The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
Please Dont Come To Villainess Stationery Store
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
Maybe Meant to Bee
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
The Lazy Prince Becomes A Genius
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
ایرن فریرا، یه پسر نجیب زاده که تو پر قو بزرگ شده، کل روز رو می خوابه تا از واقعیت فرار کنه. مردم لقب 'لرد تنبل' بهش دادن و مسخرش میکنن، تا اینکه یه شب خواب عجیبی میبینه، درباره یه مرد اسرارآمیز و شمشیرش که بعد اون مسیر زندگیش عوض میشه...
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
The Maid and The Vampire
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
من یه روحم، روحی سرگردان توی بیمارستان! سالهاست که با کسی حرف نزدم، ولی یه روز یه دختر نابینا رو دیدم و ... "چطوری متوجه حضورم میشی ؟! " "خب چون تو بوی شیرینی میدی"
I Became Tyrant Tutor
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
داستان یه دختره است که می خواد قهرمان بوکس بشه و پسری که عاشقشه هم میره تو کار بکسه.
Duchess 50 Tea Recipes
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
وقتی چشمامو باز کردم یه دوشس شده بودم.اما یه چیزی درست نیست.من با این کارکتر کنار اومدم اما من فقط به اسم یه دوشسم.خدمتکارا باهام بدرفتاری میکنن و شوهرم بهم توجهی نمیکنه.چه زندگی نکبتی.خدایا،نمی دونم باید چه غلطی کنم.فقط میتونم از چاییم لذت ببرم،فقط به این فکر میکنم که”میشه دفعه ی بعدهم برام چایی درست کنی؟”یه چیزی درباره ی شوهر بی بخارم درست نیست.
A World Without My Sister Who Everyone Loved
من تو تمام زندگیم سایه خواهرم بودم و اون بهم خیانت کرد. تنها انتخابم مرگ بود... چشمامو باز کردم و ناگهان همه چیز از همون اول تغییر کرد. یه زمانی میخواستم منو دوست داشته باشن اما الان، میترسم این احساسات نقطه ضعف من شه.
من تو تمام زندگیم سایه خواهرم بودم و اون بهم خیانت کرد. تنها انتخابم مرگ بود... چشمامو باز کردم و ناگهان همه چیز از همون اول تغییر کرد. یه زمانی میخواستم منو دوست داشته باشن اما الان، میترسم این احساسات نقطه ضعف من شه.
Yamada-kun to Lv999 no Koi wo Suru
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟