محبوبترین آثار رنگی
Magic Emperor
Who Made Me a Princess
Solo Leveling
The Beginning After the End
The Swordmaster’s Son
The Stellar Swordmaster
Overgeared
The Extra’s Academy Survival Guide
Sandmancer of the Scorched Desert
Death is the only ending for a villainess
رنگی (249 اثر)
The Reason Why Raeliana Ended up at the Dukes Mansion
پارک ایون ها طی یک اتفاق مرموز کشته می شه و وقتی چشم هاشو باز می کنه متوجه می شه که داخل یکی از رمان های معروفیه که قبلا خونده و الآن یکی از شخصیت های رمان به نام ریلیانا مک میلانه، ایون ها فکر می کنه که مرگش به نوعی با دنیای درون رمان مرتبطه و سعی داره این ارتباط رو پیدا کنه تا بتونه به دنیای خودش برگرده ولی در این بین ریلیانا هم برخلاف ظاهرش شخصیت عادی ای نیست و خطراتی تهدیدش می کنه که فقط ایون ها از اونا خبر داره.…
پارک ایون ها طی یک اتفاق مرموز کشته می شه و وقتی چشم هاشو باز می کنه متوجه می شه که داخل یکی از رمان های معروفیه که قبلا خونده و الآن یکی از شخصیت های رمان به نام ریلیانا مک میلانه، ایون ها فکر می کنه که مرگش به نوعی با دنیای درون رمان مرتبطه و سعی داره این ارتباط رو پیدا کنه تا بتونه به دنیای خودش برگرده ولی در این بین ریلیانا هم برخلاف ظاهرش شخصیت عادی ای نیست و خطراتی تهدیدش می کنه که فقط ایون ها از اونا خبر داره.…
The Executioner
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
Lies Become You
به هیچ عنوان عاشق دروغ نشو. لِیسی بعد از اتمام آخرین حیله اش آماده بود که از زندگی عالیش لذت ببره. اما متأسفانه، آخرین مشتریش به اون خیانت کرد، و الان جایزه ای برای سر اون در نظر گرفته شده! لیسی برای فرار از یه کشتی بالا رفت، غافل از اینکه اون کشتی متعلق به پرنس هالید بود.
به هیچ عنوان عاشق دروغ نشو. لِیسی بعد از اتمام آخرین حیله اش آماده بود که از زندگی عالیش لذت ببره. اما متأسفانه، آخرین مشتریش به اون خیانت کرد، و الان جایزه ای برای سر اون در نظر گرفته شده! لیسی برای فرار از یه کشتی بالا رفت، غافل از اینکه اون کشتی متعلق به پرنس هالید بود.
Invisible People
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
Foam Of The Waves
لطفا منو نبخش "بعد از اینکه وحشیانه توسط معشوقهاش به قتل رسید، هفت سال بعدش مارگارت به عنوان"مَگ" متولد شد کسی که هیچ ایدهای نداره دنیای اون بیرون چجوریه، میتونه زندگی جدیدشو بپذیره....؟ حقیقت پشت مرگش رو چطور؟
لطفا منو نبخش "بعد از اینکه وحشیانه توسط معشوقهاش به قتل رسید، هفت سال بعدش مارگارت به عنوان"مَگ" متولد شد کسی که هیچ ایدهای نداره دنیای اون بیرون چجوریه، میتونه زندگی جدیدشو بپذیره....؟ حقیقت پشت مرگش رو چطور؟
Father I Dont Want to Get Married
من به عنوان یه شرور که توی رمانی که خونده بودم تناسخ پیدا کردم، جوبلیان الوی فلوین. من قرار بود که بمیرم، ولی نه! با خاطراتی که از زندگی قبلیم دارم، از چنگال مرگ رد میشم! ”با مردی ازدواج نمیکنم که هیچ افتخاری، خانواده، دارایی، و هیچ قدرتی نداره “. منم که با خودم عهد بستم که یه زندگی مجلل و باشکوه واسه خودم میسازم ، ولی جرا پدرم ولیعهد رو به عنوان نامزدم انتخاب کرده؟!
من به عنوان یه شرور که توی رمانی که خونده بودم تناسخ پیدا کردم، جوبلیان الوی فلوین. من قرار بود که بمیرم، ولی نه! با خاطراتی که از زندگی قبلیم دارم، از چنگال مرگ رد میشم! ”با مردی ازدواج نمیکنم که هیچ افتخاری، خانواده، دارایی، و هیچ قدرتی نداره “. منم که با خودم عهد بستم که یه زندگی مجلل و باشکوه واسه خودم میسازم ، ولی جرا پدرم ولیعهد رو به عنوان نامزدم انتخاب کرده؟!
من یه روحم، روحی سرگردان توی بیمارستان! سالهاست که با کسی حرف نزدم، ولی یه روز یه دختر نابینا رو دیدم و ... "چطوری متوجه حضورم میشی ؟! " "خب چون تو بوی شیرینی میدی"
Blue Sky Song
پسر چشم سرخ، اسرار آمیز و به ظاهر عادی ناگهان با فرشته ای روبرو می شه که چشمانی به رنگ و قشنگی آسمان آبی داره. اگرچه هر دو از نظرشون طرف مقابلشون آشنا به نظر میاد و انگار هم روداز قبل میشناسن، اما نمی تونن خاطرات خودشون رو که در افق دور خوابیده و پنهان شده، پیدا کنن!! یعنی این عاشقان که یک بار دیگر به عنوان دشمن روبروی هم قرار میگیرن، قرار چه مسیری رو طی کنند؟! این آغاز یک سفر خارق العاده پر از سحر و جادو و جدال، برای رد شدن از اسمان هاست!
پسر چشم سرخ، اسرار آمیز و به ظاهر عادی ناگهان با فرشته ای روبرو می شه که چشمانی به رنگ و قشنگی آسمان آبی داره. اگرچه هر دو از نظرشون طرف مقابلشون آشنا به نظر میاد و انگار هم روداز قبل میشناسن، اما نمی تونن خاطرات خودشون رو که در افق دور خوابیده و پنهان شده، پیدا کنن!! یعنی این عاشقان که یک بار دیگر به عنوان دشمن روبروی هم قرار میگیرن، قرار چه مسیری رو طی کنند؟! این آغاز یک سفر خارق العاده پر از سحر و جادو و جدال، برای رد شدن از اسمان هاست!
Attic Princess
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
Welcome To Home
هیچ چیز آشنا به نظر نمیرسه، قرصی که اون فکر می کرد باعث می شه تو خانه احساس بهتری کنه، در عوض همه چیز رو به یه کابوس تبدیل کرده!!
هیچ چیز آشنا به نظر نمیرسه، قرصی که اون فکر می کرد باعث می شه تو خانه احساس بهتری کنه، در عوض همه چیز رو به یه کابوس تبدیل کرده!!
Kind fairy bird
"تو عروس جن نمیشی؟" در یانگ آن ، پایتخت امپراتوری سلسله شون ، شایعات از الهه ای وجود دارد که آواز می خواند که آرزو های شما را در رویاهایتان برآورده میکند ، اگر از یک فروشگاه داروی خاص بازدید کنید. برای تأیید این ، سا هئون یونگ ، که وضعیت خود را به عنوان عضو خانواده سلطنتی پنهان می کند ، می رود تا الهه شایعات را پیدا کند. پس از گوش دادن به آهنگ او ، او مشتاق میشود ، به طوری که انگار از یک بیماری رنج می برد ... مردی که باید هویت خود را زیر یک ماسک جن بکشد ؛ و یک زن که هیچ نام یا عاشقی ندارد و تنها برای انتقامی به اراده مادرش زندگی می کند. یک داستان عاشقانه بین یک مرد و یک زن که تنها کسانی هستند که می توانند به طور کامل یکدیگر را درک کنند...
"تو عروس جن نمیشی؟" در یانگ آن ، پایتخت امپراتوری سلسله شون ، شایعات از الهه ای وجود دارد که آواز می خواند که آرزو های شما را در رویاهایتان برآورده میکند ، اگر از یک فروشگاه داروی خاص بازدید کنید. برای تأیید این ، سا هئون یونگ ، که وضعیت خود را به عنوان عضو خانواده سلطنتی پنهان می کند ، می رود تا الهه شایعات را پیدا کند. پس از گوش دادن به آهنگ او ، او مشتاق میشود ، به طوری که انگار از یک بیماری رنج می برد ... مردی که باید هویت خود را زیر یک ماسک جن بکشد ؛ و یک زن که هیچ نام یا عاشقی ندارد و تنها برای انتقامی به اراده مادرش زندگی می کند. یک داستان عاشقانه بین یک مرد و یک زن که تنها کسانی هستند که می توانند به طور کامل یکدیگر را درک کنند...
I Tamed My Ex-Husbands Mad Dog
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بقیهی دانش آموزایی که از هوبین یو، که یه دانش آموز بدرد نخوره، سر ترن همیشه بهش زور میگن و از اونجایی که زندگیش به اندازهی کافی سخت هست، اونم نا دیده میگیرشون. ولی طی یه اتفاق تصادفی زندگیش دگرگون میشه و یه ویدئوی وایرال ازش پخش میشه که البته خودش قصد پخششو نداشته. نتیجهی همهی این اتفاقا این میشه که هوبین معروف میشه و میتونه پول واقعی با اون ویدئو بدست بیاره. ولی هوبین که نمیتونه دوباره همون کارو بکنه، میتونه؟ بعد از این اتفاق هوبین نقشهای میکشه که بتونه بازم ویدئوهایی درست کنه که مردم نگاه کنن و برای این کار، باید یاد بگیره چجوری دعوا کنه!
بقیهی دانش آموزایی که از هوبین یو، که یه دانش آموز بدرد نخوره، سر ترن همیشه بهش زور میگن و از اونجایی که زندگیش به اندازهی کافی سخت هست، اونم نا دیده میگیرشون. ولی طی یه اتفاق تصادفی زندگیش دگرگون میشه و یه ویدئوی وایرال ازش پخش میشه که البته خودش قصد پخششو نداشته. نتیجهی همهی این اتفاقا این میشه که هوبین معروف میشه و میتونه پول واقعی با اون ویدئو بدست بیاره. ولی هوبین که نمیتونه دوباره همون کارو بکنه، میتونه؟ بعد از این اتفاق هوبین نقشهای میکشه که بتونه بازم ویدئوهایی درست کنه که مردم نگاه کنن و برای این کار، باید یاد بگیره چجوری دعوا کنه!
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
The Lady And The Beast
من ، امپراتریس مارتینا ، به عنوان اخرین جادوگر بازمانده از قوم لتا انتقاممو از امپراطوری بلانش گرفتم و امپراطوری خودمو تاسیس کردم. 100 سال بعد از مرگم به عنوان آستینا ، دختر کنت دوباره متولد شدم ولی چند سال بعد بخاطر ورشکستگی خانوادمون به جای خواهرم کانا ، طبق یه قرارداد مجبور به ازدواج با دوک نفرین شده ی آتالنتا ، یه هیولای خون خوار شدم ... اونم فقط برای ایجاد یه وارث برای خاندان آتالنتا اما آیا قرارداد طبق برنامه پیش میره؟
من ، امپراتریس مارتینا ، به عنوان اخرین جادوگر بازمانده از قوم لتا انتقاممو از امپراطوری بلانش گرفتم و امپراطوری خودمو تاسیس کردم. 100 سال بعد از مرگم به عنوان آستینا ، دختر کنت دوباره متولد شدم ولی چند سال بعد بخاطر ورشکستگی خانوادمون به جای خواهرم کانا ، طبق یه قرارداد مجبور به ازدواج با دوک نفرین شده ی آتالنتا ، یه هیولای خون خوار شدم ... اونم فقط برای ایجاد یه وارث برای خاندان آتالنتا اما آیا قرارداد طبق برنامه پیش میره؟