The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
Maybe Meant to Bee
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
This Girl is a Little Wild
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
The Maid and The Vampire
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
The Deathless
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
She May Not Be Cute
بعد از خیانت نامزدش و فرارش به پله های محراب ،اون دیگه اعتمادی به عشق نداره ، اما دو سال بعد ، اتفاقی میوفته که انتظارش رو نداره و باورش رو تغییر میده ، کسی که برادر کوچکتر قلمداد می کرد ، دوباره برمی گرده و …
بعد از خیانت نامزدش و فرارش به پله های محراب ،اون دیگه اعتمادی به عشق نداره ، اما دو سال بعد ، اتفاقی میوفته که انتظارش رو نداره و باورش رو تغییر میده ، کسی که برادر کوچکتر قلمداد می کرد ، دوباره برمی گرده و …
Killing my love
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
عاشقان به بی رحمانه ترین شکل ممکن مرده اند. قربانیان را جوری تکه تکه کردن، که انگار بدنشان منفجر شده . آندریا و ایان صرفاً تماشاگران این نمایش بودن تا اینکه یک سوء تفاهم آنها را به بازی "کشتن عشق من" (KML) انداخت! این یه بازیه که از عشق برای دامن زدن به قتل استفاده می کنه! به هر تیم از جفت ها اهدافی داده می شه که باید آنها را بکشند... وگرنه.... و آری این جهنم تازه شروع شده است !!
I will Seduce the Northern Duke
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
A Tender Heart The Story Of How I Became A Dukes Maid
خلاصه: دختری بعد از خواندن یه رمان تراژدی درمورد پسری که در زندگیش بدبختی زیادی کشیده خیلی غمگین میشه و از ته قلبش دعا میکنه که کاش داستان یه جور دیگه میشد و فردای آن روز وقتی از خواب بیدار میشه خودشو در لباس خدمتکاری میبینه و....
خلاصه: دختری بعد از خواندن یه رمان تراژدی درمورد پسری که در زندگیش بدبختی زیادی کشیده خیلی غمگین میشه و از ته قلبش دعا میکنه که کاش داستان یه جور دیگه میشد و فردای آن روز وقتی از خواب بیدار میشه خودشو در لباس خدمتکاری میبینه و....
After Tasting It Gulp
تو این شرایط غذا میخوری؟ البته تا زمانی که بمیرم باید طعمشو بچشم یکی میخوای؟ اون در رمانی به عنوان لوانا شاهزاده خانم رها شده تناسخ یافت و مرگ اون از قبل قطعی شده بود اون فقط میخواست مردم رو در مورد استعداد آشپزیش مطلع کنه اما به دلیل گوشت پنیری اونو به عنوان یک جادوگر اشتباه نگرفتند ژنرال ارتش فاتح دوک لژیون که حس چشایی خودشو از دست داده بود اونو به خاطر تند تندهای خارق العادش و شکستن نفرینی که نسل به نسل نازل شده بود به امپراتوری برد خوشمزست نه ؟ همونو برای شام آماده کن اون خوشحال بود که می تونست به اندازه دلخواه غذای خوشمزه بپزه و بخوره... اما حالا می خواست از لژیون نیز مراقبت کنه سه وعده در روز بخور و حتما دسر درست کن............
تو این شرایط غذا میخوری؟ البته تا زمانی که بمیرم باید طعمشو بچشم یکی میخوای؟ اون در رمانی به عنوان لوانا شاهزاده خانم رها شده تناسخ یافت و مرگ اون از قبل قطعی شده بود اون فقط میخواست مردم رو در مورد استعداد آشپزیش مطلع کنه اما به دلیل گوشت پنیری اونو به عنوان یک جادوگر اشتباه نگرفتند ژنرال ارتش فاتح دوک لژیون که حس چشایی خودشو از دست داده بود اونو به خاطر تند تندهای خارق العادش و شکستن نفرینی که نسل به نسل نازل شده بود به امپراتوری برد خوشمزست نه ؟ همونو برای شام آماده کن اون خوشحال بود که می تونست به اندازه دلخواه غذای خوشمزه بپزه و بخوره... اما حالا می خواست از لژیون نیز مراقبت کنه سه وعده در روز بخور و حتما دسر درست کن............
Adelaides La Dolce
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...
ادلاید کامیل بربن دختری که تناسخ پیدا کرده و پس از هفده سال زندگی دوباره به پایتخت میره و همینجوری الکی و یهویی برای کمک به دوک ، نامزدش میشه تا ...
The Reason Why Raeliana Ended up at the Dukes Mansion
پارک ایون ها طی یک اتفاق مرموز کشته می شه و وقتی چشم هاشو باز می کنه متوجه می شه که داخل یکی از رمان های معروفیه که قبلا خونده و الآن یکی از شخصیت های رمان به نام ریلیانا مک میلانه، ایون ها فکر می کنه که مرگش به نوعی با دنیای درون رمان مرتبطه و سعی داره این ارتباط رو پیدا کنه تا بتونه به دنیای خودش برگرده ولی در این بین ریلیانا هم برخلاف ظاهرش شخصیت عادی ای نیست و خطراتی تهدیدش می کنه که فقط ایون ها از اونا خبر داره.…
پارک ایون ها طی یک اتفاق مرموز کشته می شه و وقتی چشم هاشو باز می کنه متوجه می شه که داخل یکی از رمان های معروفیه که قبلا خونده و الآن یکی از شخصیت های رمان به نام ریلیانا مک میلانه، ایون ها فکر می کنه که مرگش به نوعی با دنیای درون رمان مرتبطه و سعی داره این ارتباط رو پیدا کنه تا بتونه به دنیای خودش برگرده ولی در این بین ریلیانا هم برخلاف ظاهرش شخصیت عادی ای نیست و خطراتی تهدیدش می کنه که فقط ایون ها از اونا خبر داره.…
Lies Become You
به هیچ عنوان عاشق دروغ نشو. لِیسی بعد از اتمام آخرین حیله اش آماده بود که از زندگی عالیش لذت ببره. اما متأسفانه، آخرین مشتریش به اون خیانت کرد، و الان جایزه ای برای سر اون در نظر گرفته شده! لیسی برای فرار از یه کشتی بالا رفت، غافل از اینکه اون کشتی متعلق به پرنس هالید بود.
به هیچ عنوان عاشق دروغ نشو. لِیسی بعد از اتمام آخرین حیله اش آماده بود که از زندگی عالیش لذت ببره. اما متأسفانه، آخرین مشتریش به اون خیانت کرد، و الان جایزه ای برای سر اون در نظر گرفته شده! لیسی برای فرار از یه کشتی بالا رفت، غافل از اینکه اون کشتی متعلق به پرنس هالید بود.
Foam Of The Waves
لطفا منو نبخش "بعد از اینکه وحشیانه توسط معشوقهاش به قتل رسید، هفت سال بعدش مارگارت به عنوان"مَگ" متولد شد کسی که هیچ ایدهای نداره دنیای اون بیرون چجوریه، میتونه زندگی جدیدشو بپذیره....؟ حقیقت پشت مرگش رو چطور؟
لطفا منو نبخش "بعد از اینکه وحشیانه توسط معشوقهاش به قتل رسید، هفت سال بعدش مارگارت به عنوان"مَگ" متولد شد کسی که هیچ ایدهای نداره دنیای اون بیرون چجوریه، میتونه زندگی جدیدشو بپذیره....؟ حقیقت پشت مرگش رو چطور؟