محبوبترین آثار اکشن
Magic Emperor
The Swordmaster’s Son
The ancient sovereign of eternity
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
Kingdom
SPY×FAMILY
The Extra’s Academy Survival Guide
Solo Leveling
اکشن (221 اثر)
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
Owari no Seraph
یوئیچیرو آمانه که پدر و مادرش را از دست داده، در هشتسالگی به یتیمخانه هیاکویا سپرده میشود؛ جایی که کنار آمدن با «خانواده» جدیدش برای او چندان آسان نیست. اما خیلی زود این مسئله به کوچکترین نگرانیاش تبدیل میشود؛ زیرا ناگهان یک بیماری همهگیر مرگبار در سراسر جهان شیوع پیدا میکند و تمام افراد بالای ۱۳ سال را از بین میبرد.
در میانه این آشوب، خونآشامهایی که تا آن زمان در اعماق زمین پنهان بودند، سر برمیآورند و انسانهای بازمانده را به بردگی میگیرند؛ انسانهایی که حالا چیزی جز منبعی برای تأمین خون آنها نیستند.
چهار سال بعد، یوئیچیرو و خانوادهاش تا حدی به زندگی تحت سلطه خونآشامها عادت کردهاند، اما او همچنان آرزو دارد تمام خونآشامها را نابود کند و به حکومت وحشت آنها پایان دهد. همین طرز فکر اغلب باعث اختلاف او با میکائلا هیاکویا، یکی دیگر از بچههای یتیمخانه، میشود؛ کسی که معتقد است برای زنده ماندن باید به جای خشم و درگیری مستقیم، از هوش و زیرکی استفاده کرد.
میکائلا که توانسته اعتماد برخی از خونآشامهای بلندپایه را به دست آورد، به اطلاعاتی محرمانه دسترسی پیدا میکند و با استفاده از آنها نقشهای جسورانه برای فرار میکشد. اما هنگام اجرای نقشه، گروه بچههای یتیم با فرید باتوری، یکی از افسران خونآشام، روبهرو میشوند و او بیرحمانه آنها را قتلعام میکند.
یوئیچیرو تنها کسی است که موفق میشود از آن مهلکه جان سالم به در ببرد و خود را به سطح زمین برساند. در آنجا، اعضای «گروهان شیاطین ماه» او را پیدا میکنند؛ یک واحد نظامی ویژه که مأموریتش شکار و نابودی خونآشامهاست. وقتی به یوئیچیرو پیشنهاد میشود به آنها بپیوندد، او بیدرنگ قبول میکند؛ زیرا سرانجام فرصتی پیدا کرده تا به هدف دیرینهاش برسد و انتقام خانوادهاش را بگیرد.
یوئیچیرو آمانه که پدر و مادرش را از دست داده، در هشتسالگی به یتیمخانه هیاکویا سپرده میشود؛ جایی که کنار آمدن با «خانواده» جدیدش برای او چندان آسان نیست. اما خیلی زود این مسئله به کوچکترین نگرانیاش تبدیل میشود؛ زیرا ناگهان یک بیماری همهگیر مرگبار در سراسر جهان شیوع پیدا میکند و تمام افراد بالای ۱۳ سال را از بین میبرد.
در میانه این آشوب، خونآشامهایی که تا آن زمان در اعماق زمین پنهان بودند، سر برمیآورند و انسانهای بازمانده را به بردگی میگیرند؛ انسانهایی که حالا چیزی جز منبعی برای تأمین خون آنها نیستند.
چهار سال بعد، یوئیچیرو و خانوادهاش تا حدی به زندگی تحت سلطه خونآشامها عادت کردهاند، اما او همچنان آرزو دارد تمام خونآشامها را نابود کند و به حکومت وحشت آنها پایان دهد. همین طرز فکر اغلب باعث اختلاف او با میکائلا هیاکویا، یکی دیگر از بچههای یتیمخانه، میشود؛ کسی که معتقد است برای زنده ماندن باید به جای خشم و درگیری مستقیم، از هوش و زیرکی استفاده کرد.
میکائلا که توانسته اعتماد برخی از خونآشامهای بلندپایه را به دست آورد، به اطلاعاتی محرمانه دسترسی پیدا میکند و با استفاده از آنها نقشهای جسورانه برای فرار میکشد. اما هنگام اجرای نقشه، گروه بچههای یتیم با فرید باتوری، یکی از افسران خونآشام، روبهرو میشوند و او بیرحمانه آنها را قتلعام میکند.
یوئیچیرو تنها کسی است که موفق میشود از آن مهلکه جان سالم به در ببرد و خود را به سطح زمین برساند. در آنجا، اعضای «گروهان شیاطین ماه» او را پیدا میکنند؛ یک واحد نظامی ویژه که مأموریتش شکار و نابودی خونآشامهاست. وقتی به یوئیچیرو پیشنهاد میشود به آنها بپیوندد، او بیدرنگ قبول میکند؛ زیرا سرانجام فرصتی پیدا کرده تا به هدف دیرینهاش برسد و انتقام خانوادهاش را بگیرد.
Gokurakugai
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
Naruto Gaiden: The Seventh Hokage and the Scarlet Spring
داستان ناروتو گایدن حدود چند سال بعد از پایان جنگ چهارم نینجا اتفاق میافتد؛ زمانی که اوزوماکی ناروتو هوکاگه هفتم دهکده برگ شده و نسل جدید نینجاها وارد میدان شدهاند.تمرکز اصلی داستان روی سارادا دختر ساسکه و ساکوراست. سارادا که از کودکی پدرش را ندیده کمکم نسبت به حقیقت خانوادهاش شک میکند؛ مخصوصاً وقتی متوجه شباهت عجیب خودش با فردی دیگر میشود. همین موضوع باعث میشود سفری را آغاز کند تا حقیقت را درباره پدرش، مادرش و هویت واقعی خودش بفهمد.در همین بین، تهدیدی جدید با قدرت شارینگان ظاهر میشود و دوباره سارادا و ناروتو مجبور میشوند وارد نبرد شوند...
داستان ناروتو گایدن حدود چند سال بعد از پایان جنگ چهارم نینجا اتفاق میافتد؛ زمانی که اوزوماکی ناروتو هوکاگه هفتم دهکده برگ شده و نسل جدید نینجاها وارد میدان شدهاند.تمرکز اصلی داستان روی سارادا دختر ساسکه و ساکوراست. سارادا که از کودکی پدرش را ندیده کمکم نسبت به حقیقت خانوادهاش شک میکند؛ مخصوصاً وقتی متوجه شباهت عجیب خودش با فردی دیگر میشود. همین موضوع باعث میشود سفری را آغاز کند تا حقیقت را درباره پدرش، مادرش و هویت واقعی خودش بفهمد.در همین بین، تهدیدی جدید با قدرت شارینگان ظاهر میشود و دوباره سارادا و ناروتو مجبور میشوند وارد نبرد شوند...
Sandmancer of the Scorched Desert
اثری از خالق آثار «Legend of the Northern Blade» و «Reaper of the Drifting Moon»
«اسم من زئونه و تمام این بیابون سلاح منه»
کره زمین به اجبار دچار دگرگونی شده. اقیانوسها خشک شدن و سطح زمین تبدیل به بیابان شده.
زئون، تنها شنگردانِ بیابان سوزانیه که زمین بهش بدل شده.
مردم جهان اون رو به اسم «شبح شن» میشناسن.
اثری از خالق آثار «Legend of the Northern Blade» و «Reaper of the Drifting Moon»
«اسم من زئونه و تمام این بیابون سلاح منه»
کره زمین به اجبار دچار دگرگونی شده. اقیانوسها خشک شدن و سطح زمین تبدیل به بیابان شده.
زئون، تنها شنگردانِ بیابان سوزانیه که زمین بهش بدل شده.
مردم جهان اون رو به اسم «شبح شن» میشناسن.
جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
Naruto Shinden: Parent and Child Day
این ناول، روایتی متفاوت از دنیای ناروتو را به تصویر میکشد؛ جایی که پس از پایان جنگ ها و برقراری صلح، تمرکز داستان از میدانهای نبرد به روابط خانوادگی و زندگی روزمره شینوبیها منتقل میشود. دهکده کونوها روزی ویژه با عنوان «روز والدین و کودک» تعیین میکند تا والدین زمانی را در کنار فرزندان خود سپری کنند. در این میان، ناروتو با وجود مسئولیتهای سنگین هوکاگه بودن تلاش میکند پدری بهتر برای هیماواری باشد و ساسکه نیز در تلاش است فاصلهای را که سال ها میان او و دخترش شکل گرفته، از بین ببرد...
این ناول، روایتی متفاوت از دنیای ناروتو را به تصویر میکشد؛ جایی که پس از پایان جنگ ها و برقراری صلح، تمرکز داستان از میدانهای نبرد به روابط خانوادگی و زندگی روزمره شینوبیها منتقل میشود. دهکده کونوها روزی ویژه با عنوان «روز والدین و کودک» تعیین میکند تا والدین زمانی را در کنار فرزندان خود سپری کنند. در این میان، ناروتو با وجود مسئولیتهای سنگین هوکاگه بودن تلاش میکند پدری بهتر برای هیماواری باشد و ساسکه نیز در تلاش است فاصلهای را که سال ها میان او و دخترش شکل گرفته، از بین ببرد...
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
Chronicles of the Demon faction
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
Black Clover
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
My Cultivation Has No Limits
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
Teenage Mercenary
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
وقتی یو ایجین هشتساله بود، در سرزمینی بیگانه تنها بازماندهی یک سانحهی هوایی مرگبار شد. برای زنده ماندن، او به یک مزدور بدنام تبدیل شد و مهارتهای نبرد تنبهتن، تیراندازی و تواناییهای رزمیاش را تا حد یک شکارچی حرفهای پرورش داد.
اما ده سال بعد، پس از روبهرو شدن با سربازانی اعزامشده از کرهی جنوبی، ایجین دوباره خانوادهی باقیماندهاش را پیدا میکند: خواهری کوچک و دوستداشتنی به نام دایون و پدربزرگی مهربان. با بازگشت به وطن، چالشی کاملاً جدید پیش روی ایجین قرار میگیرد—زندگی عادی یک دانشآموز دبیرستانی.
از قلدرهای نقشهکش گرفته تا دوستیهای تازه، همهچیز برای ایجین تجربهای نو است. اما وقتی گذشتهاش دوباره به سراغش میآید، او مجبور میشود از سالها تجربهی میدان نبرد استفاده کند تا از عزیزانش محافظت کند.
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.