Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
My Exclusive Tower Guide
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
Full Time Awakening
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
The earth lords school life
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
Fated To Be Loved By Villains
قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف زاده ی ضعیف میشه که توی حومه کشور زندگی میکرده و تصمیم میگیره زندگی آرومی رو از سر بگذرونه و توجه بقیه رو جلب نکنه. توی اولین روز شروع زندگی آکادمیکش، اون با رئیس نهایی، که به عنوان کالبد شیطان خاکستری هم شناخته میشه یعنی "النور الیناریز لا تریستان" رو به رو میشه. بعد از رویارویی شون، قهرمان داستان دوتا مهارت ویژه بدست میاره: «بقای ناامیدانه» که وقتی زندگیش تو خطر میوفته اونو قویتر میکنه و «جذابیت کشنده» که کسایی رو که دارای ویژگی های شیطانی هستن رو مجذوب خودش میکنه. این دوتا مهارت نه تنها اونو با رئیس نهایی درگیر میکنه، بلکه اونو با شخصیت های شرور دیگه هم درگیر میکنه. با اینحال اون با استفاده از مهارت هاش و با تخصصی که به عنوان یه بازیکن کارکشته داره با آرامش به چالش ها غلبه میکنه. ولی هر بار که به یه چالش غلبه میکنه، کسایی که ویژگی های شیطانی دارن بیشتر بهش علاقه مند میشن...
قهرمان داستان تبدیل به شخصیت داود کمبل توی "ظهور ناجی" شد، بازی ای که از اون لذت میبرد و توی اون یه کهنه کار شده بود. اون وارد بدن یه اشراف زاده ی ضعیف میشه که توی حومه کشور زندگی میکرده و تصمیم میگیره زندگی آرومی رو از سر بگذرونه و توجه بقیه رو جلب نکنه. توی اولین روز شروع زندگی آکادمیکش، اون با رئیس نهایی، که به عنوان کالبد شیطان خاکستری هم شناخته میشه یعنی "النور الیناریز لا تریستان" رو به رو میشه. بعد از رویارویی شون، قهرمان داستان دوتا مهارت ویژه بدست میاره: «بقای ناامیدانه» که وقتی زندگیش تو خطر میوفته اونو قویتر میکنه و «جذابیت کشنده» که کسایی رو که دارای ویژگی های شیطانی هستن رو مجذوب خودش میکنه. این دوتا مهارت نه تنها اونو با رئیس نهایی درگیر میکنه، بلکه اونو با شخصیت های شرور دیگه هم درگیر میکنه. با اینحال اون با استفاده از مهارت هاش و با تخصصی که به عنوان یه بازیکن کارکشته داره با آرامش به چالش ها غلبه میکنه. ولی هر بار که به یه چالش غلبه میکنه، کسایی که ویژگی های شیطانی دارن بیشتر بهش علاقه مند میشن...
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.