محبوبترین آثار فانتزی
Magic Emperor
Who Made Me a Princess
The Swordmaster’s Son
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
The Extra’s Academy Survival Guide
فانتزی (226 اثر)
The God of High School
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
Reincarnated Murim Lord
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
The Lady I Served Became a Master
وقتی سوا در دنیای رمان محبوبش و در قالب شخصیتی به نام بلر از خواب بیدار میشود، تصمیم میگیرد به قهرمان داستان، کلوئی، کمک کند تا تاریکترین دوران زندگیاش را پشت سر بگذارد. کلوئی سالها بهخاطر نامشروع بودنش با تبعیض و آزار روبهرو بوده است. بلر خدمتکار و محرم راز او میشود و میانشان دوستی عمیقی شکل میگیرد.
اما کلوئی آنطور که در کتاب توصیف شده بود نیست. او از جادوی سیاه استفاده میکند، بلر را دنبال معجونهای مرموز میفرستد و هیچ علاقهای هم به گزینههای مرد داستان ندارد.
تا اینکه روزی مردی خوشچهره که شباهت عجیبی به کلوئی دارد، جلوی خانهٔ بلر ظاهر میشود. نکند او همان بانویی باشد که بلر زمانی خدمتش را میکرد؟!
در این داستان غیرقابلپیشبینی از عشق و رستگاری، پیچشهای پیاپی داستان همهچیز را زیرورو میکند.
وقتی سوا در دنیای رمان محبوبش و در قالب شخصیتی به نام بلر از خواب بیدار میشود، تصمیم میگیرد به قهرمان داستان، کلوئی، کمک کند تا تاریکترین دوران زندگیاش را پشت سر بگذارد. کلوئی سالها بهخاطر نامشروع بودنش با تبعیض و آزار روبهرو بوده است. بلر خدمتکار و محرم راز او میشود و میانشان دوستی عمیقی شکل میگیرد.
اما کلوئی آنطور که در کتاب توصیف شده بود نیست. او از جادوی سیاه استفاده میکند، بلر را دنبال معجونهای مرموز میفرستد و هیچ علاقهای هم به گزینههای مرد داستان ندارد.
تا اینکه روزی مردی خوشچهره که شباهت عجیبی به کلوئی دارد، جلوی خانهٔ بلر ظاهر میشود. نکند او همان بانویی باشد که بلر زمانی خدمتش را میکرد؟!
در این داستان غیرقابلپیشبینی از عشق و رستگاری، پیچشهای پیاپی داستان همهچیز را زیرورو میکند.
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
Witch Hat Atelier
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
Disney Twisted-Wonderland the Comic: Episode of Heartslabyul
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
Versus
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
One Pair Lady
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
The Villainess Turns the Hourglass
وقتی آریا روسنته به سوی چوبهٔ دار میرود، مردم با شادی فریاد میزنند؛ خوشحال از اینکه سرانجام «شرور واقعی» مجازات میشود. زندگی او داستانی از فقر تا ثروت بود؛ بعد از ازدواج مادرش با یک کُنت، آریا با ثروت تازهاش مغرور شد و از جایگاهش سوءاستفاده کرد. همه دلشان برای خواهر بهظاهر معصوم و قدیسمآبش، میئله، میسوخت که سالها مجبور بود چنین خواهری را تحمل کند.
اما درست لحظهای پیش از مرگ، آریا حقیقت را میفهمد—تمام سقوطش از همان ابتدا نقشهٔ میئله بوده است.
وقتی دوباره چشم باز میکند، خودش را در گذشته میبیند و کنار دستش یک ساعتشنی مرموز قرار دارد. حالا این «شرور سابق» فقط یک هدف دارد: انتقام. از احترام کُنت گرفته تا عشق نامزدش، هر چیزی که میئله روزی دوست داشت، این بار قرار است سهم آریا باشد.
با دانشی که از آینده دارد و با کمک قدرت ساعتشنی برای بازگرداندن زمان، آریا تصمیم گرفته برای رسیدن به انتقامش از هیچ کاری دریغ نکند—حتی اگر لازم باشد از دیگران استفاده کند یا پشت لبخندی ساختگی احساسات واقعیاش را پنهان کند.
وقتی آریا روسنته به سوی چوبهٔ دار میرود، مردم با شادی فریاد میزنند؛ خوشحال از اینکه سرانجام «شرور واقعی» مجازات میشود. زندگی او داستانی از فقر تا ثروت بود؛ بعد از ازدواج مادرش با یک کُنت، آریا با ثروت تازهاش مغرور شد و از جایگاهش سوءاستفاده کرد. همه دلشان برای خواهر بهظاهر معصوم و قدیسمآبش، میئله، میسوخت که سالها مجبور بود چنین خواهری را تحمل کند.
اما درست لحظهای پیش از مرگ، آریا حقیقت را میفهمد—تمام سقوطش از همان ابتدا نقشهٔ میئله بوده است.
وقتی دوباره چشم باز میکند، خودش را در گذشته میبیند و کنار دستش یک ساعتشنی مرموز قرار دارد. حالا این «شرور سابق» فقط یک هدف دارد: انتقام. از احترام کُنت گرفته تا عشق نامزدش، هر چیزی که میئله روزی دوست داشت، این بار قرار است سهم آریا باشد.
با دانشی که از آینده دارد و با کمک قدرت ساعتشنی برای بازگرداندن زمان، آریا تصمیم گرفته برای رسیدن به انتقامش از هیچ کاری دریغ نکند—حتی اگر لازم باشد از دیگران استفاده کند یا پشت لبخندی ساختگی احساسات واقعیاش را پنهان کند.
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
Harley Takes the House
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
هارلی فکر میکرد ازدواج بلیت خروجش از خانهی خانوادهٔ ارنست و دوری از سه پسر آن خانواده—همان آزاردهندگان همیشگیاش—خواهد بود.
اما در شب عروسیاش، ناگهان بیست سال به گذشته بازمیگردد؛ به دوران نوجوانیای که امیدوار بود هرگز دوباره به یاد نیاورد. حالا که فرصتی دوباره برای کودکی به دست آورده، هارلی مصمم است در برابر زورگوییها بایستد.
با این حال، آنچه با تلافی و مقابله آغاز میشود، کمکم به آشتی و درک متقابل میانجامد؛ زیرا هارلی و برادران ارنست بهتدریج دردها و رنجهای یکدیگر را بهتر میفهمند.
The Warrior Returns
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
Dark Souls
کامیک Dark Souls اقتباسی رسمی و مرتبط با دنیای بازی Dark Souls است و داستانهایی مستقل را در همان جهان تاریک و نفرینشده روایت میکند.
کامیک Dark Souls اقتباسی رسمی و مرتبط با دنیای بازی Dark Souls است و داستانهایی مستقل را در همان جهان تاریک و نفرینشده روایت میکند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.