محبوبترین آثار شوونن
Blue Lock
Magic Emperor
Solo Leveling
Ao no Hako
Jibaku Shounen Hanako-kun
Tokyo Revengers
Boruto: Two Blue Vortex
Owari no Seraph
Chronicles of the Demon faction
Pick Me Up
شوونن (115 اثر)
Wild Strawberry
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
Ayashimon
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
Yuukoku no Moriarty
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
Versus
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
17-21: Fujimoto Tatsuki Tanpenshuu
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
Yuukoku no Moriarty: The Remains
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
Koe no Katachi
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
Komi-san wa, Comyushou desu.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
Kamonohashi Ron no Kindan Suiri
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Boruto: Naruto Next Generations
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
Kuroshitsuji
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
یکی از خانوداه های اشراف زاده انگلیس، فانتوم هایو، سرپیشخدمتی به نام سباستین مایکلز دارند. او بدون شک دارای دانش کامل، رفتارهای بی نقص و استعداد هنرهای جسمانی است. اما بنا به دلایلی، وی به عنوان استادی ۱۲ ساله انجام وظیفه می کند.
Kimetsu no Yaiba Gaiden
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.