Flawed Almighty
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
The Viliainess Is A Marionette
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
Trees Have Branches
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
Delivery Knight
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
The Great Merchant Kim Manduk
داستان دختر جوان فقیری را به تصویر می کشد که باوجود تمام دشواریها و بدبختی هایی که مجبور است در زندگی خود با آنها روبرو شود، به جایی می رسد که تبدیل به بهترین تاجر در چوسان می شود. در این داستان شاهد مشکلات و دردسرهایی که او متحمل می شود و نیز یافتن عشق حقیقیش آن هم درست در زمانی که به هیچ وجه انتظارش را ندارد، خواهیم بود.
داستان دختر جوان فقیری را به تصویر می کشد که باوجود تمام دشواریها و بدبختی هایی که مجبور است در زندگی خود با آنها روبرو شود، به جایی می رسد که تبدیل به بهترین تاجر در چوسان می شود. در این داستان شاهد مشکلات و دردسرهایی که او متحمل می شود و نیز یافتن عشق حقیقیش آن هم درست در زمانی که به هیچ وجه انتظارش را ندارد، خواهیم بود.
Shirahimeshou
افسانهها میگویند وقتی برف میبارد، دلیلش گریهی شاهزادهخانم برف است. این اثر مجموعهای از سه داستان تراژیک است که همگی با پیوندی به نام برف به هم متصل میشوند. «شیراهیمهشو» ادای احترام CLAMP به فرم و روایت سنتی ژاپنی است. با آبرنگهای دلنشین و ضربهقلمهای لطیف، این اثر جدایی زیبایی از آثار معمول CLAMP به شمار میرود. راز پشت پردهی برف را خودتان کشف کنید...
افسانهها میگویند وقتی برف میبارد، دلیلش گریهی شاهزادهخانم برف است. این اثر مجموعهای از سه داستان تراژیک است که همگی با پیوندی به نام برف به هم متصل میشوند. «شیراهیمهشو» ادای احترام CLAMP به فرم و روایت سنتی ژاپنی است. با آبرنگهای دلنشین و ضربهقلمهای لطیف، این اثر جدایی زیبایی از آثار معمول CLAMP به شمار میرود. راز پشت پردهی برف را خودتان کشف کنید...
Monster Child
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
در یک هزارتوی فولادی عظیم پر از موجودات هولناک، بشریت مجبور است در دستههای کوچک منزوی زندگی کند و دائماً از نابودی خود بترسد. در این دیستوپی، تنها مرد جوان عجیبی به نام کیلی شجاعت عبور از این سرزمینهای بیرحم را دارد. او با نیروی فوقانسانی و امیتر پرتوی گراویتون نادری که در اختیار دارد، در جستوجوی ناامیدانهٔ خود برای یافتن انسانی با ژن ترمینال شبکه—اطلاعات ژنتیکیای که میتواند جهان فاسد را بازسازی کند—با هیولاهای خونخوار و نیروهای شریر دیگر میجنگد. دنیای تاریک «بلِیم!» داستان کیلی را دنبال میکند که چگونه با افراد جدید آشنا میشود، خون بیشتری میریزد و قدم به قدم به یافتن ژن ترمینال شبکه نزدیک میشود. از طریق این ماجراها، ماهیت واقعی جهان بهتدریج روشن میشود.
Apocalypse no Toride
یوشیاکی مائدا که به دروغ به قتل متهم و محکوم شده، همین الآن به مرکز بازداشت نوجوانان آکادمی شُوران منتقل میشود. او در سلول شمارهٔ ۴ جای میگیرد و به زودی توسط همبندیانش—گو ایواکورا، ماسافومی یوشیوکا و میتسورو یامانویی—که هر یک به اتهامات و احکام مختلف محکوم شدهاند، ملاقات میشود. یوشیاکی که از قبل زندگی را مملو از بدبیاری میدانست، با ناامیدی درمییابد که زندان گرفتار یک کشمکش خونین برای تصاحب قدرت شده است.
اما ماجرا قرار است حتی بدتر شود—نه زندانیان و نه کارکنان نمیدانند که دنیای بیرون بر اثر یک آخرالزمان ناگهانی زامبی به آشوب کشیده شده و یک ون حامل انسانهای آلوده درست به داخل زندان سقوط کرده تا ناگهان تهدید مردگان متحرک را وارد زندگیشان کند.
یوشیاکی مائدا که به دروغ به قتل متهم و محکوم شده، همین الآن به مرکز بازداشت نوجوانان آکادمی شُوران منتقل میشود. او در سلول شمارهٔ ۴ جای میگیرد و به زودی توسط همبندیانش—گو ایواکورا، ماسافومی یوشیوکا و میتسورو یامانویی—که هر یک به اتهامات و احکام مختلف محکوم شدهاند، ملاقات میشود. یوشیاکی که از قبل زندگی را مملو از بدبیاری میدانست، با ناامیدی درمییابد که زندان گرفتار یک کشمکش خونین برای تصاحب قدرت شده است.
اما ماجرا قرار است حتی بدتر شود—نه زندانیان و نه کارکنان نمیدانند که دنیای بیرون بر اثر یک آخرالزمان ناگهانی زامبی به آشوب کشیده شده و یک ون حامل انسانهای آلوده درست به داخل زندان سقوط کرده تا ناگهان تهدید مردگان متحرک را وارد زندگیشان کند.
Chi no Wadachi
«سیایچی اوسابه» یک پسر ۱۴ سالهی معمولیست—هرچند کمی گوشهگیر—که با مادری زیبا و مهربان و پدری سختکوش زندگی میکند. پیوند بین او و مادرش، پیوندی محکم و ناگسستنی است. اما پس از حادثهای مربوط به پسرعمویش، بذر تردید در ذهن سیایچی کاشته میشود. او کمکم از خود میپرسد: آیا محبت بیحد و حصر مادرش، عشق مادریِ طبیعیست یا چیزی نگرانکننده و ناسالم؟
مرز میان عشق مادری و شیفتگی بیمارگونه کجاست؟ و وقتی تمام چیزی که در زندگی شناختهای، فقط و فقط عشق مادرانه بوده، چطور میتوانی آن مرز را تشخیص دهی؟
«سیایچی اوسابه» یک پسر ۱۴ سالهی معمولیست—هرچند کمی گوشهگیر—که با مادری زیبا و مهربان و پدری سختکوش زندگی میکند. پیوند بین او و مادرش، پیوندی محکم و ناگسستنی است. اما پس از حادثهای مربوط به پسرعمویش، بذر تردید در ذهن سیایچی کاشته میشود. او کمکم از خود میپرسد: آیا محبت بیحد و حصر مادرش، عشق مادریِ طبیعیست یا چیزی نگرانکننده و ناسالم؟
مرز میان عشق مادری و شیفتگی بیمارگونه کجاست؟ و وقتی تمام چیزی که در زندگی شناختهای، فقط و فقط عشق مادرانه بوده، چطور میتوانی آن مرز را تشخیص دهی؟