The Stellar Swordmaster
ولاد پسری ولگرد است که در محلهای زاغهنشین زندگی میکند و با وجود شرایط سخت، همیشه شوالیهها را تحسین کرده و رویای تبدیل شدن به یکی از آنها را در سر دارد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که طی حادثهای غیرعادی، رعدی سیاه به او برخورد میکند و پس از آن، صداهایی مرموز را در ذهن خود میشنود.
همزمان با این تغییر عجیب، شوالیهٔ مهتاب ظاهر میشود؛ دیداری که مسیر زندگی ولاد را برای همیشه عوض میکند و او را به دنیایی فراتر از زاغهها پیوند میزند. داستان، سفر پسری را روایت میکند که با وجود قرار داشتن در تاریکترین نقطهها، هنوز آرزوی درخشیدن دارد؛ چرا که حتی ستارهای که در بلندترین آسمان نمیدرخشد، اگر میل به نور داشته باشد، باز هم یک ستاره است.
ولاد پسری ولگرد است که در محلهای زاغهنشین زندگی میکند و با وجود شرایط سخت، همیشه شوالیهها را تحسین کرده و رویای تبدیل شدن به یکی از آنها را در سر دارد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که طی حادثهای غیرعادی، رعدی سیاه به او برخورد میکند و پس از آن، صداهایی مرموز را در ذهن خود میشنود.
همزمان با این تغییر عجیب، شوالیهٔ مهتاب ظاهر میشود؛ دیداری که مسیر زندگی ولاد را برای همیشه عوض میکند و او را به دنیایی فراتر از زاغهها پیوند میزند. داستان، سفر پسری را روایت میکند که با وجود قرار داشتن در تاریکترین نقطهها، هنوز آرزوی درخشیدن دارد؛ چرا که حتی ستارهای که در بلندترین آسمان نمیدرخشد، اگر میل به نور داشته باشد، باز هم یک ستاره است.
Tales of Demons and Gods
نی لی، یکی از قدرتمندترین جنگجویان و روحانیان در دنیای خود، در نبرد نهایی با امپراتور حکمت و شیاطین سقوط میکند. اما سرنوشت به او فرصت دومی میدهد: او در قالب بدن ۱۳ سالهاش بیدار میشود، زمانی که هنوز ضعیف، بیتجربه، و تحقیرشده بود. با این حال، خاطرات کامل زندگی گذشتهاش، دانشی عظیم در هنرهای رزمی، روحانیت، و تاکتیکهای جنگی را با خود دارد.
حال، با آگاهی از اتفاقات آینده و فجایع قریبالوقوع، نی لی سوگند میخورد که عزیزانش را نجات دهد، افتخارش را بازیابد، و دشمنانش را نابود کند. او مسیر قدرت را این بار از ابتدا طی میکند – اما این بار با اعتمادبهنفس و هوشی فراتر از سن خود. در این راه، نی لی با دشمنان قدیمی و جدید، رقابتهای طبقاتی، سیاستهای پیچیده شهری، و رازهای ژرف دنیای ارواح و شیاطین روبهرو میشود.
نی لی، یکی از قدرتمندترین جنگجویان و روحانیان در دنیای خود، در نبرد نهایی با امپراتور حکمت و شیاطین سقوط میکند. اما سرنوشت به او فرصت دومی میدهد: او در قالب بدن ۱۳ سالهاش بیدار میشود، زمانی که هنوز ضعیف، بیتجربه، و تحقیرشده بود. با این حال، خاطرات کامل زندگی گذشتهاش، دانشی عظیم در هنرهای رزمی، روحانیت، و تاکتیکهای جنگی را با خود دارد.
حال، با آگاهی از اتفاقات آینده و فجایع قریبالوقوع، نی لی سوگند میخورد که عزیزانش را نجات دهد، افتخارش را بازیابد، و دشمنانش را نابود کند. او مسیر قدرت را این بار از ابتدا طی میکند – اما این بار با اعتمادبهنفس و هوشی فراتر از سن خود. در این راه، نی لی با دشمنان قدیمی و جدید، رقابتهای طبقاتی، سیاستهای پیچیده شهری، و رازهای ژرف دنیای ارواح و شیاطین روبهرو میشود.
Bad Born Blood
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
The Little Brother Is the Academys Hotshot
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
در آخرین نبرد با پادشاه نژاد اژدها که انسان های بیشماری رو قتل عام کرده بود، راد دناتوس همرزمان و برادرشو از دست میده... و درحالیکه خودش هم بشدت زخمی شده با آخرین توانش یه اژدهای بی نام و نشون که در برابرش ظاهر شده بود رو میکشه و وقتی دوباره چشماش رو باز میکنه، میبینه که به روز اول شروع دانشگاهش برگشته...
Talent Swallowing Magician
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
الریک ملوینگر تنها وارث خانواده معتبر جادوگر. با اینکه اون استعداد ذاتی داشت ولی استعدادهای زیادی داشت و به همین دلیل نمیتونست جادو رو آموزش ببینه. با این حال اون پاداشی رو که از اجدادش به جا مونده بود دریافت کرد (شیطان خوردن). (شیطان قورت دادن). (شیاطین نوشیدن). به اضافه کردن شیطان ها درون خودت ادامه بده و جادوی جدید بدست بیار. به اوج برس. اینقد بلند بشم که هیچکس بهم نرسه
Path of the shaman
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
Duke Pendragon
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟