The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Pick Me Up
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
The Regressed Son of a Duke is an Assassin
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
Reincarnator
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Terminally-Ill Genius Dark Knight
<Inner Lunatic> یک RPG فانتزی است که به دلیل دشواری بسیار بدنام است. با این حال، برای یو چان، که در سنین جوانی به یک بیماری لاعلاج تشخیص داده شد، این بازی تمام زندگی او بود و اکنون به واقعیت تبدیل شده است. از این به بعد، یو چان باید در نقش نوکس وون ، بدترین شرور در اولین اقدام بازی، در این دنیا زنده بماند. آیا او می تواند با خیال راحت به پایان داستان برسد؟
<Inner Lunatic> یک RPG فانتزی است که به دلیل دشواری بسیار بدنام است. با این حال، برای یو چان، که در سنین جوانی به یک بیماری لاعلاج تشخیص داده شد، این بازی تمام زندگی او بود و اکنون به واقعیت تبدیل شده است. از این به بعد، یو چان باید در نقش نوکس وون ، بدترین شرور در اولین اقدام بازی، در این دنیا زنده بماند. آیا او می تواند با خیال راحت به پایان داستان برسد؟
Boundless Necromancer
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
هیچوقت فکر نمیکردم که یه شکارچی بشم، خیال کردم هیچوقت فرصتش رو پیدا نمیکنم. ولی اینطور نبود. (برج آزمون ها" تمام کاندیدهای مناسب در کره زمین را انتخاب کرده است.) (لطفاً درجه سختی خود را انتخاب کنید.) {پاداشهایی که در آینده دریافت میکنید با درجه سختی انتخابی نسبت مستقیم دارد.) الان بهم یه فرصت داده شده. اون هم یه فرصت ویژه!
Talent Swallowing Magician
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
Nano Machine
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
Duke Pendragon
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
To Not Die
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟