محبوبترین آثار مانگا
Blue Lock
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Jujutsu Kaisen
Kingdom
SPY×FAMILY
Oshi no Ko
Ao no Hako
Jibaku Shounen Hanako-kun
Witch Hat Atelier
Tokyo Revengers
مانگا (133 اثر)
Shadows House
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
Bungou Stray Dogs
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
Kusuriya no Hitorigoto
در یکی از دربارهای امپراتوری، چند ماه از زمانی میگذرد که دختری هفدهساله بهنام ماومائو ربوده شده و وادار شده بهعنوان خادم سطح پایین در کاخ امپراتور کار کند. با این حال، او همچنان روح کنجکاو و عملگرایانهاش را حفظ کرده و تصمیم دارد تا پایان سالهای خدمتش به کار ادامه دهد. اما یک روز خبردار میشود که دو نوزاد امپراتور بهشدت بیمار شدهاند؛ ماومائو بیدرنگ تصمیم میگیرد مخفیانه وارد عمل شود و با تکیه بر تجربهاش بهعنوان داروسازی که در محلهای فقیر و چراغسرخ بزرگ شده، راهی برای درمانشان بیابد.
با وجود تلاشهای ماومائو برای پنهانکاری، خیلی زود توجه جینشی، یک سرسپرده بانفوذ دربار که به استعدادهای او پی میبرد، جلب میشود. ماومائو بهسرعت جای خود را در حلقه درونی دربار مییابد و با بهکارگیری دانش داروسازی و شخصیت خاص و کمی عجیبوغریبش، به مرور در حل معماهای پزشکی گوناگون شهرت پیدا میکند.
در یکی از دربارهای امپراتوری، چند ماه از زمانی میگذرد که دختری هفدهساله بهنام ماومائو ربوده شده و وادار شده بهعنوان خادم سطح پایین در کاخ امپراتور کار کند. با این حال، او همچنان روح کنجکاو و عملگرایانهاش را حفظ کرده و تصمیم دارد تا پایان سالهای خدمتش به کار ادامه دهد. اما یک روز خبردار میشود که دو نوزاد امپراتور بهشدت بیمار شدهاند؛ ماومائو بیدرنگ تصمیم میگیرد مخفیانه وارد عمل شود و با تکیه بر تجربهاش بهعنوان داروسازی که در محلهای فقیر و چراغسرخ بزرگ شده، راهی برای درمانشان بیابد.
با وجود تلاشهای ماومائو برای پنهانکاری، خیلی زود توجه جینشی، یک سرسپرده بانفوذ دربار که به استعدادهای او پی میبرد، جلب میشود. ماومائو بهسرعت جای خود را در حلقه درونی دربار مییابد و با بهکارگیری دانش داروسازی و شخصیت خاص و کمی عجیبوغریبش، به مرور در حل معماهای پزشکی گوناگون شهرت پیدا میکند.
Shingeki no Kyojin: Kuinaki Sentaku
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
Jujutsu Kaisen Modulo
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
Beastars
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
Yakusoku no Neverland
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرومی در یتیم خانه ی گریس فیلد، جایی که توش بزرگ شدن، دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر اونجا حاکمه ولی سرپرستشون، زن خیلی مهربونیه و همه ی بچه ها با هم مثل خواهر و برادر هستند . ولی چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خونه رو ندارند ؟!
Toujuushi Bestialious
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
Satsuriku no Tenshi
پس از آنکه شاهد مرگ کسی میشود، ریچل «ری» گاردنرِ سیزدهساله برای مشاوره به بیمارستان منتقل میشود. اما بهجای آن، در طبقه ششمِ زیرزمینِ ساختمانی متروکه از خواب بیدار میشود، بیآنکه هیچ خاطرهای به یاد داشته باشد.
در حالی که کورکورانه در ساختمان پرسه میزند، بهعنوان «قربانی» نشانگذاری میشود و با مردی شنلپوش روبهرو میشود که از سر تا پا در باند پیچیده شده و داسی در دست دارد. این مرد نقابدار، آیزاک «زَک» فاستر، در ابتدا قصد کشتن ری را دارد؛ اما وقتی او را خستهکننده تشخیص میدهد، از تصمیمش منصرف میشود و در عوض با او همکاری میکند تا از این بنای رو به ویرانی فرار کنند.
«ساتسوریکو نو تنشی» که اقتباسی از بازی ماجراجویی-ترسناک ژاپنی به همین نام است، داستان ری و زک را دنبال میکند؛ در حالی که از موانع، تلهها و نگهبانان متعدد میگریزند و همزمان پرده از گذشتههای تاریک هر دویشان برمیدارند.
پس از آنکه شاهد مرگ کسی میشود، ریچل «ری» گاردنرِ سیزدهساله برای مشاوره به بیمارستان منتقل میشود. اما بهجای آن، در طبقه ششمِ زیرزمینِ ساختمانی متروکه از خواب بیدار میشود، بیآنکه هیچ خاطرهای به یاد داشته باشد.
در حالی که کورکورانه در ساختمان پرسه میزند، بهعنوان «قربانی» نشانگذاری میشود و با مردی شنلپوش روبهرو میشود که از سر تا پا در باند پیچیده شده و داسی در دست دارد. این مرد نقابدار، آیزاک «زَک» فاستر، در ابتدا قصد کشتن ری را دارد؛ اما وقتی او را خستهکننده تشخیص میدهد، از تصمیمش منصرف میشود و در عوض با او همکاری میکند تا از این بنای رو به ویرانی فرار کنند.
«ساتسوریکو نو تنشی» که اقتباسی از بازی ماجراجویی-ترسناک ژاپنی به همین نام است، داستان ری و زک را دنبال میکند؛ در حالی که از موانع، تلهها و نگهبانان متعدد میگریزند و همزمان پرده از گذشتههای تاریک هر دویشان برمیدارند.
Life Is Money
یک میلیارد ین… و مرگ؟!
مگورو برای اینکه بتواند برای خواهرش یک تخت جراحی فراهم کند، تصمیم میگیرد وارد یک جامعه زیرزمینی شود. میان قمارهای غیرقانونی و بازیهای خطرناک، او قدم به کابوسی میگذارد که راه گریزی از آن نیست.
یک میلیارد ین… و مرگ؟!
مگورو برای اینکه بتواند برای خواهرش یک تخت جراحی فراهم کند، تصمیم میگیرد وارد یک جامعه زیرزمینی شود. میان قمارهای غیرقانونی و بازیهای خطرناک، او قدم به کابوسی میگذارد که راه گریزی از آن نیست.
Mahou Tsukai No Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Wild Strawberry
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.