محبوبترین آثار ماجراجویی
Magic Emperor
Solo Leveling
The Beginning After the End
SPY×FAMILY
The Swordmaster’s Son
Boruto: Two Blue Vortex
Overgeared
Sandmancer of the Scorched Desert
Omniscient Reader’s Viewpoint
The Greatest Estate Developer
ماجراجویی (119 اثر)
Solo Leveling: Ragnarok
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
Latna Saga: Survival of a Sword King
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
جیوو جوانی مهربان است که با استفاده از واکنشهای برقآسای یک گربه، بهصورت مخفیانه دنیا را به مکانی بهتر تبدیل میکند—هربار با نجات یک کودک یا یک حیوان سرپرستیشده. کیدن مأمور مخفی فراری است که خود را در بدن … ام … گربهای پشمالو، پیر و کاملاً چاق پیدا میکند. آنها با تلفیق قدرتهای فوقالعادهی جیوو و هوش سرشار کیدن، قصد دارند با نیروهایی مبارزه کنند که میخواهند شر در این دنیا حاکم شود—البته به شرطی که بتوانند آنقدر یکدیگر را تحمل کنند تا مأموریت را به انجام برسانند!
The God of High School
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Boruto: Naruto Next Generations
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
Sekai no Owari no Pen-friend
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
Fumetsu no Anata e
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
D.Gray-man
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.