The Extra’s Academy Survival Guide
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
Black Clover
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
Black Haze
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
مدت ها پیش، دروازهای به دنیای دیگری باز شد و کسانی که توانایی های ویژه ای را همراه با علائم کسب کردند، جادو نامیده شدند. پس از حادثه معروف به "آن روز"، جادوگر درجه یک اوفیون، معروف به "بلو" بسیار مشهور شده است. یک روز، او یک ماموریت بسیار ویژه دریافت می کند: محافظت از پسر دوم خانواده آرتین، که در مدرسه جادویی «هلیوس» از «هیولا» نامیده شدن رنج می برد! بنابراین، بلو با نام "رود کریش" در هلیوس ثبت نام می کند تا هویت واقعی خود را پنهان کند…
The Beginning After the End
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
The Swordmaster’s Son
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
Shingeki no Kyojin: Kuinaki Sentaku
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
Jujutsu Kaisen Modulo
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
Yuukoku no Moriarty
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.