Kill the Hero
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
زمانی که تمام دنیارا هیولاها اشغال کرده بودند قهرمانان که نعمت خدایان را دریافت کرده بودند ظاهر شدند، سینیور لی بنیانگذار انجمن مسیحیان موعود که نجات دنیا را وعده میداد تمام قهرمانان را جمع کرد و به سوی پایان این وضعیت رهبری کرد، اما او یک قهرمان نبود، بکله تنها هدف آن حکومت بر جهان بود…من توسط اون کشته شدم یا اینطور فکر میکردم.. اطلاعیه که زمان مرگم شنیدم [شروع بازی]من به زمانی برگشتم که هنوز بازیکن نبودم… اما ایندفعه نوبت منه که شکارت کنم سی جان لی.
The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Zombies Dont Bite Me
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
The Regressed Son of a Duke is an Assassin
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
The Viliainess Is A Marionette
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
The Story Of Thorny Spear
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
شخصیت اصلیای به نام San‑gun است که پس از مرگ، در کالبد یک ببر روحانی دوباره متولد میشود. او صاحب یک کوه مقدس و موجودی قدرتمند و آرام است.
My Exclusive Tower Guide
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
روزی که پایان دنیا اومد و یه بازی بقا شروع شد. برجی که باعث میشه انسانها به همدیگه بیاعتماد بشن، و بشریت رو به سوی نابودی بکشونه... من سست نمیشم. اینو تا آخر با آدمایی که بهشون اعتماد دارم ادامه میدم. آره، با همشون یه پایان خوش درست میکنم!
Knight Under Heart
لی یوشین داوطلب شد تا بازی ویدیویی واقعیت مجازیِ جدید کمپانی معروفی رو قبل از ورود اون به بازار فروش، امتحان کنه. اما چیزی که نمیدونست این بود که اون بازی، دنیایی صد درصد واقعی رو برای بازیکنها شبیهسازی میکرد. تو چرخهی بیپایان مرگ و زندگیِ دوباره تو بازیای که خروج ازش غیرممکن به نظر میرسید، و برای فرار از میدون جنگی که دست کمی از جهنم نداشت، یوشین آمادهی مبارزه شد...»
لی یوشین داوطلب شد تا بازی ویدیویی واقعیت مجازیِ جدید کمپانی معروفی رو قبل از ورود اون به بازار فروش، امتحان کنه. اما چیزی که نمیدونست این بود که اون بازی، دنیایی صد درصد واقعی رو برای بازیکنها شبیهسازی میکرد. تو چرخهی بیپایان مرگ و زندگیِ دوباره تو بازیای که خروج ازش غیرممکن به نظر میرسید، و برای فرار از میدون جنگی که دست کمی از جهنم نداشت، یوشین آمادهی مبارزه شد...»
I Became a Renowed Familys Sword Prodigy
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
Spirit Sacrifice The Path to Godhoo
هانوو به دنیایی فرستاده میشه که همه میتونن موجود والا بشن. او توانایی فدا کردن زندگی رو به دست میاره. قبیلهاش در ابتدا ناچیز و کوچکه پس برای تغییر سرنوشت با بهشت، بدون هیچ قدرت، جایگاه، و پولی قرارداد میبنده. تا وقتی یاران کافی داشته باشه، میتونه قدرتش رو با قربانی کردن افزایش بده و یک موجود والا بشه
هانوو به دنیایی فرستاده میشه که همه میتونن موجود والا بشن. او توانایی فدا کردن زندگی رو به دست میاره. قبیلهاش در ابتدا ناچیز و کوچکه پس برای تغییر سرنوشت با بهشت، بدون هیچ قدرت، جایگاه، و پولی قرارداد میبنده. تا وقتی یاران کافی داشته باشه، میتونه قدرتش رو با قربانی کردن افزایش بده و یک موجود والا بشه
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
Rise From The Rubble
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
I will Seduce the Northern Duke
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...