محبوبترین آثار مانگا
Blue Lock
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
Jujutsu Kaisen
Kingdom
SPY×FAMILY
Oshi no Ko
Ao no Hako
Jibaku Shounen Hanako-kun
Witch Hat Atelier
Tokyo Revengers
مانگا (133 اثر)
Ayashimon
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
Yamada-kun to Lv999 no Koi wo Suru
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟
Witch Hat Atelier
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
Yuukoku no Moriarty
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
Disney Twisted-Wonderland the Comic: Episode of Heartslabyul
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
Versus
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
17-21: Fujimoto Tatsuki Tanpenshuu
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
Yuukoku no Moriarty: The Remains
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
Solanin
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
Sekiro Gaiden: Shinazu Hanbei
دوران سنگوکو...
زمانهای که باختن در یک نبرد، به معنای از دست دادن همهچیز بود.
«قدیس شمشیر»، ایشین آشینا، در پی تسلط بر سراسر جهان است...
تا اینکه با ساموراییِ خاصی روبهرو میشود...
دوران سنگوکو...
زمانهای که باختن در یک نبرد، به معنای از دست دادن همهچیز بود.
«قدیس شمشیر»، ایشین آشینا، در پی تسلط بر سراسر جهان است...
تا اینکه با ساموراییِ خاصی روبهرو میشود...
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
All You Need Is Kill
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
Komi-san wa, Comyushou desu.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.