محبوبترین آثار ماجراجویی
Magic Emperor
The Swordmaster’s Son
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
SPY×FAMILY
Solo Leveling
Overgeared
Sandmancer of the Scorched Desert
ماجراجویی (122 اثر)
The earth lords school life
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
قدرتمندترین موجود زمین همیشه در آرزوی مبارزه ای است که او را هیجان زده کند. او که از عشق به نبرد دیوانه شده است، بدن یک دانش آموز دبیرستانی را در اختیار دارد و یک بار دیگر هیجان مبارزه را تجربه می کند. در همین حال، نگهبان زمین، که توسط خدایان دیگر مهر و موم شده است، به دنبال قوی تر شدن در بدن جدید خود و به چالش کشیدن آنها است. آیا او با بدن جدید خود بر خدایان غلبه خواهد کرد و به لذت بردن از هیجان نبرد ادامه خواهد داد
I Took over The Academy With a Single Sashimi Knife
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
It Starts with a Kingpin Account
وو پسری که سطحش از 3 بالاتر نمیره!! یه هیولای سطح کمیاب باعث میشه به حساب کاربری پادشاه دست پیدا کنه و وارد دنیاهای موازی میشه...
وو پسری که سطحش از 3 بالاتر نمیره!! یه هیولای سطح کمیاب باعث میشه به حساب کاربری پادشاه دست پیدا کنه و وارد دنیاهای موازی میشه...
The Back-Alley Mages Return
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
The Novels Extra Remake
بعد از بیدار شدن، کیم هاجین خودش رو توی یک دنیای آشنا ولی در بدنی نا آشنا پیدا میکنه. دنیایی که خودش خلقش کرده و داستانی که خودش اون رو نوشته، ولی هیچوقت به اتمام نرسوندتش. اون تبدیل به سیاهی لشکر ناول خودش شده بود، یه شخصیت فیلر بدون کوچیک ترین اهمیتی توی داستان. تنها سرنخش برای فرار اینکه به خط اصلی داستان نزدیک بمونه. هرچند، اون بزودی متوجه میشه که اون دنیا، کاملا شبیه به دنیایی که خودش خلق کرده نیست.
بعد از بیدار شدن، کیم هاجین خودش رو توی یک دنیای آشنا ولی در بدنی نا آشنا پیدا میکنه. دنیایی که خودش خلقش کرده و داستانی که خودش اون رو نوشته، ولی هیچوقت به اتمام نرسوندتش. اون تبدیل به سیاهی لشکر ناول خودش شده بود، یه شخصیت فیلر بدون کوچیک ترین اهمیتی توی داستان. تنها سرنخش برای فرار اینکه به خط اصلی داستان نزدیک بمونه. هرچند، اون بزودی متوجه میشه که اون دنیا، کاملا شبیه به دنیایی که خودش خلق کرده نیست.
Becoming the Cheon Clans Mad Dog
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
Strongest Curse Master
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
در دهکده آدات ، دختری زندگی میکند که نوه ی یکی از جادوگران محلی است و اخلاقی پسرانه دارد. او متوجه میشود که استاد جادوگری بدنام “الدرمسک” در راه برگشت به زادگاه خود است . رمی به همراه دوست دوران کودکی خود انجو راهی محلی که اِلدرمسک از ان میگذرد میشود تا دریابد کدامیک قویترند . در پس زمینه داستان جنگی بین دو قوم تئودورل و الئومهان در جریان است تا پادشاه دریاها معلوم شود .
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
تو دنیایی که صلح و آرامشش توسط ارباب سایه ھا ‘سکنیوم’ نابود شده.نیرو یک پسر بچه دو رگه ی نیمه الف و نیمه انسانه که خانوادشو وقتی بچه بوده از دست داده و توسط یک زوج برده به فرزند خوندگی گرفته میشه.تو این دنیا با برده ھا مثله انسان ھا رفتار نمیکنن.از اونجایی که اون زوج برده بودن باھاشون بد رفتاری میشه و در نھایت جونشونو از دست میدن.حالا نیرو دوباره تنھا شده و مسئولیت خانوادش به گردن اونه و نباید از ھیچ کاری برای مراقبت از خواھر و برادر کوچکش دریغ کنه. اگه نیرو قصد داره از این سرنوشت شومش خلاص بشه فقط یه کار ھست که میتونه انجام بده.باید از اکادمی اکسکانوم فارق التحصیل بشه. دقیقا مثل امپراطور کنونی که اونم یه زمانی برده بوده…
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
Happy Face From Slave To Arena Legend
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Martial Evolution
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...
از زمانهای باستان بشـریت در ستــاره آبی با یک فاجعه روبرو شد "تهاجم قلمرو مخفی" قلمروهای مخفی به جهان دیگه متصلن. برای مقابله با تهدیدات بشریت یه سیستم ژنی هیولایی ایجاد کرد و توسعه داد. تزریق ژنهای هیولایی برای بیدار کردن یک قالب هیولا و فعالسازی تواناییهای ژنتیکی. ستاره آبی وارد عصری شد که قدرت رزمی همه چیز بود. جوانی به طور غیر منتظرهای در بدن شخصی به نام یی هی که به بازنده کلاس معروف بود تناسخ پیدا کرد، یی هی بعد از تزریق سِرُم ژن در مرحله ارزیابی ارتقا ژنتیک، به محض اعلام شدن اطلاعاتش همه اونو دوباره یه بازنده صدا کردن اما هیچکس نمیدونست که اون خط خونی پادشاه هیولاها رو بیدار کرده. "متاسفانه من الان فقط یه تازه کارم، همین که قویتر شدم به جهان نشون میدم پادشاه هیولاها بودن یعنی چی!"...