Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
Doom Breaker
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
زِفیر آخرین انسان است که در جهانی رهاشده از سوی خدایان با نیروهای شر میجنگد. وقتی او در نبردی بهدست تارتاروس، خدای نابودی، کشته میشود، به نظر میرسد تمام امیدهای بشریت از بین رفته است. اما سرنوشت زفیر هنوز به پایان نرسیده؛ خدایانی که نبردهای او برایشان سرگرمکننده بوده، فرصتی دوباره به او میبخشند.
زفیر ده سال به گذشته فرستاده میشود؛ به زمانی که هنوز یک برده بود، نه قدرتمندترین انسان زنده. اکنون این پرسش مطرح است: آیا زفیر میتواند از تارتاروس انتقام بگیرد و زنی را که دوست دارد نجات دهد، یا محکوم است بار دیگر همان سرنوشت تلخ گذشته را تکرار کند؟
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
Urban Legend Maker
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
Your Talent Is Mine
داستان دربارهی یه تیان، مرد جوانی است که به توانایی ویژهای دست پیدا میکند؛ قدرتی که به او اجازه میدهد استعدادهای دیگران را کپی کند. با ظهور موجودات فضایی وحشی و فروپاشی نظم جهان، یه تیان مجبور میشود در برابر تقدیر بایستد و برای تغییر سرنوشت خود بجنگد.
هدف او فقط قویتر شدن نیست؛ بلکه زنده ماندن و محافظت از خواهرش در دنیایی پر از تهدیدهای دگربعدی است. برای رسیدن به این هدف، یه تیان قدم به دنیایی ناشناخته میگذارد؛ جایی که هر استعداد تازه میتواند کلید بقا باشد و هر کشف، او را به راز ورود موجودات فضایی نزدیکتر میکند.
داستان دربارهی یه تیان، مرد جوانی است که به توانایی ویژهای دست پیدا میکند؛ قدرتی که به او اجازه میدهد استعدادهای دیگران را کپی کند. با ظهور موجودات فضایی وحشی و فروپاشی نظم جهان، یه تیان مجبور میشود در برابر تقدیر بایستد و برای تغییر سرنوشت خود بجنگد.
هدف او فقط قویتر شدن نیست؛ بلکه زنده ماندن و محافظت از خواهرش در دنیایی پر از تهدیدهای دگربعدی است. برای رسیدن به این هدف، یه تیان قدم به دنیایی ناشناخته میگذارد؛ جایی که هر استعداد تازه میتواند کلید بقا باشد و هر کشف، او را به راز ورود موجودات فضایی نزدیکتر میکند.
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟