محبوبترین آثار پایان یافته
Jujutsu Kaisen
Who Made Me a Princess
Solo Leveling
Jujutsu Kaisen Modulo
Oshi no Ko
Black Clover
The Greatest Estate Developer
Father I Dont Want to Get Married
Tokyo Revengers
The Viliainess Is A Marionette
پایان یافته (224 اثر)
داستان یه دختره است که می خواد قهرمان بوکس بشه و پسری که عاشقشه هم میره تو کار بکسه.
For The Sake Of Sita
یک دانشجوی پزشکی در طول دوران خدمت داوطلبانه ش در خارج از کشور؛ یعنی کشور نپال، عاشق یک الههی سقوط شده میشود و به شدت سعی میکند با سرنوشت خود مبارزه کند تا عشقش را نجات دهد.
یک دانشجوی پزشکی در طول دوران خدمت داوطلبانه ش در خارج از کشور؛ یعنی کشور نپال، عاشق یک الههی سقوط شده میشود و به شدت سعی میکند با سرنوشت خود مبارزه کند تا عشقش را نجات دهد.
Beware of the Red Thread
من وسط یه ناول حرمسرایی پیاده شدم! میخواستم مثل آدم و در سکوت زندگیمو بکنم، اما مای گاد! شرور و نخ سرخ بهم پیچیدند… زندگیم اصلا پیچید!
من وسط یه ناول حرمسرایی پیاده شدم! میخواستم مثل آدم و در سکوت زندگیمو بکنم، اما مای گاد! شرور و نخ سرخ بهم پیچیدند… زندگیم اصلا پیچید!
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
Orange Marmalade
داستان در مورد یه دختره خون آشامه که توی مدرسه پسری رو میبینه که شدیدن طرفدار داره و ناخواسته و بدونه اینکه خودشون بدونن از همدیگه خوششون میاد ولی واقعا رابطشون تا کجا میتونه پیش بره
داستان در مورد یه دختره خون آشامه که توی مدرسه پسری رو میبینه که شدیدن طرفدار داره و ناخواسته و بدونه اینکه خودشون بدونن از همدیگه خوششون میاد ولی واقعا رابطشون تا کجا میتونه پیش بره
هفت پسر که بهترین دوستای هم بودند . سرنوشتشون نه تنها در اوقات شادی که با هم داشتن بلکه در سختترین دوره نیز به هم گره خورد ، یکیشون برای نجات اونها هرکاری میکنه، ولی میتونه؟ یا خیلی دیر میجنبه؟
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
عشق می تواند از همه مرزها فراتر رود؟ صلح ۲۰۰ ساله در قبیله جزیره موکرین زمانی شکسته می شود که جنگجویان خون از راه می رسند و خواستار باز کردن مرزها برای جنگ می شوند. علاوه بر این، ائونیونگ، پسر رئیس آنها، ناامیدانه عاشق موکرین می شود. آیا موکرین محبت او را رد می کند یا به خاطر مردمش با او ازدواج می کند؟
There Must Be Happy Endings
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “
I Thought It Is A Common Possession
من همون دخترِ منفیِ داستانم که قرار بود آخرش به دست قهرمان مرد کشته بشم، ولی خب میدونستم این یه کلیشه تکراریه! با خودم میگفتم باشه، مردنِ ناحق هم شد تاوانِ نقشی که داشتم. تا وقتی که فهمیدم اصلاً راه فراری از خط داستان اصلی ندارم. حالا که قراره طبق داستان حتماً بمیرم، پس بذار حداقل قبلش یه بوسه از شوهر(منظورش تجاوز به..) خوشتیپم بگیرم!… ولی یه لحظه صبر کن—چرا داستان اصلی داره عوض میشه؟
من همون دخترِ منفیِ داستانم که قرار بود آخرش به دست قهرمان مرد کشته بشم، ولی خب میدونستم این یه کلیشه تکراریه! با خودم میگفتم باشه، مردنِ ناحق هم شد تاوانِ نقشی که داشتم. تا وقتی که فهمیدم اصلاً راه فراری از خط داستان اصلی ندارم. حالا که قراره طبق داستان حتماً بمیرم، پس بذار حداقل قبلش یه بوسه از شوهر(منظورش تجاوز به..) خوشتیپم بگیرم!… ولی یه لحظه صبر کن—چرا داستان اصلی داره عوض میشه؟
Heavenly Inquisition Sword
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
Duchess 50 Tea Recipes
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
I Choose the Emperor Ending
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
Annarasumanara
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.