محبوبترین آثار فانتزی
Magic Emperor
Jujutsu Kaisen
Who Made Me a Princess
Solo Leveling
The Beginning After the End
The Swordmaster’s Son
Boruto: Two Blue Vortex
The Stellar Swordmaster
Overgeared
The Extra’s Academy Survival Guide
فانتزی (222 اثر)
The Lady And The Beast
من ، امپراتریس مارتینا ، به عنوان اخرین جادوگر بازمانده از قوم لتا انتقاممو از امپراطوری بلانش گرفتم و امپراطوری خودمو تاسیس کردم. 100 سال بعد از مرگم به عنوان آستینا ، دختر کنت دوباره متولد شدم ولی چند سال بعد بخاطر ورشکستگی خانوادمون به جای خواهرم کانا ، طبق یه قرارداد مجبور به ازدواج با دوک نفرین شده ی آتالنتا ، یه هیولای خون خوار شدم ... اونم فقط برای ایجاد یه وارث برای خاندان آتالنتا اما آیا قرارداد طبق برنامه پیش میره؟
من ، امپراتریس مارتینا ، به عنوان اخرین جادوگر بازمانده از قوم لتا انتقاممو از امپراطوری بلانش گرفتم و امپراطوری خودمو تاسیس کردم. 100 سال بعد از مرگم به عنوان آستینا ، دختر کنت دوباره متولد شدم ولی چند سال بعد بخاطر ورشکستگی خانوادمون به جای خواهرم کانا ، طبق یه قرارداد مجبور به ازدواج با دوک نفرین شده ی آتالنتا ، یه هیولای خون خوار شدم ... اونم فقط برای ایجاد یه وارث برای خاندان آتالنتا اما آیا قرارداد طبق برنامه پیش میره؟
Second Life of A Trash Princess
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
Love Advice From the Great Duke of Hell
دختر رویاهات روحشم خبر نداره که تو وجود داری. هیچ کمکی هم از دست دوستات برنمیاد. خونوادهت هم از این قضیه خبر ندارن. خب حالا برای مشاوره گرفتن به کی رو میزنی؟ کی میتونه تورو که یه عاشق دلخستهای، اساسی کمک کنه تا برای همهچیز آماده باشی؟ اگه یه نوجوون معمولی مثل پال باشی، یه شیطان گولاخ از اعماق دخمههای جهنم احضار میکنی و جدی جدی امیدواری که همهچی درست پیش بره!
دختر رویاهات روحشم خبر نداره که تو وجود داری. هیچ کمکی هم از دست دوستات برنمیاد. خونوادهت هم از این قضیه خبر ندارن. خب حالا برای مشاوره گرفتن به کی رو میزنی؟ کی میتونه تورو که یه عاشق دلخستهای، اساسی کمک کنه تا برای همهچیز آماده باشی؟ اگه یه نوجوون معمولی مثل پال باشی، یه شیطان گولاخ از اعماق دخمههای جهنم احضار میکنی و جدی جدی امیدواری که همهچی درست پیش بره!
I Became the Younger Sister of a Regretful Obsessive Male Lead
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
I Became the Tyrant Translator
مایکلِ ظالم، فقط لتیسیا را داشت که او را درک می کرد. لتیسیا از ده سال پیش به عنوان مترجم او کار می کرد، چون تنها کسی بود که سخنان امپراطور را درک می کرد ... البته تا زمانی که استعفای خودش را اعلام کرد تا زندگی جدیدی داشته باشد.. شرط بیرون انداختن کلمات منجمد توسط ستمگر عجیب بود! "لطفا. لطفا کنارم بمانید." من گول خوردم! "چرا این کار جهنمی و کردی؟" مایکل در پاسخ به لتیسیا که از شوکِ خیانت نمی توانست به هوش بیاید دهان خود را به آرامی باز کرد. "چون این تنها راه برای نگه داشتن تو در کنار من بود."
مایکلِ ظالم، فقط لتیسیا را داشت که او را درک می کرد. لتیسیا از ده سال پیش به عنوان مترجم او کار می کرد، چون تنها کسی بود که سخنان امپراطور را درک می کرد ... البته تا زمانی که استعفای خودش را اعلام کرد تا زندگی جدیدی داشته باشد.. شرط بیرون انداختن کلمات منجمد توسط ستمگر عجیب بود! "لطفا. لطفا کنارم بمانید." من گول خوردم! "چرا این کار جهنمی و کردی؟" مایکل در پاسخ به لتیسیا که از شوکِ خیانت نمی توانست به هوش بیاید دهان خود را به آرامی باز کرد. "چون این تنها راه برای نگه داشتن تو در کنار من بود."
Hectoascal
پارک هان جون، که زمانی افسانه نامیده می شد، ناامید شده بود، چون چیزی برای از دست دادن نداشت، مقدار زیادی پول بهش میدن. چشم در برابر چشم! من تو رو مجبور می کنم که اون چیزی که از سر گذروندی رو پرداخت کنی!همونطور که خشمش منفجر می شه، اون انتقام شیرین خودش رو می گیره و دشمنانش رو وادار میکنه به اندازه ای که لیاقتش رو دارن کتک بخورن!
پارک هان جون، که زمانی افسانه نامیده می شد، ناامید شده بود، چون چیزی برای از دست دادن نداشت، مقدار زیادی پول بهش میدن. چشم در برابر چشم! من تو رو مجبور می کنم که اون چیزی که از سر گذروندی رو پرداخت کنی!همونطور که خشمش منفجر می شه، اون انتقام شیرین خودش رو می گیره و دشمنانش رو وادار میکنه به اندازه ای که لیاقتش رو دارن کتک بخورن!
Epic of Gilgamesh
مرد بینام، کسی که از ابتدای آفرینش زنده بوده؛ اما حالا بعد از هزاران سال زندگی عاجزانه دنبال راهی برای خلاص شدن از نفرین جاودانگی و پیوستن به عزیزان از دست رفتشه. بالاخره بعد از سال ها خیره شدن به آسمان، مرد بی نام با دختری رو به رو میشه که چیزی رو درون قلبش به حرکت در میاره، چیزی که قرن هاست مرده بود. آیا اون دختر میتونه در طی سفرش با مرد بینام اون رو به آرزوش برسونه…؟
مرد بینام، کسی که از ابتدای آفرینش زنده بوده؛ اما حالا بعد از هزاران سال زندگی عاجزانه دنبال راهی برای خلاص شدن از نفرین جاودانگی و پیوستن به عزیزان از دست رفتشه. بالاخره بعد از سال ها خیره شدن به آسمان، مرد بی نام با دختری رو به رو میشه که چیزی رو درون قلبش به حرکت در میاره، چیزی که قرن هاست مرده بود. آیا اون دختر میتونه در طی سفرش با مرد بینام اون رو به آرزوش برسونه…؟
I Become The Wife Of Monstrous Crown Prince
من بعنوان آنسیا، همسر ولیعهد هیولا، تو یه رمان بزرگسالانه تناسخ پیدا کردم! تو داستان اصلی، آنسیا بخاطر اینکه همسر ولیعهد هیولا یعنی بِلِیک میشه تو روز عروسیش خودشو تو دریاچه میندازه و خودکشی میکنه و من درست وقتی تو بدن آنسیا تناسخ پیدا کردم که بلیک منو از تو دریاچه بیرون کشید و نجاتم داد!! حالا من با این ولیعهد نفرین شده ای که الان مثل یه خرگوش ناز و گوگولیه و نفرینشم فقط به دست شخصیت اصلی زن داستان که دیانا، خواهر ناتتی منه، شکسته میشه، چیکار کنم؟!
من بعنوان آنسیا، همسر ولیعهد هیولا، تو یه رمان بزرگسالانه تناسخ پیدا کردم! تو داستان اصلی، آنسیا بخاطر اینکه همسر ولیعهد هیولا یعنی بِلِیک میشه تو روز عروسیش خودشو تو دریاچه میندازه و خودکشی میکنه و من درست وقتی تو بدن آنسیا تناسخ پیدا کردم که بلیک منو از تو دریاچه بیرون کشید و نجاتم داد!! حالا من با این ولیعهد نفرین شده ای که الان مثل یه خرگوش ناز و گوگولیه و نفرینشم فقط به دست شخصیت اصلی زن داستان که دیانا، خواهر ناتتی منه، شکسته میشه، چیکار کنم؟!
Trees Have Branches
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
Time To Dedicate Your Death
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
This Villainess Wants a Divorce!
دختری از دنیای مدرن وقتی بیدار میشود، خودش را در بدن یک دوشس شرور داخل یک رمان عاشقانه پیدا میکند. طبق داستان اصلی، او قرار است به اجبار با شاهزاده ازدواج کند و سپس بهدلیل نقش "شرور" داستان، در نهایت سرنوشتش تبعید یا مرگ باشد.
دختری از دنیای مدرن وقتی بیدار میشود، خودش را در بدن یک دوشس شرور داخل یک رمان عاشقانه پیدا میکند. طبق داستان اصلی، او قرار است به اجبار با شاهزاده ازدواج کند و سپس بهدلیل نقش "شرور" داستان، در نهایت سرنوشتش تبعید یا مرگ باشد.
Royal Marriage
نماد زیبایی و پول، تاتیانا کارتین، واجد شرایط ترین مجرد امپراتوری فریا. ناامیدی از خیانت کردن نامزد مورد اعتمادش تنها تو یک لحظه طول کشید! چه کسی میتونست حدس بزنه که یک شوک بزرگتر از اینم قرار اتفاق بیوفته. فکر کنم خانواده ام که همیشه فکر می کردم طرفم هستن، از اولم ماهیت نامزدم رو می دونستن. تاتیانا تهدید کرد که هرگز ازدواج نخواهد کرد و مادرش که زمانی او را نوازش می کرد، رهاش کرد! "اگر می گی نمی خوای، فکر می کنم که باید خانه رو هم ترک کنی." "و باید همه چیزهایی که بهت دادیم رو هم پس بدی"
نماد زیبایی و پول، تاتیانا کارتین، واجد شرایط ترین مجرد امپراتوری فریا. ناامیدی از خیانت کردن نامزد مورد اعتمادش تنها تو یک لحظه طول کشید! چه کسی میتونست حدس بزنه که یک شوک بزرگتر از اینم قرار اتفاق بیوفته. فکر کنم خانواده ام که همیشه فکر می کردم طرفم هستن، از اولم ماهیت نامزدم رو می دونستن. تاتیانا تهدید کرد که هرگز ازدواج نخواهد کرد و مادرش که زمانی او را نوازش می کرد، رهاش کرد! "اگر می گی نمی خوای، فکر می کنم که باید خانه رو هم ترک کنی." "و باید همه چیزهایی که بهت دادیم رو هم پس بدی"
I Became Tyrant Tutor
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
ریان آزورا ، البته اگه این اسم واقعی اون باشه، تو یه خلأ بیدار میشه و میبینه با زنجیر بسته شده. یادش نمیاد کیه و چطور به این دنیای سفید اومده. اون با میلیون ها نفر دیگه تو یه بازی پیچیده شرکت کرده که تنها قوی ترین اونا برنده میشن. ریان قوی نیست، اما رازی داره که میتونه به زنده موندنش کمک کنه؟ به بازی خدا خوش اومدید. ارزش خودتون رو ثابت کنید یا برای سرگرم کردن اون بمیرید.
ریان آزورا ، البته اگه این اسم واقعی اون باشه، تو یه خلأ بیدار میشه و میبینه با زنجیر بسته شده. یادش نمیاد کیه و چطور به این دنیای سفید اومده. اون با میلیون ها نفر دیگه تو یه بازی پیچیده شرکت کرده که تنها قوی ترین اونا برنده میشن. ریان قوی نیست، اما رازی داره که میتونه به زنده موندنش کمک کنه؟ به بازی خدا خوش اومدید. ارزش خودتون رو ثابت کنید یا برای سرگرم کردن اون بمیرید.
The Dark Magician Transmigrates After 66666 Years
دیابلو وولفیر، جادوگر سیاه قدرتمندی است که در نبردی با ۱۲ خدای قدرتمند شکست میخورد و به مدت 66,666 سال مهر و موم میشود. او پس از این مدت طولانی، در بدن نوزادی به نام جیمی ولتون بیدار میشود. با وجود از دست دادن بخش زیادی از قدرتهایش، جیمی با خانوادهای مهربان بزرگ میشود و تصمیم میگیرد انتقام خود را از خدایانی که او را مهر و موم کردهاند، بگیرد.
دیابلو وولفیر، جادوگر سیاه قدرتمندی است که در نبردی با ۱۲ خدای قدرتمند شکست میخورد و به مدت 66,666 سال مهر و موم میشود. او پس از این مدت طولانی، در بدن نوزادی به نام جیمی ولتون بیدار میشود. با وجود از دست دادن بخش زیادی از قدرتهایش، جیمی با خانوادهای مهربان بزرگ میشود و تصمیم میگیرد انتقام خود را از خدایانی که او را مهر و موم کردهاند، بگیرد.