
دنیای انیمه
تیم ترجمه دنیای انیمه یکی از قدیمیترین و فعالترین گروههای ترجمه مانگا، مانهوا و انیمه در ایران است که فعالیت خود را از حدود سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) آغاز کرده است. این تیم با هدف فراهم کردن محتوای سرگرمکننده برای علاقهمندان به دنیای انیمه و مانگا ترجمه فارسی آثار محبوب ژاپنی و کرهای را در اختیار کاربران ایرانی قرار میدهد. «دنیای انیمه» در طول سالها به یکی از شناختهشدهترین نامها در ارائه ترجمه آثار تبدیل شد.
محبوبترین آثار دنیای انیمه
Solo Leveling
Jujutsu Kaisen
Kaijuu 8-gou
SPY×FAMILY
Akatsuki no Yona
Dungeon Reset
Second Life Ranker
Haikyuu!!
Attack on Titan
Solo Leveling: Ragnarok
تیم ترجمه دنیای انیمه (52 اثر)
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Samurai 8: Hachimaru Den
او نمیتواند بدود! او نمیتواند غذای سفت بخورد. پسری به نام «هاچیمارو» از این ضعیفتر نمیشود. اما رویای او این است که یک سامورایی شود. برای پسری که حتی بدون کمک پدرش قادر به زنده ماندن نیست، آن رویا غیرممکن به نظر میرسید. اما وقتی یک گربه سامورایی در برابرش ظاهر میشود، تمام زندگیاش تغییر خواهد کرد! یک خالق افسانهای مانگا و یک ستارهی نوظهور گرد هم آمدهاند تا این حماسهی علمیتخیلی سامورایی را برای شما به ارمغان بیاورند!
او نمیتواند بدود! او نمیتواند غذای سفت بخورد. پسری به نام «هاچیمارو» از این ضعیفتر نمیشود. اما رویای او این است که یک سامورایی شود. برای پسری که حتی بدون کمک پدرش قادر به زنده ماندن نیست، آن رویا غیرممکن به نظر میرسید. اما وقتی یک گربه سامورایی در برابرش ظاهر میشود، تمام زندگیاش تغییر خواهد کرد! یک خالق افسانهای مانگا و یک ستارهی نوظهور گرد هم آمدهاند تا این حماسهی علمیتخیلی سامورایی را برای شما به ارمغان بیاورند!
Mononoke Hime
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
Shingeki no Kyojin: Before the Fall
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
Ability
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
InuYasha
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
Mahoutsukai no Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Dead Heads
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
NOiSE
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
کتاب مقدس «پیدایش» خود را دارد. ماتریکس «رنسانس دوم» را دارد. BLAME! هم «نویز» را.
از دیدگاه عضو نیروی پلیس سوسونو موزوبی، این پیشدرآمد تکجلدی نگاهی به جهانی پیش از آشفتگی نتسفر میاندازد. شاهد رویدادهایی باشید که جامعهٔ پیشرفتهٔ فناوری را به هرجومرج کشاندند: رشد سرطانی اَبَرساختار، تولد موجودات انگلی موسوم به «موجودات سیلیکونی» و خلق ماشینهای بیرحم کشتار به نام «محافظان».
در این مجموعه همچنین اولین اثر تسوتومو نیهی، «BLAME»، گنجانده شده است که بهعنوان پیشنمونهٔ سری دهجلدی تحسینشدهٔ BLAME! مطرح بود.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در چشمانداز کابوسوار تسوتومو نیهی از آینده، ویروس N5S سراسر زمین را درنوردیده و بیشتر جمعیت را به گونهای زامبینما بدل کرده است. زوئیچی کانؤه، مأمور شرکت صنایع سنگین توئا، آخرین امید بشریت است و حتی انسان هم نیست! با کمک فويو، هوش دیجیتالیای که در سیستم کامپیوتری موتور سنگین دوالکوئلش تعبیه شده است، جستوجوی زوئیچی برای یافتن کلید نجات او را در مناظری سورئال به سفری خطرناک میبرد و در نبردی علیه شرورانی ذهنبرانداز فرو میبرد.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
Abara
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.
آبارا در دنیایی دیستوپیایی با سازههای عظیم رخ میدهد. داستان حول موجوداتی به نام گاونا میچرخد؛ کسانی که میتوانند با تبدیلشدن، استخوانهای خود را به شکلی زره و سلاح درآورند. این تبدیل از ستون فقرات آغاز میشود و سپس زرهی لایهلایه شکل میگیرد. داستان بر یکی از این گاوناها تمرکز دارد که به نام کودو دنجی شناخته میشود، هرچند او در ابتدا از نام جعلی ایتو دنجی استفاده میکند.