محبوبترین آثار سینن
Oshi no Ko
Kingdom
Kusuriya no Hitorigoto
Bungou Stray Dogs
Witch Hat Atelier
Kusuriya no Hitorigoto
20th Century Boys
Tokyo Ghoul
Shadows House
Vinland Saga
سینن (35 اثر)
Kamisama ga Uso wo Tsuku.
ناتسورو نانائو، پسری یازدهساله، مهاجم اصلی تیم فوتبال مدرسه است، اما بهدلیل اتفاقی که پس از انتقالش به مدرسهی فعلی رخ داده، در صحبت کردن با دخترها دچار مشکل است. از آنجا که پدرش سالها پیش از دنیا رفته، او تنها با مادرش زندگی میکند؛ با این حال، این موضوع مانعی برای دنبال کردن علاقهی عمیقش به فوتبال نیست، چرا که آرزو دارد در آینده بازیکن حرفهای شود.
روزی، یکی از همکلاسیهایش به نام ریو سوزومورا به او نزدیک میشود؛ دیداری که آغازگر نقطهی عطف بزرگی در زندگی ناتسورو است. ناتسورو پس از صحبت با ریو، فوراً به او علاقهمند میشود. مدتی بعد، وقتی یک گربهی رهاشده را نجات میدهد، در مسیر سوپرمارکت با ریو و برادر کوچکش یوتا برخورد میکند و از آنها میخواهد از گربه نگهداری کنند؛ پیشنهادی که آنها میپذیرند.
اما زمانی که ناتسورو به خانهی آنها میرود، با صحنهای شوکهکننده روبهرو میشود: این خواهر و برادر بهتنهایی و در خانهای بسیار نامرتب زندگی میکنند؛ رازی که ریو بهشدت میخواهد پنهان بماند. با گذشت زمان و نزدیکتر شدن ناتسورو به آنها، شرایط زندگیشان و دلایل این پنهانکاری بهتدریج آشکار میشود.
ناتسورو نانائو، پسری یازدهساله، مهاجم اصلی تیم فوتبال مدرسه است، اما بهدلیل اتفاقی که پس از انتقالش به مدرسهی فعلی رخ داده، در صحبت کردن با دخترها دچار مشکل است. از آنجا که پدرش سالها پیش از دنیا رفته، او تنها با مادرش زندگی میکند؛ با این حال، این موضوع مانعی برای دنبال کردن علاقهی عمیقش به فوتبال نیست، چرا که آرزو دارد در آینده بازیکن حرفهای شود.
روزی، یکی از همکلاسیهایش به نام ریو سوزومورا به او نزدیک میشود؛ دیداری که آغازگر نقطهی عطف بزرگی در زندگی ناتسورو است. ناتسورو پس از صحبت با ریو، فوراً به او علاقهمند میشود. مدتی بعد، وقتی یک گربهی رهاشده را نجات میدهد، در مسیر سوپرمارکت با ریو و برادر کوچکش یوتا برخورد میکند و از آنها میخواهد از گربه نگهداری کنند؛ پیشنهادی که آنها میپذیرند.
اما زمانی که ناتسورو به خانهی آنها میرود، با صحنهای شوکهکننده روبهرو میشود: این خواهر و برادر بهتنهایی و در خانهای بسیار نامرتب زندگی میکنند؛ رازی که ریو بهشدت میخواهد پنهان بماند. با گذشت زمان و نزدیکتر شدن ناتسورو به آنها، شرایط زندگیشان و دلایل این پنهانکاری بهتدریج آشکار میشود.
Oshi no Ko
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
آی هوشینو، دختری شانزدهساله، آیدلی بااستعداد و زیباست که طرفدارانش او را میپرستند. او در نگاه همه، نماد دختری پاک و بیعیبونقص است؛ اما همیشه آنچه میدرخشد طلا نیست.
گورو آمیِمیا، متخصص زنان و زایمان در منطقهای روستایی و از طرفداران پروپاقرص آی است. به همین دلیل، وقتی این آیدل باردار سر از بیمارستان او درمیآورد، گورو کاملاً شوکه میشود. او به آی قول میدهد زایمانی امن برایش فراهم کند، بیآنکه بداند برخوردی با شخصی مرموز قرار است به مرگ نابهنگامش منجر شود—یا دستکم خودش چنین فکر میکند.
گورو وقتی چشمانش را باز میکند، خود را در آغوش آیدل محبوبش مییابد و متوجه میشود که بهعنوان آکوا مارین هوشینو، پسر تازهمتولدشدهی آی، دوباره متولد شده است! با دگرگون شدن کامل دنیایش، گورو خیلی زود درمییابد که دنیای پرزرقوبرق سرگرمی، راهی پر از خار دارد و استعداد همیشه تضمینکنندهی موفقیت نیست.
اکنون این سؤال پیش میآید: آیا او با کمک همراهی عجیب و غیرمنتظره میتواند از لبخند آی—چیزی که بیش از هر چیز دوستش دارد—محافظت کند؟
Kaguya-sama: Love Is War
میوکی شیروگانه که بهدلیل کسب بالاترین نمرات در کل کشور نابغه به شمار میآید، بهعنوان رئیس شورای دانشآموزی آکادمی معتبر شوچین فعالیت میکند و در کنار او کاگویا شینومیا، نایبرئیس زیبا و ثروتمند شورا، حضور دارد. با وجود اینکه این دو هیچ رابطهی عاشقانهای با یکدیگر ندارند، بیشتر دانشآموزان آنها را زوجی بینقص میدانند.
اما حقیقت این است که پس از گذراندن زمان زیاد در کنار هم، هر دو به یکدیگر علاقهمند شدهاند؛ با این حال، هیچکدام حاضر نیست احساساتش را ابراز کند، چون اعتراف کردن را نشانهی ضعف میدانند. حالا که غرورشان بهعنوان دانشآموزان نخبه در میان است، میوکی و کاگویا وارد نبردی پنهان میشوند تا به هر شکل ممکن طرف مقابل را وادار به اعتراف کنند.
و اینگونه، با شیطنتها و نقشههای روزمرهی آنها، جنگ عشق آغاز میشود!
میوکی شیروگانه که بهدلیل کسب بالاترین نمرات در کل کشور نابغه به شمار میآید، بهعنوان رئیس شورای دانشآموزی آکادمی معتبر شوچین فعالیت میکند و در کنار او کاگویا شینومیا، نایبرئیس زیبا و ثروتمند شورا، حضور دارد. با وجود اینکه این دو هیچ رابطهی عاشقانهای با یکدیگر ندارند، بیشتر دانشآموزان آنها را زوجی بینقص میدانند.
اما حقیقت این است که پس از گذراندن زمان زیاد در کنار هم، هر دو به یکدیگر علاقهمند شدهاند؛ با این حال، هیچکدام حاضر نیست احساساتش را ابراز کند، چون اعتراف کردن را نشانهی ضعف میدانند. حالا که غرورشان بهعنوان دانشآموزان نخبه در میان است، میوکی و کاگویا وارد نبردی پنهان میشوند تا به هر شکل ممکن طرف مقابل را وادار به اعتراف کنند.
و اینگونه، با شیطنتها و نقشههای روزمرهی آنها، جنگ عشق آغاز میشود!
Monster
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.
Vinland Saga
تُرفین، پسر یکی از بزرگترین جنگجویان وایکینگ، در میان بهترین نبردجویان گروه مزدورانی است که به دست اسکِلَد حیلهگر هدایت میشود؛ دستاوردی چشمگیر برای کسی در سنوسال او. با این حال، تُرفین برای غنایمی که این گروه به دست میآورد در آن حضور ندارد—بلکه بهخاطر فاجعه بزرگی که دامان خانوادهاش را گرفت، عهد کرده است اسکلد را در یک دوئل عادلانه بکشد. او هنوز آنقدر مهارت ندارد که بتواند اسکلد را شکست دهد، اما از انتقامش نیز نمیتواند دست بکشد. از این رو دوران کودکیاش را در میان همین مزدوران سپری میکند و مهارتهایش را در میدانهای نبرد، در کنار دانمارکیهای جنگدوست که کشتن برایشان یکی از لذتهای زندگی است، صیقل میدهد.
روزی اسکلد خبر میشنود که شاهزادهٔ دانمارکی، کانوته، گروگان گرفته شده است. او نقشهای بلندپروازانه میچیند—نقشهای که پادشاه بعدی انگلستان را تعیین خواهد کرد و زندگی تُرفین، کانوته و خودش را بهشدت دگرگون خواهد ساخت.
در پسزمینهٔ اروپا در قرن یازدهم، «حماسه وینلند» داستانی خونین را در دورهای روایت میکند که خشونت، جنون و بیعدالتی گریزیناپذیرند؛ دورهای که برای دیوانگان جنگ بهشت است و برای باقی مردم جهنمی تمامعیار.
تُرفین، پسر یکی از بزرگترین جنگجویان وایکینگ، در میان بهترین نبردجویان گروه مزدورانی است که به دست اسکِلَد حیلهگر هدایت میشود؛ دستاوردی چشمگیر برای کسی در سنوسال او. با این حال، تُرفین برای غنایمی که این گروه به دست میآورد در آن حضور ندارد—بلکه بهخاطر فاجعه بزرگی که دامان خانوادهاش را گرفت، عهد کرده است اسکلد را در یک دوئل عادلانه بکشد. او هنوز آنقدر مهارت ندارد که بتواند اسکلد را شکست دهد، اما از انتقامش نیز نمیتواند دست بکشد. از این رو دوران کودکیاش را در میان همین مزدوران سپری میکند و مهارتهایش را در میدانهای نبرد، در کنار دانمارکیهای جنگدوست که کشتن برایشان یکی از لذتهای زندگی است، صیقل میدهد.
روزی اسکلد خبر میشنود که شاهزادهٔ دانمارکی، کانوته، گروگان گرفته شده است. او نقشهای بلندپروازانه میچیند—نقشهای که پادشاه بعدی انگلستان را تعیین خواهد کرد و زندگی تُرفین، کانوته و خودش را بهشدت دگرگون خواهد ساخت.
در پسزمینهٔ اروپا در قرن یازدهم، «حماسه وینلند» داستانی خونین را در دورهای روایت میکند که خشونت، جنون و بیعدالتی گریزیناپذیرند؛ دورهای که برای دیوانگان جنگ بهشت است و برای باقی مردم جهنمی تمامعیار.
Pluto
ربات افسانهای سوئیسی به نام «مونتبلانک»، که به خاطر خدمتش در جنگ آسیایی سیونهم مشهور بود، به طرز خشونتآمیزی به قتل میرسد. انسانها و رباتهای سراسر جهان برای این چهرهی محبوب عزادار میشوند. محبوبیت مونتبلانک پس از جنگ بیشتر هم شد، بهویژه به خاطر تلاشهایش در حفظ محیطزیست و شخصیت مهربانش. همرزمی دیگر از آن جنگ، یعنی کارآگاه رباتیک «گزیخت» از یوروپل، مأمور تحقیق دربارهی مرگ تراژیک او میشود. در جریان تحقیقات، گزیخت به موجودی مرموز به نام «پلوتو» برمیخورد و همزمان از توطئهای پرده برمیدارد که هدفش نابودی هشت ربات ویژهی شرکتکننده در جنگ است. او در حالی که برای نجات بازماندگان با زمان رقابت میکند، درگیر مبارزهای درونی با حافظه، اخلاق و جهانی پر از نفرت میشود — تلاشی ناامیدانه برای دفاع از همزیستی شکنندهی انسان و ماشین.
ربات افسانهای سوئیسی به نام «مونتبلانک»، که به خاطر خدمتش در جنگ آسیایی سیونهم مشهور بود، به طرز خشونتآمیزی به قتل میرسد. انسانها و رباتهای سراسر جهان برای این چهرهی محبوب عزادار میشوند. محبوبیت مونتبلانک پس از جنگ بیشتر هم شد، بهویژه به خاطر تلاشهایش در حفظ محیطزیست و شخصیت مهربانش. همرزمی دیگر از آن جنگ، یعنی کارآگاه رباتیک «گزیخت» از یوروپل، مأمور تحقیق دربارهی مرگ تراژیک او میشود. در جریان تحقیقات، گزیخت به موجودی مرموز به نام «پلوتو» برمیخورد و همزمان از توطئهای پرده برمیدارد که هدفش نابودی هشت ربات ویژهی شرکتکننده در جنگ است. او در حالی که برای نجات بازماندگان با زمان رقابت میکند، درگیر مبارزهای درونی با حافظه، اخلاق و جهانی پر از نفرت میشود — تلاشی ناامیدانه برای دفاع از همزیستی شکنندهی انسان و ماشین.
Tough
این ادامهی مانگای کُکُو تِکِندن تاوف است که در ۴۲ جلد منتشر شد و شخصیت اصلی آن، «کیئیچی»، را در دوران جوانی و زیر آموزش پدرش «سِیکو میازاوا» دنبال میکرد. این اثر مانگایی دربارهی مبارزات رزمی ترکیبی و مدرسهی هنرهای رزمی خاندان میازاوا است. در آغاز، داستان حول تلاشهای کیئیچی برای درمان پدرش، پس از آنکه توسط برادرش «کیریو» تقریباً کشته شد، میچرخد؛ اما با بهبودی پدر، تمرکز از این موضوع فاصله گرفته و به مبارزات تورنمنتگونه و رقابتهای رزمی کشیده میشود.
این ادامهی مانگای کُکُو تِکِندن تاوف است که در ۴۲ جلد منتشر شد و شخصیت اصلی آن، «کیئیچی»، را در دوران جوانی و زیر آموزش پدرش «سِیکو میازاوا» دنبال میکرد. این اثر مانگایی دربارهی مبارزات رزمی ترکیبی و مدرسهی هنرهای رزمی خاندان میازاوا است. در آغاز، داستان حول تلاشهای کیئیچی برای درمان پدرش، پس از آنکه توسط برادرش «کیریو» تقریباً کشته شد، میچرخد؛ اما با بهبودی پدر، تمرکز از این موضوع فاصله گرفته و به مبارزات تورنمنتگونه و رقابتهای رزمی کشیده میشود.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
Dead Heads
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
NOiSE
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
Abara
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
Dead Dead Demons Dededede Destruction
وقتی به آسمان نگاه میکنی، چه میبینی؟ آسمانی آبی؟ آزادی؟ آیندهای امیدوارکننده؟ مردم توکیو هیچیک را نمیبینند. در عوض، کشتی مادر تهدیدآمیز بیگانهای بالای شهر سایه انداخته و چشمانداز آسمان را در خود فرو برده است. سه سال پیش آنها آمدند. ورود «تهاجمکنندگان» بزرگترین جنگ تاریخ بشر را شعلهور کرد؛ جنگی که تهدید به پایان دنیا بود. دولت ژاپن برای مبارزه با تهاجمکنندگان عجولانه سلاحها را بهصورت انبوه تولید کرد که همین موضوع به بحثها و جنبشهای صلحطلبانه دامن زد. آن روز، همهچیز تغییر کرد. با این حال، هیچچیز تغییر نکرد. کادوکی کوئیاما و اوران ناکاگاوا روزهای پایانی را مانند همیشه میگذرانند: رفتن به مدرسه، بازی با دوستان و انجام کارهایی که هر دختر دبیرستانی بیخیال در زندگیاش دارد. اما با بزرگتر شدن، درمییابند معنای واقعی بزرگسالی در دنیایی که بزرگترها همچون شیاطینی فریبکار و ویرانگر به نظر میرسند چیست. آنها میآموزند تهدید واقعی بشریت نه از سوی تهاجمکنندگان، بلکه از خود بشریت است.
وقتی به آسمان نگاه میکنی، چه میبینی؟ آسمانی آبی؟ آزادی؟ آیندهای امیدوارکننده؟ مردم توکیو هیچیک را نمیبینند. در عوض، کشتی مادر تهدیدآمیز بیگانهای بالای شهر سایه انداخته و چشمانداز آسمان را در خود فرو برده است. سه سال پیش آنها آمدند. ورود «تهاجمکنندگان» بزرگترین جنگ تاریخ بشر را شعلهور کرد؛ جنگی که تهدید به پایان دنیا بود. دولت ژاپن برای مبارزه با تهاجمکنندگان عجولانه سلاحها را بهصورت انبوه تولید کرد که همین موضوع به بحثها و جنبشهای صلحطلبانه دامن زد. آن روز، همهچیز تغییر کرد. با این حال، هیچچیز تغییر نکرد. کادوکی کوئیاما و اوران ناکاگاوا روزهای پایانی را مانند همیشه میگذرانند: رفتن به مدرسه، بازی با دوستان و انجام کارهایی که هر دختر دبیرستانی بیخیال در زندگیاش دارد. اما با بزرگتر شدن، درمییابند معنای واقعی بزرگسالی در دنیایی که بزرگترها همچون شیاطینی فریبکار و ویرانگر به نظر میرسند چیست. آنها میآموزند تهدید واقعی بشریت نه از سوی تهاجمکنندگان، بلکه از خود بشریت است.
Tokyo Ghoul
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.