محبوبترین آثار درام
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Who Made Me a Princess
Death is the only ending for a villainess
Reborn as the Enemy Prince
Father I Dont Want to Get Married
Oshi no Ko
The Viliainess Is A Marionette
I Killed An Academy Player
I Plan To Divorce My Villain Husband, but We Have A Child
درام (172 اثر)
مرد مرموزی به طور ناگهانی در صحرای مابین اقلیم شرق و غرب ظاهر میشود. پسر جوانی به نام یولیان از قبیله پاریا این مرد را پیدا میکند و به قبیله خود میبرد. از قضا این مرد فردی قدرتمند و شگفتانگیزـه که آموزش مهارتهای مبارزه به پسر جوان را شروع میکند.
مرد مرموزی به طور ناگهانی در صحرای مابین اقلیم شرق و غرب ظاهر میشود. پسر جوانی به نام یولیان از قبیله پاریا این مرد را پیدا میکند و به قبیله خود میبرد. از قضا این مرد فردی قدرتمند و شگفتانگیزـه که آموزش مهارتهای مبارزه به پسر جوان را شروع میکند.
Reborn as the Enemy Prince
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
Flawed Almighty
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
Zombies Dont Bite Me
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
Maxed Strength Stats Necromancer
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
I Will Become the Villains Poison Taster
پس از مرگ در یک تصادف رانندگی , یک کارگر دفتری خود را به عنوان ژیزل روزوین مییابد که یک تبهکار محکوم به مسموم شدن در انتظار محکومیت مرگ است .با اینکه بسیاری از تروریستها سعی میکنند او را مسموم کنند , اما همه آنها شکست میخورند !در واقع سموم ژیزل واقعا مزه خوبی دارند .! ژیزل میتواند از این توانایی برای زنده ماندن در محیط جدیدش استفاده کند ?
پس از مرگ در یک تصادف رانندگی , یک کارگر دفتری خود را به عنوان ژیزل روزوین مییابد که یک تبهکار محکوم به مسموم شدن در انتظار محکومیت مرگ است .با اینکه بسیاری از تروریستها سعی میکنند او را مسموم کنند , اما همه آنها شکست میخورند !در واقع سموم ژیزل واقعا مزه خوبی دارند .! ژیزل میتواند از این توانایی برای زنده ماندن در محیط جدیدش استفاده کند ?
Emperor of Solo Play
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
عرضه بازی واقعیت مجازی ارباب در سال ۲۰۳۵ دنیا را تغییر داد. آهن جاهیون یکی از افراد زیادی بود که به دنبال تغییر سرنوشت خود در آن بود. اما بهای وقف تمام زندگی اش برای بازی، خیانت همان دوستانی بود که بیشتر به او اعتماد داشت. جاهیون که همه چیز را به خاطر آن خیانت از دست داده، یک فرصت دیگه برای شروع بدست آورد. “من دیگه هیچوقت با بقیه بازی نمیکنم.چه ببرم چه ببازم، همه این کارها رو تنهایی انجام میدم و بهشون نشون میدم تاوان خیانت چیه” در حالی که دیگران تاس می اندازند تا غارت را تقسیم کنند، جاهیون کسی است که همه چیز را برای خودش می گیرد. و به این ترتیب زندگی بازی هیجان انگیز، بی رحم و انفرادی او آغاز می شود!
Bad Born Blood
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
After the Moonlight Falls
پس از اینکه کل خانوادش رو بخاطر خوش اشاما از دست میده سیگون تبدیل به یه شکارچی خون اشام میشه ایا میتونه انتقام بگیره یا در این راه کشته میشه؟
پس از اینکه کل خانوادش رو بخاطر خوش اشاما از دست میده سیگون تبدیل به یه شکارچی خون اشام میشه ایا میتونه انتقام بگیره یا در این راه کشته میشه؟
Unlimited Passive
در دنیایی ناشناخته به نام L.A.G، انسانها با بیدار شدن تواناییهای خاص، در برابر هیولاها و مأموریتهای خطرناک در هر طبقه و اتاق قرار میگیرند. هدف اصلی، رسیدن به پایینترین سطح این دنیا است. قهرمان داستان، پس از تجربههای مکرر مرگ و زندگی، این بار با توانایی کسب مهارتهای غیرفعال نامحدود، فرصتی برای فرار پیدا میکند. اما با تغییرات مداوم در L.A.G، آیندهای نامشخص پیش روی اوست و باید برای بقا در این جهنم بیپایان مبارزه کند.
در دنیایی ناشناخته به نام L.A.G، انسانها با بیدار شدن تواناییهای خاص، در برابر هیولاها و مأموریتهای خطرناک در هر طبقه و اتاق قرار میگیرند. هدف اصلی، رسیدن به پایینترین سطح این دنیا است. قهرمان داستان، پس از تجربههای مکرر مرگ و زندگی، این بار با توانایی کسب مهارتهای غیرفعال نامحدود، فرصتی برای فرار پیدا میکند. اما با تغییرات مداوم در L.A.G، آیندهای نامشخص پیش روی اوست و باید برای بقا در این جهنم بیپایان مبارزه کند.
The Viliainess Is A Marionette
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
Lumine
یه گرگینه ی تنها به اسم لومینه با پسری به اسم کودی ملاقات میکنه و میشه بادیگاردش.لومینه هرکاری میکنه تا کودی بهش اعتماد کنه و باهاش دوست بشه و کودی هم سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی زندگی اون دوتا کم کم عوض میشه و حالا وقتشه خودشون یه فکری بکنن.
یه گرگینه ی تنها به اسم لومینه با پسری به اسم کودی ملاقات میکنه و میشه بادیگاردش.لومینه هرکاری میکنه تا کودی بهش اعتماد کنه و باهاش دوست بشه و کودی هم سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی زندگی اون دوتا کم کم عوض میشه و حالا وقتشه خودشون یه فکری بکنن.
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
Please Dont Come To Villainess Stationery Store
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟