محبوبترین آثار سیاه سفید
Ao no Hako
Sousou no Frieren
Tokyo Revengers
Jujutsu Kaisen
Kaijuu 8-gou
SPY×FAMILY
Akatsuki no Yona
Haikyuu!!
Kimetsu no Yaiba
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
سیاه سفید (78 اثر)
SPY×FAMILY
برای مأمور مخفی معروف به «تویلایت»، هیچ دستوری بیش از حد دشوار نیست اگر هدف آن برقراری صلح باشد. او که بهعنوان بهترین جاسوس کشور وستالیس فعالیت میکند، بیوقفه تلاش میکند تا از آغاز جنگی توسط تندروها با کشور همسایه، اوستانیا، جلوگیری کند.
در آخرین مأموریتش، تویلایت باید یک سیاستمدار اوستانی به نام «داناوان دزماند» را زیر نظر بگیرد. اما راه انجام این کار، نفوذ به مدرسهی فرزند او – مدرسهی معتبر «آکادمی اِدن» – است. بدین ترتیب، او با دشوارترین مأموریت زندگیاش روبهرو میشود: ازدواج کند، بچهدار شود و نقش یک خانواده را بازی کند!
تویلات که هویتی جعلی به نام «لوید فورجر» برای خود میسازد، دختری یتیم به نام «آنیا» را به فرزندی میپذیرد تا نقش دختر ششسالهاش را بازی کند و در آکادمی ادن ثبتنام شود. برای نقش همسر، او با زنی به نام «یور بریار» آشنا میشود؛ کارمند سادهدلی که خودش هم برای جلب توجه اطرافیان نیاز به یک شریک جعلی دارد.
اما تنها لوید نیست که رازی در دل دارد. یور در واقع یک آدمکش حرفهای با نام مستعار «شاهزادهی خار» است. ازدواج با لوید برای او بهترین پوشش ممکن به شمار میرود. از طرفی، آنیا هم آنطور که بهنظر میرسد یک دختر معمولی نیست؛ او یک «ایسپِر» (توانای ذهنخوانی) است، نتیجهی آزمایشهایی سری که به او اجازه میدهد افکار دیگران را بخواند.
اگرچه آنیا حقیقت هویت والدین جدیدش را میفهمد، ولی از اینکه پدر و مادرش آدمهای خفن و سری هستند، بهشدت هیجانزده است! البته هرگز به آنها چیزی نمیگوید، چون نمیخواهد بازی خراب شود.
اینگونه، در قالب خانوادهای به نام «فورجرها»، یک جاسوس، یک قاتل، و یک ذهنخوان باید در نقش خانوادهای عادی ظاهر شوند، در حالیکه هر کدام دنبال اهداف مخفی خود هستند. اما در میان این نقشبازیها و دروغها، کمکم درمییابند که معنای خانواده چیزی فراتر از پیوندهای خونی است.
برای مأمور مخفی معروف به «تویلایت»، هیچ دستوری بیش از حد دشوار نیست اگر هدف آن برقراری صلح باشد. او که بهعنوان بهترین جاسوس کشور وستالیس فعالیت میکند، بیوقفه تلاش میکند تا از آغاز جنگی توسط تندروها با کشور همسایه، اوستانیا، جلوگیری کند.
در آخرین مأموریتش، تویلایت باید یک سیاستمدار اوستانی به نام «داناوان دزماند» را زیر نظر بگیرد. اما راه انجام این کار، نفوذ به مدرسهی فرزند او – مدرسهی معتبر «آکادمی اِدن» – است. بدین ترتیب، او با دشوارترین مأموریت زندگیاش روبهرو میشود: ازدواج کند، بچهدار شود و نقش یک خانواده را بازی کند!
تویلات که هویتی جعلی به نام «لوید فورجر» برای خود میسازد، دختری یتیم به نام «آنیا» را به فرزندی میپذیرد تا نقش دختر ششسالهاش را بازی کند و در آکادمی ادن ثبتنام شود. برای نقش همسر، او با زنی به نام «یور بریار» آشنا میشود؛ کارمند سادهدلی که خودش هم برای جلب توجه اطرافیان نیاز به یک شریک جعلی دارد.
اما تنها لوید نیست که رازی در دل دارد. یور در واقع یک آدمکش حرفهای با نام مستعار «شاهزادهی خار» است. ازدواج با لوید برای او بهترین پوشش ممکن به شمار میرود. از طرفی، آنیا هم آنطور که بهنظر میرسد یک دختر معمولی نیست؛ او یک «ایسپِر» (توانای ذهنخوانی) است، نتیجهی آزمایشهایی سری که به او اجازه میدهد افکار دیگران را بخواند.
اگرچه آنیا حقیقت هویت والدین جدیدش را میفهمد، ولی از اینکه پدر و مادرش آدمهای خفن و سری هستند، بهشدت هیجانزده است! البته هرگز به آنها چیزی نمیگوید، چون نمیخواهد بازی خراب شود.
اینگونه، در قالب خانوادهای به نام «فورجرها»، یک جاسوس، یک قاتل، و یک ذهنخوان باید در نقش خانوادهای عادی ظاهر شوند، در حالیکه هر کدام دنبال اهداف مخفی خود هستند. اما در میان این نقشبازیها و دروغها، کمکم درمییابند که معنای خانواده چیزی فراتر از پیوندهای خونی است.
Kimetsu no Yaiba
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.
Billy Bat
کوین یاماگاتا خالق کمیک آمریکایی «بیلی بت» است، که در آن یک خفاش انسانگون در ماجراهای مختلف نقش اصلی را دارد. پس از یک ملاقات کوتاه با پلیس، کوین به ژاپن بازمیگردد—جایی که در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان مترجم برای نیروهای متفقین خدمت کرده بود—تا منشأ کمیک خود و توطئهای چندنسلی با ریشهای بسیار ماورایی را کشف کند. با پیشرفت داستان، جابهجاییهای زمانی بهصورت غیرخطی به جلو و عقب اتفاق میافتند و راز علامتهای خفاش، رویدادهای تاریخی ناشی از تأثیر آنها و کسانی که دچار تواناییهای پیشگویانهشان شدهاند، آشکار میشود.
کوین یاماگاتا خالق کمیک آمریکایی «بیلی بت» است، که در آن یک خفاش انسانگون در ماجراهای مختلف نقش اصلی را دارد. پس از یک ملاقات کوتاه با پلیس، کوین به ژاپن بازمیگردد—جایی که در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان مترجم برای نیروهای متفقین خدمت کرده بود—تا منشأ کمیک خود و توطئهای چندنسلی با ریشهای بسیار ماورایی را کشف کند. با پیشرفت داستان، جابهجاییهای زمانی بهصورت غیرخطی به جلو و عقب اتفاق میافتند و راز علامتهای خفاش، رویدادهای تاریخی ناشی از تأثیر آنها و کسانی که دچار تواناییهای پیشگویانهشان شدهاند، آشکار میشود.
Ao no Hako
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
Kisu Shitai Otoko
حتماً، در اینجا یک ترجمه ملایمتر و غیرجنجالیتر:
لئو که بهصورت پارهوقت کار میکند، علاقه زیادی به آنجلینا جولی پیدا کرده و تصمیم گرفته برای سفر به آمریکا پسانداز کند تا بتواند او را از نزدیک ببیند... و شاید دیداری کوتاه با او داشته باشد؟ پشت این احساسات پرشور او چه چیزی نهفته است؟
حتماً، در اینجا یک ترجمه ملایمتر و غیرجنجالیتر:
لئو که بهصورت پارهوقت کار میکند، علاقه زیادی به آنجلینا جولی پیدا کرده و تصمیم گرفته برای سفر به آمریکا پسانداز کند تا بتواند او را از نزدیک ببیند... و شاید دیداری کوتاه با او داشته باشد؟ پشت این احساسات پرشور او چه چیزی نهفته است؟
Takopii no Genzai
مهمانی از سیارهی خوشبختی، بیگانهای به نام تاکوپی، به زمین میاد تا شادی رو در سراسر جهان پخش کنه. اون با شیزوکا آشنا میشه، دختری که هیچوقت لبخند نمیزنه. به نظر میرسه شیزوکا تو مدرسه و رابطه با دوستاش کلی دردسر داره... حالا تاکوپی سادهدل قراره با چه چیزهایی روبهرو بشه؟ ماجرایی شگفتانگیز در راهه!
مهمانی از سیارهی خوشبختی، بیگانهای به نام تاکوپی، به زمین میاد تا شادی رو در سراسر جهان پخش کنه. اون با شیزوکا آشنا میشه، دختری که هیچوقت لبخند نمیزنه. به نظر میرسه شیزوکا تو مدرسه و رابطه با دوستاش کلی دردسر داره... حالا تاکوپی سادهدل قراره با چه چیزهایی روبهرو بشه؟ ماجرایی شگفتانگیز در راهه!
Kokou no Hito
در اولین روز انتقالش به یک دبیرستان جدید، پسری منزوی به نام «موری بونتارو» توسط یکی از همکلاسیهایش ترغیب میشود تا از ساختمان مدرسه بالا برود. با اینکه میداند تنها یک لغزش ممکن است او را به کام مرگ بفرستد، به صعود ادامه میدهد. وقتی بالاخره به پشتبام میرسد، حس رضایت عمیقی را تجربه میکند — حسی که گویی به او میگوید: «زندهای!»
همین احساس، جرقهای میشود برای تولد شور و هیجانش نسبت به صخرهنوردی.
در اولین روز انتقالش به یک دبیرستان جدید، پسری منزوی به نام «موری بونتارو» توسط یکی از همکلاسیهایش ترغیب میشود تا از ساختمان مدرسه بالا برود. با اینکه میداند تنها یک لغزش ممکن است او را به کام مرگ بفرستد، به صعود ادامه میدهد. وقتی بالاخره به پشتبام میرسد، حس رضایت عمیقی را تجربه میکند — حسی که گویی به او میگوید: «زندهای!»
همین احساس، جرقهای میشود برای تولد شور و هیجانش نسبت به صخرهنوردی.
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
Chi no Wadachi
«سیایچی اوسابه» یک پسر ۱۴ سالهی معمولیست—هرچند کمی گوشهگیر—که با مادری زیبا و مهربان و پدری سختکوش زندگی میکند. پیوند بین او و مادرش، پیوندی محکم و ناگسستنی است. اما پس از حادثهای مربوط به پسرعمویش، بذر تردید در ذهن سیایچی کاشته میشود. او کمکم از خود میپرسد: آیا محبت بیحد و حصر مادرش، عشق مادریِ طبیعیست یا چیزی نگرانکننده و ناسالم؟
مرز میان عشق مادری و شیفتگی بیمارگونه کجاست؟ و وقتی تمام چیزی که در زندگی شناختهای، فقط و فقط عشق مادرانه بوده، چطور میتوانی آن مرز را تشخیص دهی؟
«سیایچی اوسابه» یک پسر ۱۴ سالهی معمولیست—هرچند کمی گوشهگیر—که با مادری زیبا و مهربان و پدری سختکوش زندگی میکند. پیوند بین او و مادرش، پیوندی محکم و ناگسستنی است. اما پس از حادثهای مربوط به پسرعمویش، بذر تردید در ذهن سیایچی کاشته میشود. او کمکم از خود میپرسد: آیا محبت بیحد و حصر مادرش، عشق مادریِ طبیعیست یا چیزی نگرانکننده و ناسالم؟
مرز میان عشق مادری و شیفتگی بیمارگونه کجاست؟ و وقتی تمام چیزی که در زندگی شناختهای، فقط و فقط عشق مادرانه بوده، چطور میتوانی آن مرز را تشخیص دهی؟
Yotsuba to!
در حالی که بیشتر مردم دنیا را عادی و پیشپاافتاده میبینند، یوتسوبا کوئیوای پنجساله آن را گنجینهای سرشار از هیاهوی شگفتانگیز و مکانهایی جذاب برای کشف کردن میداند. وقتی او همراه با پدرخواندهاش، یوسوکه، به شهری جدید نقل مکان میکند، این دختر پرانرژی بهطور طبیعی تصمیم میگیرد محلهی اطراف را خودش کشف کند.
پس از چند اتفاق جالب در پارک محلی، خانواده کوئیوای با همسایههای خود، یعنی خانوادهی آیاسه آشنا میشوند. سه دختر خانواده آیاسه—آساگی دانشجوی بازیگوش، فوکا دانشآموز مسئول دبیرستانی، و اِنا دختری مهربان در مقطع ابتدایی—بهتدریج دلشان با یوتسوبا گرم میشود و علیرغم رفتارهای عجیب و غریب او، در ماجراجوییهایش شریک میشوند.
از یاد گرفتن نحوهی تاب بازی کردن گرفته تا تلاش برای متوقف کردن گرم شدن زمین با کولر! یوتسوبا با دیدگاه خاص و شادش به زندگی، اطرافیانش را همزمان شگفتزده و سردرگم میکند. با همراهی یوسوکه، خانواده آیاسه و دوستانی که در مسیرش پیدا میکند، یوتسوبا هر روز ماجراجویی تازهای را آغاز میکند—هر کدام گامی برای لذت بردن از چیزهای سادهی زندگی.
نوشته شده بر اساس بازنویسی MyAnimeList
در حالی که بیشتر مردم دنیا را عادی و پیشپاافتاده میبینند، یوتسوبا کوئیوای پنجساله آن را گنجینهای سرشار از هیاهوی شگفتانگیز و مکانهایی جذاب برای کشف کردن میداند. وقتی او همراه با پدرخواندهاش، یوسوکه، به شهری جدید نقل مکان میکند، این دختر پرانرژی بهطور طبیعی تصمیم میگیرد محلهی اطراف را خودش کشف کند.
پس از چند اتفاق جالب در پارک محلی، خانواده کوئیوای با همسایههای خود، یعنی خانوادهی آیاسه آشنا میشوند. سه دختر خانواده آیاسه—آساگی دانشجوی بازیگوش، فوکا دانشآموز مسئول دبیرستانی، و اِنا دختری مهربان در مقطع ابتدایی—بهتدریج دلشان با یوتسوبا گرم میشود و علیرغم رفتارهای عجیب و غریب او، در ماجراجوییهایش شریک میشوند.
از یاد گرفتن نحوهی تاب بازی کردن گرفته تا تلاش برای متوقف کردن گرم شدن زمین با کولر! یوتسوبا با دیدگاه خاص و شادش به زندگی، اطرافیانش را همزمان شگفتزده و سردرگم میکند. با همراهی یوسوکه، خانواده آیاسه و دوستانی که در مسیرش پیدا میکند، یوتسوبا هر روز ماجراجویی تازهای را آغاز میکند—هر کدام گامی برای لذت بردن از چیزهای سادهی زندگی.
نوشته شده بر اساس بازنویسی MyAnimeList
Seeds of Anxiety +
ادامه Fuan no Tane از داستانهای کوتاه و دلهرهآور که به افسانههای شهری، ارواح و خرافات میپردازند و همگی حول یک تم خاص (مانند مدرسه، بازدیدکنندگان و غیره) سامان یافتهاند.
ادامه Fuan no Tane از داستانهای کوتاه و دلهرهآور که به افسانههای شهری، ارواح و خرافات میپردازند و همگی حول یک تم خاص (مانند مدرسه، بازدیدکنندگان و غیره) سامان یافتهاند.
Seeds of Anxiety
مجموعهای از داستانهای بسیار کوتاه و عمدتاً فضاساز که به افسانههای شهری، ارواح و خرافات میپردازند و همگی حول یک تم خاص (مانند مدرسه، بازدیدکنندگان و غیره) سازماندهی شدهاند. برخی از این داستانها تنها دو صفحه هستند
مجموعهای از داستانهای بسیار کوتاه و عمدتاً فضاساز که به افسانههای شهری، ارواح و خرافات میپردازند و همگی حول یک تم خاص (مانند مدرسه، بازدیدکنندگان و غیره) سازماندهی شدهاند. برخی از این داستانها تنها دو صفحه هستند
Attack on Titan
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
Jujutsu Kaisen 0
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند