جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
Chronicles of the Demon faction
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
Kill the Hero
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Reborn as the Enemy Prince
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
Pick Me Up
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
Zombies Dont Bite Me
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
The Newlywed Life Of A Witch And A Dragon
وندی بلانچت، یک جادوگر نابغه و رئیس بخش تحقیقاتی Rune در برج جادو، بعد از یک شب اشتباه با استخدامشدهی جدید—ایدن وینتر—در شرایطی ناگهانی قرار میگیرد او برای حفظ جایگاه و آبرویش، از او درخواست ازدواج میکند—اما متوجه میشود که در این ازدواج، ایدن یک اژدهاست! این آغاز زندگی تازهایست؛ زندگیای که پر از لحظات شیرین، رازهای پیچیده، و ارتباطی غافلگیرکننده بین یک جادوگر و یک اژدهاست.
وندی بلانچت، یک جادوگر نابغه و رئیس بخش تحقیقاتی Rune در برج جادو، بعد از یک شب اشتباه با استخدامشدهی جدید—ایدن وینتر—در شرایطی ناگهانی قرار میگیرد او برای حفظ جایگاه و آبرویش، از او درخواست ازدواج میکند—اما متوجه میشود که در این ازدواج، ایدن یک اژدهاست! این آغاز زندگی تازهایست؛ زندگیای که پر از لحظات شیرین، رازهای پیچیده، و ارتباطی غافلگیرکننده بین یک جادوگر و یک اژدهاست.
Reincarnator
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
Maxed Strength Stats Necromancer
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
شیائو یو وارد دگرجهان میشه و کلاس اسرار آمیز نکرومنسر رو بدست میاره. قدرت روحی برابر با صفر و توانایی ای منحصر به فرد سبب میشه شیائو یو توانایی کاربردیش رو روی آمار قدرتش اعمال کنه! کی گفته یه نکرومنسر نمیتونه مبارزه فیزیکی انجام بده؟
Bad Born Blood
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
همهی اینها به خاطر امپراتوری بود. لوکا هرگز حتی لحظهای رویای پیوستن به گارد امپراتوری آکرتیا را زیر سؤال نبرده بود. حداقل تا زمانی که با ایلای آشنا شد. دوستی غیرمنتظره، شخصیتی و پیشینه خانوادگی ایلای بهکلی با لوکا متفاوت بود. اما همین تفاوتها است که به دوستی آنها اجازه میدهد نه تنها یکدیگر، بلکه حتی سیارهای که بر روی آن زندگی میکنند را نیز شکل دهند.
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.