محبوبترین آثار فانتزی
Magic Emperor
Who Made Me a Princess
The Swordmaster’s Son
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
The Extra’s Academy Survival Guide
فانتزی (226 اثر)
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Martial Evolution
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
Volcanic Age
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
چو سئو چئون با این که با خوش شانسی از دوران جنگ عبور کرد و به رهبر قبیله هواسان تبدیل شد اما باز تمام زندگی اش را با پشیمانی و تردید گذراند. زمانی که در تخت خود منتظر مرگ اجتناب ناپذیرش دراز کشیده بود، با باز کردن چشمان خود می دید که به گذشته خود برگشته است...
I Thought It Is A Common Possession
من همون دخترِ منفیِ داستانم که قرار بود آخرش به دست قهرمان مرد کشته بشم، ولی خب میدونستم این یه کلیشه تکراریه! با خودم میگفتم باشه، مردنِ ناحق هم شد تاوانِ نقشی که داشتم. تا وقتی که فهمیدم اصلاً راه فراری از خط داستان اصلی ندارم. حالا که قراره طبق داستان حتماً بمیرم، پس بذار حداقل قبلش یه بوسه از شوهر(منظورش تجاوز به..) خوشتیپم بگیرم!… ولی یه لحظه صبر کن—چرا داستان اصلی داره عوض میشه؟
من همون دخترِ منفیِ داستانم که قرار بود آخرش به دست قهرمان مرد کشته بشم، ولی خب میدونستم این یه کلیشه تکراریه! با خودم میگفتم باشه، مردنِ ناحق هم شد تاوانِ نقشی که داشتم. تا وقتی که فهمیدم اصلاً راه فراری از خط داستان اصلی ندارم. حالا که قراره طبق داستان حتماً بمیرم، پس بذار حداقل قبلش یه بوسه از شوهر(منظورش تجاوز به..) خوشتیپم بگیرم!… ولی یه لحظه صبر کن—چرا داستان اصلی داره عوض میشه؟
Heavenly Inquisition Sword
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
Half Prince
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
Duchess 50 Tea Recipes
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
I Choose the Emperor Ending
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
How to Hide the Emperor Child
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"