محبوبترین آثار فانتزی
Magic Emperor
Who Made Me a Princess
The Swordmaster’s Son
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
The Extra’s Academy Survival Guide
فانتزی (226 اثر)
Kaijuu 8-gou
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
این داستان پنج قرن پیش از دوران «وان پیس» روایت میشود. ریوما، یک سامورایی سرگردان و افسانهای، وارد شهری میشود که تحت تهدید یک اژدهای عظیمالجثه قرار دارد و بیهراس تصمیم میگیرد برای نجات اهالی با این موجود به نبرد برخیزد، بیآنکه سرنوشت این رویارویی را بداند.
این داستان پنج قرن پیش از دوران «وان پیس» روایت میشود. ریوما، یک سامورایی سرگردان و افسانهای، وارد شهری میشود که تحت تهدید یک اژدهای عظیمالجثه قرار دارد و بیهراس تصمیم میگیرد برای نجات اهالی با این موجود به نبرد برخیزد، بیآنکه سرنوشت این رویارویی را بداند.
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
Promise of an Orchid
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
Tokyo Ghoul
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
Tokyo Ghoul:re
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
Kagurabachi
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
Houseki no Kuni
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.
Gogo Monster
یوکی تاچیبانا، دانشآموز سال اول دبستان و درونگرا، معتقد است طبقهٔ چهارم مدرسهاش محل حضور موجودات ماورایی است که تنها عدهٔ کمی از بچهها (و هیچیک از بزرگترها) قادر به دیدنشان هستند. او از هجوم اخیر موجودات جدید و کمدوستتر نگران است و همچنین از این میترسد که با بزرگتر شدن، تواناییاش در درک شکل حقیقی اشیا کاهش یابد. بیشتر همکلاسیها به یوکی میخندند و او را بهخاطر گفتهها و رفتارهای عجیبش دیوانه میدانند، و جدا از موجوداتی که میبیند، تنها در دو ارتباط اجتماعی شرکت دارد: سرایدار مهربان و بردبار مدرسه، ماکوتو سوزوکی—شاگرد تازهواردی که کنار میز او نشسته—و پسری مرموز به نام IQ که همیشه جعبهای روی سرش دارد.
یوکی تاچیبانا، دانشآموز سال اول دبستان و درونگرا، معتقد است طبقهٔ چهارم مدرسهاش محل حضور موجودات ماورایی است که تنها عدهٔ کمی از بچهها (و هیچیک از بزرگترها) قادر به دیدنشان هستند. او از هجوم اخیر موجودات جدید و کمدوستتر نگران است و همچنین از این میترسد که با بزرگتر شدن، تواناییاش در درک شکل حقیقی اشیا کاهش یابد. بیشتر همکلاسیها به یوکی میخندند و او را بهخاطر گفتهها و رفتارهای عجیبش دیوانه میدانند، و جدا از موجوداتی که میبیند، تنها در دو ارتباط اجتماعی شرکت دارد: سرایدار مهربان و بردبار مدرسه، ماکوتو سوزوکی—شاگرد تازهواردی که کنار میز او نشسته—و پسری مرموز به نام IQ که همیشه جعبهای روی سرش دارد.
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
The Beginning After The End – Jasmine: Wind-Borne
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.
Attack on Titan
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
Jujutsu Kaisen 0
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
Jujutsu Kaisen
ایتادوری یوجی، دانشآموزی شگفتانگیز در ورزش، بهجای تمرین دائمی ترجیح میدهد وقتش را با باشگاه ماوراءالطبیعه بگذراند. همهچیز تا وقتی عادی بهنظر میرسد که یکی از اعضای باشگاه زیر حمله موجودات فراطبیعی قرار میگیرد و یوجی متوجه میشود این دنیا فراتر از کتابهای علم غیب، واقعاً تاریک و خطرناک است.
در همین حال، فوشیگورو مگومی—یک جادوگر جوجوتسو مرموز—دنبال یک شیء نفرینشده با درجهویژه میگردد و سرنخهایش او را به یوجی میرساند. از اینجا به بعد، زندگی یوجی وارد مسیری میشود که نهتنها آیندهاش، بلکه سرنوشت دنیای مرئی و نامرئی را رقم خواهد زد.
ایتادوری یوجی، دانشآموزی شگفتانگیز در ورزش، بهجای تمرین دائمی ترجیح میدهد وقتش را با باشگاه ماوراءالطبیعه بگذراند. همهچیز تا وقتی عادی بهنظر میرسد که یکی از اعضای باشگاه زیر حمله موجودات فراطبیعی قرار میگیرد و یوجی متوجه میشود این دنیا فراتر از کتابهای علم غیب، واقعاً تاریک و خطرناک است.
در همین حال، فوشیگورو مگومی—یک جادوگر جوجوتسو مرموز—دنبال یک شیء نفرینشده با درجهویژه میگردد و سرنخهایش او را به یوجی میرساند. از اینجا به بعد، زندگی یوجی وارد مسیری میشود که نهتنها آیندهاش، بلکه سرنوشت دنیای مرئی و نامرئی را رقم خواهد زد.
Kamen Kitan Theo
در قرن نوزدهم مردی مرموز که نقاب گرگ بر صورت دارد در شهر ونیز درحال بررسی پرونده عجیب سنگ شدن انسانها میباشد، چه چیزی او کشف میکند و همراه جدید او، النور در این مسیر چه میکند؟
👤وانشاتی از گوتو توگو و ماتسورا کنتو خالقین مانگای Phantom seer
در قرن نوزدهم مردی مرموز که نقاب گرگ بر صورت دارد در شهر ونیز درحال بررسی پرونده عجیب سنگ شدن انسانها میباشد، چه چیزی او کشف میکند و همراه جدید او، النور در این مسیر چه میکند؟
👤وانشاتی از گوتو توگو و ماتسورا کنتو خالقین مانگای Phantom seer