محبوبترین آثار درام
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Who Made Me a Princess
Death is the only ending for a villainess
Oshi no Ko
The Reason Why Raeliana Ended up at the Dukes Mansion
Father I Dont Want to Get Married
Tokyo Revengers
Owari no Seraph
Chronicles of the Demon faction
I Killed An Academy Player
درام (169 اثر)
Please Dont Come To Villainess Stationery Store
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
Maybe Meant to Bee
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
I Became a Renowed Familys Sword Prodigy
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
How to Survive as a Maid in a Horror Game
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
The Lazy Prince Becomes A Genius
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
Can We Become Family
ناویا یک دختر یتیم بود که توسط یک خاندان دوک به فرزندخواندگی گرفته شده بود تا ملکه آینده باشه. اما اون ۸ بار برای این خانواده مرد و دوباره زنده شد و در آخر فهمید موندن با اونها هیچ فایده ای برای اون نداره. پس حالا تو نهمین زندگیش تصمیم گرفته یک سرنوشت دیگه رو پیش بگیره و...
ناویا یک دختر یتیم بود که توسط یک خاندان دوک به فرزندخواندگی گرفته شده بود تا ملکه آینده باشه. اما اون ۸ بار برای این خانواده مرد و دوباره زنده شد و در آخر فهمید موندن با اونها هیچ فایده ای برای اون نداره. پس حالا تو نهمین زندگیش تصمیم گرفته یک سرنوشت دیگه رو پیش بگیره و...
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
The Siren Becoming the Villains Family
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
Archmage transcending Through regression
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
This Girl is a Little Wild
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
The Tears Of A Jester
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
The Maid and The Vampire
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
The Deathless
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
She May Not Be Cute
بعد از خیانت نامزدش و فرارش به پله های محراب ،اون دیگه اعتمادی به عشق نداره ، اما دو سال بعد ، اتفاقی میوفته که انتظارش رو نداره و باورش رو تغییر میده ، کسی که برادر کوچکتر قلمداد می کرد ، دوباره برمی گرده و …
بعد از خیانت نامزدش و فرارش به پله های محراب ،اون دیگه اعتمادی به عشق نداره ، اما دو سال بعد ، اتفاقی میوفته که انتظارش رو نداره و باورش رو تغییر میده ، کسی که برادر کوچکتر قلمداد می کرد ، دوباره برمی گرده و …