم همه فاش میشود. در لحظهای که امیدی برای بازگشت به زندگی عادی باقی نمانده، او وارد دنیایی مخفی از انسانهای حشرهای میشود؛ جایی که افراد مانند او وجودشان را پذیرفتهاند و تلاش میکنند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اما این جهان پنهان، برخلاف ظاهرش، مکانی امن نیست. همانند یک جنگل واقعی، تنها کسانی زنده میمانند که بتوانند از خود دفاع کنند.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
Doom Breaker
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
The Player Hides His Past
با تبدیل شدن بازی واقعیت مجازی «تاریخ قاره آرکانا» به واقعیت، جهان دگرگون میشود و «بازیکنانی» که با انسانها همگام شدهاند، وظیفهی محافظت از دنیا را بر عهده میگیرند. در این میان، لی هویئول، کارمندی معمولی، کنترل بدن شخصیتی را به دست میآورد که سالها پیش در دوران راهنمایی ساخته بود؛ شخصیتی به نام گرندفل کلادی آرپئوس رومئو.
در نگاه اول، این انتخاب یک شکست کامل به نظر میرسد، اما گرندفل برخلاف ظاهرش، شکارچی شیاطینی است که در برابر دشمنان ماورایی رفتاری متکبر و بیباک دارد. حالا لی هویئول، در قالب تنها شکارچی شیاطین این دنیا، وارد میدان میشود و با گذشتهای که سعی در پنهان کردنش دارد، مسیر متفاوتی را در جهانی پر از تهدید و آشوب آغاز میکند.
با تبدیل شدن بازی واقعیت مجازی «تاریخ قاره آرکانا» به واقعیت، جهان دگرگون میشود و «بازیکنانی» که با انسانها همگام شدهاند، وظیفهی محافظت از دنیا را بر عهده میگیرند. در این میان، لی هویئول، کارمندی معمولی، کنترل بدن شخصیتی را به دست میآورد که سالها پیش در دوران راهنمایی ساخته بود؛ شخصیتی به نام گرندفل کلادی آرپئوس رومئو.
در نگاه اول، این انتخاب یک شکست کامل به نظر میرسد، اما گرندفل برخلاف ظاهرش، شکارچی شیاطینی است که در برابر دشمنان ماورایی رفتاری متکبر و بیباک دارد. حالا لی هویئول، در قالب تنها شکارچی شیاطین این دنیا، وارد میدان میشود و با گذشتهای که سعی در پنهان کردنش دارد، مسیر متفاوتی را در جهانی پر از تهدید و آشوب آغاز میکند.