محبوبترین آثار 2010
Tower of God
Kintoki: Kinmezoku no Toki
Blood Soul
2010 (5 اثر)
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Kintoki: Kinmezoku no Toki
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
Blood Soul
فرمان کلیسای «ون هلسینگ» مصمم است همهی موجودات ماورایی را نابود کند—و همچنین هر کس دیگری را که سر راهشان قرار گیرد. اما مردی نقرهموی و خونآشامی سرخموی منتظر نمیمانند تا کلیسا سراغشان بیاید! در جریان آخرین حملهشان به یک جوخهی «پاکسازی» ون هلسینگ، آنها ناخواسته جان یک انسان را نجات میدهند...
فرمان کلیسای «ون هلسینگ» مصمم است همهی موجودات ماورایی را نابود کند—و همچنین هر کس دیگری را که سر راهشان قرار گیرد. اما مردی نقرهموی و خونآشامی سرخموی منتظر نمیمانند تا کلیسا سراغشان بیاید! در جریان آخرین حملهشان به یک جوخهی «پاکسازی» ون هلسینگ، آنها ناخواسته جان یک انسان را نجات میدهند...
سال ۲۷۱۸ طبق تقویم امپراتوری است و «زیپانگ» (ژاپن) در نبردی عظیم با «ماجینکی»ها—وحشتهایی از آسمان که نیمهحیوان و نیمهماشیناند—فروپاشیده است. مردم که یکدیگر را آزرده و اخلاق خود را تباه کردهاند و دیگر آیندهای نمیبینند، برای زنده ماندن هر روز تلاش میکنند. جنگ ۷۰٪ از نژاد بشر را نابود کرد، اما در میان این تاریکی، هفت عضو «قبیله زایل» سر برآوردند تا رستگاری را برای انسانها به ارمغان بیاورند.
اکنون، ۵۰۰ سال بعد در سال ۳۲۱۸، سایههای شوم «ماجینکی» بار دیگر بر آنها سایه افکندهاند. این داستان «اکزامورای» است، داستان قبیله زایل، که تا پای جان برای محافظت از عشق، رؤیاها و خوشبختی خود خواهند جنگید. پس از ۵۰۰ سال بقا از وقایع ۲۷۱۸، نبرد نهایی هفت عضو قبیله زایل زیر این آسمان آبی آغاز میشود...
این داستان بر اساس اعضای گروه موسیقی مشهور ژاپنی EXILE ساخته شده است: هیرو، آتسوشی، تاکاهیرو، ماکیدای، ماتسو، اوسا و آکیرا.
سال ۲۷۱۸ طبق تقویم امپراتوری است و «زیپانگ» (ژاپن) در نبردی عظیم با «ماجینکی»ها—وحشتهایی از آسمان که نیمهحیوان و نیمهماشیناند—فروپاشیده است. مردم که یکدیگر را آزرده و اخلاق خود را تباه کردهاند و دیگر آیندهای نمیبینند، برای زنده ماندن هر روز تلاش میکنند. جنگ ۷۰٪ از نژاد بشر را نابود کرد، اما در میان این تاریکی، هفت عضو «قبیله زایل» سر برآوردند تا رستگاری را برای انسانها به ارمغان بیاورند.
اکنون، ۵۰۰ سال بعد در سال ۳۲۱۸، سایههای شوم «ماجینکی» بار دیگر بر آنها سایه افکندهاند. این داستان «اکزامورای» است، داستان قبیله زایل، که تا پای جان برای محافظت از عشق، رؤیاها و خوشبختی خود خواهند جنگید. پس از ۵۰۰ سال بقا از وقایع ۲۷۱۸، نبرد نهایی هفت عضو قبیله زایل زیر این آسمان آبی آغاز میشود...
این داستان بر اساس اعضای گروه موسیقی مشهور ژاپنی EXILE ساخته شده است: هیرو، آتسوشی، تاکاهیرو، ماکیدای، ماتسو، اوسا و آکیرا.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.